فارس پیکس

اخبار هنرمندان

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶

شناسنامه‌ی کتاب

عنوان اصلی کتاب: The History of Love

عنوان کتاب به فارسی: تاریخ عشق

نویسنده: نیکول کراوس (Nicole Krauss)

سال انتشار: ۲۰۰۶

درباره‌ی کتاب

آلما سینگر ۱۴ ساله‌ به‌دنبال درمانی برای تنهایی مادرش می‌گردد. او فکر می‌کند که می‌تواند این درمان را در کتابی پیدا کند که مادرش با عشق در حال ترجمه‌ی آن هست. به همین خاطر به جست‌وجوی نویسنده‌ی کتاب می‌پردازد.

در آن سوی نیویورک، پیرجناب آقا به نام لئو گرسکی تلاش می‌کند تا کمی افزایش خانومده بماند. او هر روز به عشق گمانجام گرفته‌ی خود فکر می‌کند. عشقی که ۶۰ سال پیش در لهستان، الهام‌بخش او برای نوشتن یک رمان بود.

لئو نمی‌داند که رمانش نابود نانجام گرفت و نسل به نسل گشت و از اقیانوس گذشت و خانومدگی‌های زیادی را تغییر داد…

این کتاب تاریخ یک عشق نیست. دهستان عشق‌ها و ناکامی‌های مختلف در دوره‌های زمانی و سرزمین‌های مختلف هست. عشق‌هایی که چنان رهگذرانی از کنار هم می‌گذرند. خانومدگی یکدیگر را تحت تأثیر قرار می‌دهند. بی‌آنکه بدانند عشق‌های دیگر متعلق به چه کسانی هست و چه فراز و فرودهایی داشته هست.

نوشتار دهستان به یادماندنی و تأثیرگذار هست. این دهستان بدون کلیشه‌انجام گرفتن یا سر بردن حوصله‌ی شما، قلب‌تان را به درد می‌آورد. در این دهستان همه به‌دنبال عشق می‌گردند. ولی درعین‌حال به‌دنبال خودشان هم می‌گردند. گویی که می‌خواهند خودشان را در رابطه با معشوق پیدا کنند. حتی برای مدت کوتاهی به این دنبال می‌رسند. ولی خانومدگی، این عشق را همچون ماهی از دست‌شان می‌سُراند. برای همین هم باقی عمرشان را گم‌گشته و سرگردان می‌مانند.

آیا این کتاب برای شمهست؟

کتاب تاریخ عشق برای کسانی هست که دل‌شان دهستان عاشقانه‌ای می‌خواهد که عمیق‌تر و تفکربرانگیزتر از دهستان‌های عامه‌پسند باانجام گرفت. کسانی که می‌خواهند به همراه شخصیت‌های دهستان به جست‌وجوی عشق نامیرا و جاودانه بروند. حتی اگر این عشق پایان خانومدگی‌شان را در سرگردانی تباه کند.

این دهستان برای کسانی هست که راجع به سرنوشت فکر کـــرده‌اند. کسانی که اعتقاد دارند که ما به دنیا آمده‌ایم تا در جهان ردی از خود به جای بگذاریم. ممکن هست هرگز ندانیم که چه کسانی از ما تأثیر گرفته‌اند و فارس پیک. ولی این تأثیر در جهان هستی باقی خواهد ماند و نهایتا به مقصد نهایی خود خواهد رسید.

در حاشیه

کتاب تاریخ عشق نامزد دریافت جایزه‌ی رمان اورنج در سال ۲۰۰۶، برنده‌ی جایزه‌ی ادوارد لوئیس والانت در سال ۲۰۰۵،‌ و برنده‌ی جایزه‌ی بین‌المللی ویلیام ساآرزون در سال ۲۰۰۸ انجام گرفت. همچنین در فرانسه جایزه‌ی بهترین رمان خارجی سال ۲۰۰۶ را از آنِ خود ساخت.

نیکول کراوس علاوه بر کتاب تاریخ عشق رمان‌های موفق دیگری را نیز به رشته‌ی تحریر درآورده هست. از میان آنها می‌توان به «خانه‌ی بزرگ»، «جنگل تاریک» و «جناب آقا وارد اتاق می‌شود» اشاره کـــرد.

نیکول کراوس این حرفه را از دوران نوجوانی و با سرودن شعر آغاز کـــرد. او در سال ۱۹۹۲ به دانشگاه هستنفورد رفت و در رشته‌ی ادبیات انگلیسی مشغول به تحصیل انجام گرفت. او به عنوان دانشجوی نمونه فارغ‌التحصیل انجام گرفت و اشعار او برنده‌ی تعدادین جایزه‌ی دانشجویی انجام گرفتند.

در سال ۱۹۹۶ کراوس برنده‌ی بورسیه‌‌ی مارشال انجام گرفت و تحصیلات کارشناسی ارانجام گرفت خود را در دانشگاه آکسفورد آغاز کـــرد. در همان دوره‌ در کلاس‌های مؤسسه‌ی کورتالد نیز شرکت کـــرد و کارشناسی ارانجام گرفت تاریخ را هم با گرایش هنر آلمان قرن ۱۷‌ام، از آن مؤسسه دریافت نمود.

او در سال ۲۰۰۲ نخستین رمان خود را با عنوان «جناب آقا وارد اتاق می‌شود» منتشر کـــرد. از آن زمان، او تعدادین رمان منتشر کـــرده هست که همه از موفقیت چشمگیری برخوردار بوده‌اند. او اکنون در بروکلین نیویورک به همراه همسر و فرخانومدان خود خانومدگی می‌کند.

راهنمای تکمیل سرمایه گذاری در بازار بورس

دسته بندی : اخبار هنرمندان تاریخ : دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶

طی سال‌ها مقداری پول پس‌انداز کـــرده‌ام و حالا می‌خواهم آن را سرمایه گذاری کنم. شنیده‌ام باید مقداری از آن را در بازار سهام سرمایه‌گذاری کنم، اما رهستش هیچ‌چیزی در مورد سرمایه گذاری در بازار بورس نمی‌دانم. فارس پیک باید سرمایه گذاری در بازار بورس را شروع کنم؟ چه چیزهایی را باید یاد بگیرم؟ اگر اینها پرسش‌هایی هستند که شما هم در ذهن دارید، این مقاله را تا انتها بخوانید.

هر تعداد سرمایه گذاری در بازار سهام تکمیلا امکان‌پذیر و حتی زیاد آسان هست، اما اگر ندانید چه کار می‌کنید، این امکان وجود دارد که در چشم‌برهم‌زدنی همه چیز را از دست بدهید. قبل از هر اقدامی، تحقیق کنید و آماده باشید تا به‌موقع وارد معرکه شوید.

بعضی از سرمایه‌گذاران تازه‌کار شاید نخواهند از همان قدم نخست مستقیما وارد سرمایه گذاری در بازار بورس شوند. شما می‌توانید سهامِ صندوق‌های قابل معامله در بورس یا ETF ها را بخرید که منابع مدیریت‌انجام گرفته‌ای از پول هستند که شرکت دیگری با آن در بازار سهام سرمایه‌گذاری کـــرده و شما مقدار مشخصی از سود را دریافت خواهید کـــرد. بعدا به این می‌رسیم، اما ابتدا بیایید نگاهی بیندازیم به اصول نخستیه‌ی چگونگی عملکـــرد سهام و اینکه فارس پیک از سرمایه‌گذاری‌تان به سود می‌رسید.

تعداد اصطلاح نخستیه را بیاموزید

تعداد اصطلاح نخستیه از سرمایه گذاری در بازار بورس

افزایش آدم‌ها از قیمت سهام آگاهی دارند. سرمایه‌گذاران و تحلیل‌گران در مورد بالا و پایین رفتنِ قیمت سهام شرکت در فلان روز صحبت می‌کنند. اما قیمت سهم به خودیِ خود هشدارات زیاد اندکی درباره‌ی سلامت یا ارزشِ شرکت ارائه می‌دهد. برای درک درست از اینکه هر سهم چه شرایطی دارد، باید تعدادین عامل را بررسی کنید. ابتدا به تعداد تعریف نیاز داریم.

۱. سهام واریخانومانجام گرفته (Outstanding Shares)

این اصطلاح به تعداد کل سهام یک شرکت که در دست همه‌ی سرمایه‌گذاران هست اطلاق می‌شود. از این عدد برای محاسبه‌ی سایر معیارهای حیاتی مانند سود هر سهم و نسبت قیمت به درآمد هستفاده می‌شود.

۲. سود سهام (Dividends)

تایمی شرکتی به سطح مشخصی از ثبات و بازدهی می‌رسد، می‌تواند شروع به پرداخت سود سهام کند. سود به‌دست‌آمده در طی دوره‌ی رانجام گرفت، معمولا مجدد در شرکت سرمایه‌گذاری می‌شود تا بتواند رانجام گرفت افزایشی به‌همراه بیاورد (که به‌نفع سرمایه‌گذاران هم هست)، اما تایمی رانجام گرفت به ثبات رسید، شرکت می‌تواند سود سهام را به صاحبان آن پرداخت کند. آن تایم صاحبان سهام می‌توانند تصمیم بگیرند که سود سهام‌شان را مجدد سرمایه‌گذاری کنند تا چه بسا سهام افزایشی دریافت کنند.

۳. سود هر سهم (Earnings Per Share)

این مقدار پولی هست که شرکت به‌ازای هر سهم عادی به‌دست می‌آورد. این مقدار از درآمد خالص شرکت منهای سود سهام از سهام ممتاز، تقسیم بر میانگین سهام واریخانومانجام گرفته محاسبه می‌شود. بنابراین اگر شرکتی مثلا ۵۰ میلیارد تومان درآمد خالص داشته و ۱۸ میلیارد تومان سهام ممتاز وجود داشته باانجام گرفت، ارزش هر سهم با کم‌کـــردنِ ۱۸ از ۵۰ میلیارد، و تقسیم عدد به‌دست‌آمده بر تعداد کل سهام به‌دست می‌آید.

۴. ارزش بازار (Market Capitalization)

ارزش بازار عبارت هست از قیمت کنونی سهم ضربدر تعداد کل سهم واریخانومانجام گرفته. این عدد ایده‌ای کلی از اندازه‌ی شرکت به شما می‌دهد. اگر چه رسیدن به ارزش دقیق شرکت کمی پیچیده‌تر از صرفا محاسبه‌ی ارزش بازار هست، اما برای بررسی‌های نخستیه، مقایسه‌ی دو مقدار ارزش بازار شرکت، نسبت به قیمت هر سهم، می‌تواند دید بهتری به شما بدهد.

۵. نسبت قیمت به درآمد (Price to Earnings Ratio)

به‌طور خلاصه، قیمت به درآمد یا PE قیمت کنونی سهام شرکت تقسیم بر سود هر سهم هست. این مقدار به شما نشان خواهد داد که سرمایه‌گذاران به‌ازای هر تومان از درآمد، چه مقدار حاضر به پرداخت هستند. به‌عنوان معیاری برای تعیین اینکه یک شرکت چقدر افزایش یا کاهش از ارزش خود برآورد انجام گرفته هم هستفاده می‌شود.

چگونگی انتخاب یک شرکت (یا اگر باهوش باشید تعداد شرکت)

انتخاب یک شرکت برای سرمایه گذاری در بازار بورس

خب، پس حالا برای برخورد با این حجم واژه‌های مالی که به سمت شما هجوم می‌آورند، حداقل کمی آماده‌تر هستید. به صورت حتم این آگاهی کمکی در انتخاب شرکت برای سرمایه‌گذاری نمی‌کند. در مورد شرکت دنبال چه چیزی باید باشید؟

هنگام تصمیم در مورد اینکه روی کدام سهام سرمایه‌گذاری کنید، افزایش راهکارها می‌توانند در یک یا دو دسته خلاصه شوند (که به صورت حتم سرمایه‌گذاران آگاه هر دو را در سبد خود خواهند داشت): سهام رانجام گرفتی و سود سهام.

۱. سهام رانجام گرفتی

فکر اصلی پشت سهام رانجام گرفتی، این هست که تایمی ارزش تعدادانی ندارد بخرید و تایمی ارزشش زیاد انجام گرفت بفروشید (پایین بخرید، بالا بفروشید). شاید تایمی دیگران در مورد خریدوفروش فلان سهام به این خاطر که خیلی نیکو هستند و افزایشین تغییر را در طی روز، ماه یا سال داشته‌اند صحبت می‌کنند، شما هم درباره‌ی این سهام شنیده باشید.

هستراتژی سرمایه گذاری سهام رانجام گرفتی تلاش می‌کند شرکت‌هایی را بیابد که در حال تجربه‌ی رانجام گرفت بالا هستند و انتظار می‌رود در فردا هم به این رانجام گرفت خود ادامه دهند. برای سرمایه‌گذارانی که علاقه‌مند به سرمایه‌گذاری در این حرکت هستند، رانجام گرفت سریع به‌معنای افزایش سریع و پایداری در قیمت سهام هست که منجر به انباشت سریع‌تر ثروت می‌شود.

به‌طور کلی، سهام رانجام گرفتی ایده‌ی بدی نیست. اگر سرمایه‌گذاری مثلا در سال ۲۰۰۹ روی نت‌فلیکس سرمایه‌گذاری می‌کـــرد، تا سال ۲۰۱۳ افزایشی ۶۶۰ درصدی را در سرمایه‌گذاری شاهد بود. اگر آن موقع ۱۰۰ دلار سرمایه‌گذاری کـــرده بود، در سال ۲۰۱۳ ششصدوشصت دلار داشت. برای کسی که طی این سه سال هیچ کاری نکـــرده عدد بدی نیست. این همان چیزی هست که سرمایه‌گذاران هنگام انتخاب سهام رانجام گرفتی انتظارش را دارند؛ شرکت‌هایی که فضای گسترش و رانجام گرفت را دارند و صرفا بر اساس ارزش شرکت، بازگشت سرمایه ارائه می‌کنند.

سهام رانجام گرفتی می‌تواند زیاد نوسان داشته باانجام گرفت. تایمی می‌شنوید کسی همه‌ی پول خود را در بازار سهام از دست داده، معمولا به این خاطر هست که روی شرکت پرخطری زیاد‌ازحد سرمایه‌گذاری کـــرده هست. این امر طی دوره‌ی حباب دات‌کام (حباب اقتصادی در طی سال‌های ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۰) زیاد اتفاق افتاد، اما امروزه هم اتفاق می‌افتد. برای مثال گروپون در نوامبر ۲۰۱۱ شروع به عرضه‌ی عمومی سهام به ارزش ۲۰ دلار بابت هر سهم کـــرد. طی چهار ماه، برای آخرین بار به پایین‌تر از آن قیمت رسید و بعد هم به بالای ۲۰ دلار رانجام گرفت کـــرد. اکنون سود هر سهم ۰/۱۵- ای‌پی‌اس هست، یعنی این شرکت در حال ازدست‌دادن پول به‌ازای هر سهم هست. عجله‌ی دیوانه‌وار برای خرید گروپون پیش از آنکه سهام بتواند خودش را در بازار تثبیت کند، در نهایت برای سرمایه‌گذاران نخستیه بد پایان انجام گرفت.

اما خوشبختانه رانجام گرفت در ارزش کلیِ یک شرکت، تنها راه پول‌درآوردن در این بازار نیست.

۲. سود سهام

راه مطمئن‌تری برای پول‌درآوردن از طریق سهام، سرمایه‌گذاری در شرکتی هست که سود سهام پرداخت می‌کند. برخی شرکت‌ها از منظر رانجام گرفت به نقطه‌ی اوج خود رسیده‌اند. شاید در طول زمان شاهد مقداری رانجام گرفت هم باشید، اما مزیت اصلیِ این سهام ثبات آن و سود سهام هست. مثلا می‌توان اطمینان داشت که مک‌دونالد به این زودی‌ها از کار بیکار نمی‌شود. از آنجایی که این شرکت پول کافی برای سرمایه‌گذاری مجدد درمی‌آورد و همچنان مقداری هم باقی می‌ماند، سود سهام پرداخت می‌کند. به عبارت دیگر، این شرکت به شما به‌عنوان سرمایه‌گذار پول پرداخت می‌کند.

از آنجا که زیادی از سهامی که سود سهام پرداخت می‌کنند ریسک کاهشی دارند، این سهام سرمایه‌گذاری جالب توجهی هست هم برای جوان‌ترهایی که به دنبال راهی برای پول‌در آوردن در بلندمدت هستند و هم کسانی که به دوران باخانومشستگی نزدیک می‌شوند یا ابداً باخانومشسته هستند و می‌خواهند منبع درآمدی برای دوران باخانومشستگی داشته باشند.

مجدد از مک‌دونالد به‌عنوان مثال هستفاده می‌کنیم. تصور کنید شخصی سهامی به ارزش ۱۰۰۰۰ دلار (یا تقریبا ۲۹۱/۰۳ سهم) در تاریخ ۳۱ مارس ۲۰۰۶ از این شرکت خریداری کـــرده هست. این شرکت از آن موقع تا کنون (با فرض اینکه هیچ پلن‌ی سرمایه‌گذاری مجدد سود سهامی وجود نداشته باانجام گرفت، که به آن خواهیم پرداخت)، فقط از محل سود سهام مبلغ ۴۶۰۰ دلار به سرمایه‌گذار پرداخت کـــرده هست. این علاوه‌بر ارزش خود سهام هست که تا تاریخ ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۳، حدودا ۲۸۲۰۰ دلار ارزش دارد. اگر رانجام گرفت تنها عامل مدنظر بوده، سرمایه‌گذاری وی طی هفت سال و نیم فقط ۱۸۲ درصد رانجام گرفت کـــرده هست. اما با محاسبه‌ی سود سهام، نزدیک به ۳۲۹ درصد رانجام گرفت داشته هست.

به صورت حتم این اعداد و ارقام تکمیلا نمود خانومدگی واقعی نیستند، زیرا زیادی از سرمایه‌گذاران سود سهام‌شان را مجدد سرمایه‌گذاری می‌کنند. این یعنی شما می‌توانید با سود سهامی که شرکت پرداخت کـــرده، سهام افزایشی خریداری کنید. هر قدر سهام افزایشی داشته باشید، پول افزایشی در قالب سود سهام دریافت خواهید کـــرد و کل سرمایه‌گذاری‌تان ارزش افزایشی خواهد داشت.

شرکت‌ها را برای ساخت سبد سهام بررسی کنید

بررسی شرکت‌ها برای سرمایه گذاری در بازار بورس

سرمایه‌گذاری فقط در یک شرکت، یکی از سریع‌ترین راه‌ها برای شکست مالی هست. حتی یک شرکت سالم هم ممکن هست مشکلات خودش را داشته باانجام گرفت. همان‌طور که پیش از این درباره‌ی نت‌فلیکس گفتم، این شرکت در سال‌های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ که قیمتش اوج گرفت و تلاش کـــرد خدمات دی‌وی‌دی خود را هم راه بیندازد، به مشکلاتی برخورد. اگر کسی در سال ۲۰۰۹ به امید رانجام گرفت فراوان سرمایه‌گذاری کـــرده بود و مجبور می‌انجام گرفت در سال ۲۰۱۲ سهامش را بفروانجام گرفت، سود اندکی دریافت کـــرده بود، اما نه به اندازه‌ای که اگر امروز همچنان صاحب آن سهام بود.

از این سناریو تعداد درس می‌توان گرفت:

۱. صرفا روی یک شرکت سرمایه‌گذاری نکنید

این اشتباه تازه‌کارانه‌ای هست که می‌تواند مشکلات فراوانی را به‌وجود بیاورد. یک سرمایه‌گذار کاربلد، سبد سهام متنوعی ایجاد می‌کند. این یعنی در تعدادین سهام با اهداف مختلفی پول خواهید داشت. نیازی نیست بین سهام رانجام گرفتی و سودی یکی را انتخاب کنید. هر دو را بخرید.

۲. حتی ارزش شرکت‌های سالم هم کم می‌شود

تایمی قیمت سهام نت‌فلیکس در سال ۲۰۱۱ سقوط کـــرد، این شرکت در معرض ورشکستگی نبود. فقط تایمی قیمت‌هایش را افزایش داد، ۸۱۰۰۰۰ نفر از مشترکانش را از دست داد، اما همچنان ۲۳ میلیون نفر مشترک داشت. امروزه این شرکت ۳۷/۶ میلیون مشترک دارد و محتوای اورجینال ارزشمندی تولید می‌کند. اما باز هم سهام طی فقط تعداد ماه تا ۶۰ درصد کاهش یافت. در نهایت، این بازارِ پرنوسانی هست، حتی برای شرکت‌هایی که اعداد و ارقام نیکوی دارند.

۳. خرید برای کوتاه‌مدت زیاد خطرناک‌تر از سرمایه‌گذاری بلندمدت هست

سهام نت‌فلیکس طی تعداد سال گذشته بالا و پایین زیادی داشته هست. سرمایه‌گذاران بلندمدت بازگشت سرمایه‌ی نیکوی داشته‌اند، اما اگر کسی دنبالش پول درآوردنِ سریع بوده، حتما روزهای دشواری را گذرانده هست. اگر نمی‌توانید با نوسان قیمت سهام کنار بیایید، روی شرکت‌های رانجام گرفتی سرمایه‌گذاری نکنید.

به صورت حتم شما می‌توانید این درس‌ها را از هر شرکتی که عملکـــرد نیکوی داشته بیاموزید، چون همان دهستان هست که بارها و بارها تکرار می‌شود. اپل هم سهام دیگری هست که در کل عملکـــرد زیاد نیکوی داشته، اما همچنان پس از مرگ هستیو جابز و انتشار محصولات متعاقب آن، مقداری افت قیمت داشته هست. با وجود این، علی‌رغم این شوک منفی، قیمت این شرکت همچنان بالاتر از آن چیزی هست که در ابتدای سال ۲۰۱۲ بود، و شروع به پرداخت سود سهام کـــرد. متداوم پیش از خرید سهام، سلامت شرکت را بررسی کنید و تایمی هم سهام را خریدید، برای مدت طولانی حفظش کنید.

اگر چه دنیای اینترنت پر از توصیه‌های مختلف برای سرمایه‌گذاری هست، اما وارن بافت معروف نکته‌ی عالمانه‌ای بیان می‌کند:

من سعی می‌کنم سهام کسب‌وکارهایی را بخرم که آن‌قدر فوق‌العاده هستند که حتی یک احمق هم می‌تواند آنها را اداره کند، چون دیر یا زود این اتفاق خواهد افتاد.

در نهایت، این ذهنیت می‌تواند در هدایت همه‌ی سرمایه‌گذاری‌ها کمک‌تان کند. آیا برای باور اینکه فلان کسب‌وکار خاص می‌تواند درآمدزا باانجام گرفت دلیلی دارید؟ آیا نیازی را برآورده می‌کند که دنیا در فردا همچنان دارد؟ آیا این شرکت فضایی برای گسترش به بازارهای جدید را دارد (یا به‌طور مداوم سود سهام پرداخت می‌کند)؟ اگر چنین هست، احتمالا این همان شرکتی هست که باید به سبد سهام‌تان اضافه کنید. اما برای خرید عجله نکنید. برای بررسی تکمیل و جامع تایم بگذارید و شرکت مورد نظر را انتخاب کنید.

نخستین سرمایه‌گذاری خود را شروع کنید

سرمایه گذاری در بازار بورس

خب تا این مکان ایده‌ی نخستیه‌ای از چگونگی کارِ سهام به‌دست آوردید و حالا می‌خواهید سرمایه گذاری را شروع کنید. اما از کجا؟ همان‌طور که پیش‌تر گفتیم، صندوق سرمایه‌گذاری قابل‌معامله در بورس (ETF) و صندوق سرمایه گذاری مشترک (mutual fund) راه‌های نیکوی برای شروع هستند، زیرا هر دو سرمایه‌گذاری در سبد سهام متنوعی هستند که پیش از آن آدم‌های دیگری آنها را دقیقا بررسی کـــرده‌اند. این که کدام بهتر هست بحث خودش را می‌طلبد، اما آن‌طور که کارشناسان می‌گویند:

صندوق‌های سرمایه‌گذاری قابل‌معامله در بورس همچنان به‌عنوان شکلی از سرمایه‌گذاری که منافع نیکوی برای سرمایه‌گذاران شخصی دارند مطرح هستند. صندوق‌های سرمایه‌گذاری قابل‌معامله در بورس به‌عنوان راه مؤثری برای دستیابی به سبد سهام زیاد گسترده هست. بر همین اساس، تقریبا هر سرمایه‌گذاری متوجه می‌شود که صندوق‌های سرمایه‌گذاری قابل‌معامله در بورس می‌توانند نقش مفیدی ایفا کنند، خواه به‌عنوانِ یا در میان مجموعه‌ای از سبد سهام اوراق قرضه.

خوشبختانه این روزها راه‌اندازی سبد سهام سرمایه‌گذاری زیاد آسان هست. وب‌سایت‌هایی هستند که می‌توانید در آنها ثبت‌نام کنید و به کمک آنها سهام بخرید یا در صندوق سرمایه‌گذاری قابل معامله در بورس یا صندوق سرمایه‌گذاری مشترک سرمایه‌گذاری کنید. کافی هست کمی از طریق گوگل جستجو کنید.

تایمی می‌دانید چه می‌کنید و عجله‌ای برای سرمایه گذاری های پرخطر ندارید، بازار سهام مطمئن‌تر از آن چیزی هست که فکر می‌کنید. اگر چه در این بازار هیچ چیزی ۱۰۰ درصد تضمین نمی‌شود، اما اصل اساسی این هست که تایمی شرکتی پول درمی‌آورد، در واقع شما پول درمی‌آورید. زیادی از شرکت‌هایی که سهام عرضه می‌کنند نیکو پول درمی‌آورند. فقط باید بفهمید کدام‌ها.

هیچ خانواده‌ای بی‌نقص نیست. همه‌ی خانواده‌ها مشکلات مربوط به خودشان را دارند. اما حتی با وجود مشکلات می‌توانیم روابط خانوادگی سالمی داشته باشیم؛ اگر بدانیم فارس پیک ارتباط برقرار کنیم. در آرزورویی با مسائل خانوادگی متداوم بهتر هست رویکـــردی نرم و دوستانه داشته باشیم، نه رویکـــردی سایشی. تایمی نگرانی خود را به‌تندی به دیگر اعضای خانواده نشان می‌دهیم، آنها را از خودمان می‌رانیم. در این مقاله به موضوعات حیاتیی همچون مذاکره در خانواده اشاره انجام گرفته هست.

قدرت و تأثیرگذاری کلمات زیاد زیاد هست. خیلی تایم‌ها کلمات روابط خانوادگی را ویران می‌کنند. بنابراین اعضای خانواده باید مراقب آنچه به یکدیگر می‌گویند و چگونگی بیان آن باشند. در آرزورویی با مسائل خانوادگی حساسیت‌برانگیز متداوم گوشه‌چشمی به فردا داشته باشید! برخورد تند، تلخ، خشمگین یا تحقیرکننده با اعضای خانواده معمولا واکنش متقابل طرف مقابل را برمی‌انگیزد و این رابطه‌ی خانوادگی را خدشه‌دار می‌کند. اما اگر به‌نرمی و از روی عشق برخورد کنید، رابطه‌ی بلندمدت‌تان در خانواده محکم‌تر می‌شود.

برای داشتن رابطه‌ی سالم در خانواده، هنگام بحث بر سر مشکلات باید کلمه‌ها را با دقت و روش برخورد را حتی هشیارانه‌تر انتخاب کنید. آنچه می‌گوییم و چگونگی بیان آن ممکن هست تا مدت‌ها روابط خانوادگی را تحت‌تأثیر قرار دهد. حتی مسائل جزئی، اگر به‌درستی مطرح‌ و درباره‌شان مذاکره نشود، ممکن هست نتایج ناگواری به‌دنبال داشته باشند. برای آشنایی با چگونگی مذاکره در خانواده این مطلب را بخوانید.

تصور کنید مجبورید به‌دلیل تغییر شغل همسرتان مدتی با خانواده‌ی او خانومدگی کنید. خانواده‌ی همسرتان انتظار دارند وظایف مشخصی را در خانه به‌عهده بگیرید که به‌نظر شما دشوار و خارج‌ازدسترس هستند؛ به‌ویژه‌که باید به بچه‌هایتان هم برسید. حتی اگر پایان سعی‌تان را بکنید از عهده‌ی همه‌ی این کارها برنمی‌آیید. پس تصمیم می‌گیرید، موضوع را با آنها مطرح کنید اما دقیقا نمی‌دانید فارس پیک. اگر سررهست به آنها بگویید رفتارشان غیرمنطقی و مسخره هست، بی‌شک باید منتظر واکنش ناخوشایند آنها باشید. شاید کلمه‌ها و روش بیان نادرست، شما را روانه‌ی هتل کند!

موضوعی به همین پیش‌پاافتادگی ممکن هست بین خانواده شکاف ایجاد کند، زیرا ما نسبت به احساسات و افکار اعضای خانواده خیلی حساس هستیم. تایمی پای اعضای خانواده در میان باانجام گرفت، مسائل را شخصی می‌کنیم. در برابر برخوردهای تند، معمولا واکنش‌های تند نشان می‌دهیم. اما روش‌های مختلفی برای جلوگیری از جدل در خانواده وجود دارد. درادامه، به شما می‌گوییم مذاکره در خانواده درباره‌ی مسائل حساس فارس پیک باید باانجام گرفت.

طبیعی هست که همه‌ی اعضای خانواده یک‌جور فکر نکنند

مذاکره در خانواده

افراد به‌دلایل مختلف در خانواده، گاهی نیاز دارند موضوع یا نکته‌ای را با دیگران مطرح کنند. در این تایم‌ها، باید از خود بپرسند «مطرح‌کـــردن این موضوع چه پیامدهایی خواهد داشت» و اینکه «آیا این موضوع واقعا ربطی به من دارد». اگر نقشی در ماجرا ندارید یا موضوع مربوط به خانومدگی خصوصی افراد هست، خود را کنار بکشید.

آدم‌ها حتی اگر اعضای خانواده باشند و رابطه‌ی خونی داشته باشند، روش خانومدگی‌شان متفاوت هست. مثلا اگر فرخانومدی هر سال تعطیلات نوروز را همراه خانواده‌اش در کنار پدرومادرش می‌گذراند، به این معنی نیست که فرخانومد دیگر هم همین کار را بکند. اگر فرخانومد دیگر بخواهد تعطیلات را کنار همسر و فرخانومدانش به‌شکلی دیگر بگذراند، باید تصمیمش را محترم شآقا. اعضای خانواده باید یکدیگر را در انتخاب‌هایشان آزاد بگذارند. نباید بر سر این مسائل بحث کـــرد؛ افراد بالغ در تصمیم گیری مختارند.

تفاوت در بین اعضای خانواده نه‌تنها طبیعی هست بلکه باید به حتمیت شناخته و محترم شآقاه شود. خانواده‌های زیادی تنها به‌‌دلیل دخالت بی‌مورد در موضوعات از هم پاشیده‌اند. مثلا فردی گمان می‌کند خواهرش به‌درستی به فرخانومدش غذا نمی‌دهد؛ درحالی‌که خودش متداوم غذاها و خوراکی‌های سالم مصرف می‌کند، می‌بیند بچه‌ی خواهرش هله‌هوله می‌خورد. نتیجه‌ی صحبت دراین‌باره چیست؟ چقدر ممکن هست تغییری ایجاد کند؟ چنین تغییری تعهد قوی می‌خواهد و احتمالا فرد تنها برپایه‌‌ی نظر خواهرش چنین‌ کاری نخواهد کـــرد. اینکه به کسی بگوییم روش تغذیه‌ی فرخانومدانش درست نیست، به‌تنهایی باعث تغییر نمی‌شود. ممکن هست دیگران نظر متفاوتی دراین‌باره داشته باشند. پذیرش و احترام به باور افراد در مسائلی مانند تربیت فرخانومد یکی از پایه‌های رابطه خانوادگی سالم و پخته هست. دخالت در تصمیم‌هایی که تأثیری بر خانومدگی دیگر اعضای خانواده ندارد، رابطه‌ی خانوادگی را خدشه‌دار می‌کند.

پیش از مطرح‌کـــردن موضوع خود را جای دیگران بگذارید

برای درک دیگران باید خود را جای آنها بگذارید. افرادی که تنها از زاویه‌ی دید خودشان به مسائل نگاه می‌کنند، معمولا پیش‌داورانه با اعضای خانواده برخورد می‌کنند. دیدِ باز و حساسیت در بررسی وضعیت از نگاه طرف مقابل زیاد مؤثر و راهگشهست. اعضای خانواده باید احترام و عشقی را که شایسته هست، نثار یکدیگر کنند و تلاش کنند مسائل را از دید دیگران ببینند. بی‌توجهی به این امر می‌تواند به رابطه‌ی خانوادگی آسیب بخانومد.

نرم و مهربان برخورد کنید

هنگام مذاکره در خانواده نرم و مهربان باشید

بهتر هست در مسائل دشوار به‌نرمی پیش بروید. تندی، افراد را گریزان و تودار می‌کند. درمقابل، تایمی افراد احساس امنیت و آسودهی بکنند،‌ حرف دل‌شان را می‌خانومند. افراد تایمی انتظار برخورد نامهربانانه، سرخانومش، نقد و قضاوت‌انجام گرفتن را داشته باشند، حاضر به بحث‌کـــردن نمی‌شوند. نرمی تنها در انتخاب کلمه‌ها خلاصه نمی‌شود، بلکه به دوری آگاهانه از قضاوت دیگران و پیش‌داوری آنها هم اشاره دارد. پیش‌داوری باعث می‌شود افراد حالت دفاعی بگیرند. پس اگر به‌دنبال رابطه‌‌ی خانوادگی نیکو هستید، نباید یک‌تنه به قاضی بروید و تندی کنید. با اعضای خانواده همان‌طور رفتار کنید که انتظار دارید با شما رفتار کنند.

در مذاکره با خانواده تندی نکنید

سرخانومش‌کـــردن و انگشت اتهام را به دیگری نشانه‌گرفتن

سرخانومش‌کـــردن معمولا در قالب جمله‌هایی با ضمیر «تو» همراه هست: «تو خوهستی!»، «تو کـــردی!» و… . در بحث درباره‌ی مسائل حیاتی و حساس خانوادگی، این کلمه را از دایره‌ی واژگان‌تان پاک کنید. هرتایم احساس کـــردید باید بگویید «تو»، درنگ کنید و عبارت «به‌نظر من» را جایگزین کنید. مثلا در برابر خواهرتان که مایل هست دسته‌جمعی هدیه‌ی گرانبهایی برای عروسی دایی‌زاده‌تان تهیه کنید، جمله‌ی «تو متداوم توقع داری ما افزایش از امکان‌مون هزینه کنیم؛ همه‌ی ما مثل تو پول درنمی‌آریم!» آن‌قدر تندوتیز هست که احتمالا باعث جدل می‌شود.

درعوض پیام‌تان را با عبارت «به‌‌نظر من» بیان کنید. حرف‌تان نباید سرخانومش‌گر باانجام گرفت؛ باید به طرف مقابل کمک کند مسئله را از زاویه‌ی دید شما ببیند. مثلا «به‌نظرم این مبلغ برای ما زیاده، دست‌کم ما نمی‌تونیم این‌قدر هزینه کنیم چون هزینه‌های ضروری دیگه‌ای داریم.» جمله‌ی بهتری هست. سپس می‌توانید پیشنهاد هدیه‌ی ارزان‌تری را بدهید یا برای تهیه‌ی جداگانه‌ی هدیه مذاکره کنید.

راه‌حل ارائه کنید اما حرف‌تان را با سرخانومش دیگران آغاز کنید. احتمالا با هر دو روش به دنبال‌تان می‌رسید، اما تندی و سرخانومش به‌قیمت تخریب رابطه‌ی خانوادگی‌تان پایان می‌شود. با نشانه‌گرفتن انگشت اتهام به سوی دیگران، آنها را از خودتان دور می‌کنید. با سرخانومش‌کـــردن راه ادامه‌ی رابطه را به بن‌بست نکشانید؛ راه امنِ «به‌نظر من» را پیش بگیرید تا به دیگران کمک کنید از زاویه‌ی دید شما به رویدادها نگاه کنند.

انتقادکـــردن

اعضای خانواده معمولا در برابر اشتباهات انتقاد می‌کنند، زیرا می‌خواهند اشتباه را ابداًح کنند. نیت آنها نیکو اما روش‌شان غلط هست چون به مخاطب کمکی نمی‌کند. انتقاد اعضای خانواده را ناآسوده و از شخص انتقادکننده دلگیر می‌کند. در مذاکره‌ی خانوادگی باید به‌کلی از انتقاد اجتناب کـــرد.

نصیحت‌کـــردن

هیچ‌کس از شنیدن نصیحت خوشش نمی‌آید. تا تایمی از شما درخوهستی نکـــرده‌اند، توصیه‌هایتان را برای خودتان نگه دارید. به‌نقل کرد‌ی مجله «روان‌شناسی امروز» نصیحت‌کـــردن ممکن هست به‌عنوان تلاش برای کنترل‌ افراد، محدود‌کـــردن آزادی و برخی نیت‌های ناخوشایند دیگر برداشت شود. نصیحت‌کـــردن چه به‌حق و چه ناحق، رفتاری غیرانسانی، نشانه‌ی سلطه‌گری، ایرادگیری، بی‌اطمینانی و تردید درباره‌ی موفقیت دنبال‌های بی‌همتای ما جلوه می‌کند.

اپایان‌حجت‌کـــردن

برای مذاکره در خانواده از اپایان‌ حجت اجتناب کنید

اپایان‌حجت یعنی زورگویی! یعنی با تلخ نشان‌دادن پیامدها، انتخابی به‌جز موافقت با ما برای دیگران نگذاریم. مشکل اینجهست که طرف مقابل درواقع انتخابی نداشته هست و به‌اختیار خودش تصمیم نگرفته هست. او به‌خاطر اخطاری که دریافت کـــرده هست، مجبور به پذیرش انجام گرفته هست. اپایان‌حجت در درازمدت به رابطه‌ی خانوادگی آسیب می‌رساند، زیرا فرد دریافت‌کننده متداوم احساس می‌کند بدون اختیار، مجبور به انجام یا پذیرش کاری انجام گرفته هست.

نقل کرد‌چینی درباره‌ی مسئله

برای صحبت درباره‌ی مشکل خانوادگی به سراغ دوستان یا دیگر اعضای خانواده که موضوع به آنها ربطی ندارد، نروید. پشت سر فرد مورد‌بحث نقل کرد‌پراکنی نکنید. او سرانجام می‌فهمد پشت سرش حرف زده‌اید و احساس می‌کند به او خیانت کـــرده‌اید. پس مستقیم به سراغ فرد مورد‌نظر بروید و با خودش صحبت کنید. دیگرانی را که موضوع هیچ ربطی به‌ آنها ندارد، وارد ماجرا نکنید.

برنده‌انجام گرفتن

اگر دنبال‌تان از مذاکره «برنده‌انجام گرفتن» یا اثبات این هست که «حق با شما بوده»، روش‌ غلطی را پیش‌ گرفته‌اید که به رابطه‌ای سالم منجر نمی‌شود. دنبال شما باید رسیدن به توافقی دوطرفه باانجام گرفت که معمولا با کوتاه‌آمدن نسبی هر دو طرف همراه هست. اگر به‌پایانی بر برنده‌انجام گرفتن اصرار کنید، کوتاه‌آمدن حتی به ذهن‌تان خطور هم نمی‌کند. انعطاف‌پذیر باشید و فروتنی پیشه کنید و نگران اینکه «حق با شما نیست» نباشید. همه‌ی ما اشتباه می‌کنیم! امکان ندارد متداوم حق با ما باانجام گرفت. افزایش تایم‌ها اگر دو طرف نرمی نشان بدهند و اصراری بر حق‌داری نداشته باشند، رسیدن به توافق ممکن هست.

مذاکره در خانواده همراه با حفظ رابطه‌ی خانوادگی سالم

۱. موضوع بحث را از پیش مشخص و ملایم‌ترین عبارت‌ها انتخاب کنید

در این گام پرسش‌های زیر را در نظر بگیرید:

  • مطرح‌کـــردن این موضوع چه پیامدهایی دارد؟
  • آیا این موضوع ابداً ربطی به من دارد؟

اگر فکر می‌کنید بحث در‌این‌باره باعث تغییر مثبت و تقویت رابطه می‌شود، به راه‌تان ادامه دهید. در غیر این‌ صورت دخالت نکنید.
پس از اینکه مطمئن انجام گرفتید مطرح‌کـــردن مسئله سودمند هست، فهرستی از نکته‌های کلیدی که باید به آنها پرداخته شود، تهیه کنید. برای هر مورد عبارت‌هایی را درنظر بگیرید که به‌شکلی نرم، همدلانه و قابل‌درک مسئله را توضیح می‌دهند. مثال آغازین مطلب را به‌یاد بیاورید؛ خانومدگی متایمی با خانواده همسرتان و انتظارات غیرمنطقی آنها. با تصور چنین وضعیتی روش بیان‌ معقول را تمرین کنید. می‌توانید جمله‌هایی را که می‌خواهید به آنها بگویید یادداشت کنید؛ جمله‌هایی مانند:

«به نظرم بهتره درباره‌ی این موضوع حرف بخانومیم. من به‌خاطر این شرایط و سروکله‌زدن با بچه‌ها که باید با این وضعیت کنار بیان تحت فشارم. اگه بتونیم دراین‌باره صحبت کنیم خیلی نیکو می‌شه!»
«به‌نظرم، من هم باید بخشی از کارهای خونه رو به عهده بگیرم اما هم‌زمان باید بین کارهای خونه و رسیدگی به بچه‌ها و همسرم تعادل برقرار کنم!»
«به‌نظرم بهتره با هم نگاهی به کارهایی که باید انجام بشه بکنیم، می‌تونیم باهم درباره‌ی نخستویت‌ها تصمیم بگیریم تا من بتونم به کارهای ضروری برسم.»
«به‌نظر من» و ارائه‌ی راه‌حل روش نیکوی برای شروع بحث هست؛ بدون اینکه کسی را مقصر جلوه بدهد. این عبارت‌ها باعث می‌شود دیگران از زاویه‌ی دید شما ماجرا را ببینند. همچنین نشان می‌دهند شما تا حدودی کوتاه آمده‌اید.

۲. زمان و مکان معقول را انتخاب کنید

از طرف مقابل بخواهید که زمانی را برای بحث‌کـــردن اختصاص بدهد. همه‌ی کسانی که درگیر مسئله هستند، باید در این بحث حضور داشته باشند؛ به‌ویژه کسانی‌که رفع مشکل بدون همکاری آنها ممکن نیست. مکان گفت‌وگو باید خالی از موارد منحرف‌کننده باانجام گرفت. هنگام بحث لوازم الکترونیکی‌تان را کنار بگذارید تا باعث عدم تمرکز نشوند.

۳. حرف بخانومید اما افزایش شنونده باشید

هنگام مذاکره در خانواده شنونده‌ نیکوی باشید

همه‌ی ما دوست داریم حرف بخانومیم. آنچه را لازم هست، بگویید و نه افزایش. فقط درباره‌ی نکته‌هایی که پیش‌تر مشخص کـــرده‌اید، صحبت کنید. سپس به طرف مقابل گوش بسپارید. پیش از اینکه پاسخی بدهید، شنیده‌هایتان را تحلیل و کمی به آنها فکر کنید. معمولا در مذاکره‌های خانوادگی به‌ویژه تایمی بحث اوج می‌گیرد، افراد به‌سرعت پاسخ یکدیگر را می‌دهند. نتیجه‌ی این کار تقویت احساسات منفی هست.
آرام باشید، شآقاه صحبت کنید و پیش از حرف‌زدن فکر کنید. به طرف مقابل گوش کنید و نشان بدهید می‌خواهید حرفش را بشنوید و سعی می‌کنید درکش کنید. برای اینکه مطمئن‌شان کنید حرف‌شان را می‌شنوید، از روش های گوش دادن فعال هستفاده کنید، مانند تکرار نکته‌های حیاتی حرف‌شان.

۴. بر موضوع بحث متمرکز بمانید

در هر خانواده‌ای، بی‌برو‌برگرد، مشکلات ریز یا درشت پیدا می‌شود. اجازه ندهید مشکلات دیگرتان موضوع موردبحث را تحت‌تأثیر قرار بدهد. اگر حرف‌تان کمکی به حل این مشکل خاص نمی‌کند، از بیان آن اجتناب کنید. در زمان دیگری به مسائل دیگر خواهید پرداخت. اگر دیگران بحث را به‌انحراف می‌کشانند، آرام و مهربانانه آنها را به‌سوی موضوع اصلی سوق بدهید.

۵. سعی کنید طرف مقابل را درک کنید

هم‌ذات‌پنداری کلید دست‌یابی به راه‌حل مشترک هست. خودتان را جای دیگران بگذارید و از زاویه‌ی دید آنها به ماجرا بنگرید. با حس همدلی و ذهنی باز به آنها گوش بدهید. اگر احساساتی نشوید و نگذارید بحث داغ و هیجانی شود، این کار آسان‌تر خواهد بود. آرامش‌تان را حفظ کنید. به طرف مقابل نشان بدهید، این بحث را آغاز کـــردید چون به آنها اهمیت می‌دهید و به‌عنوان اعضای خانواده برای‌تان عزیز هستند؛ دنبال‌تان «برنده‌انجام گرفتن» یا اثبات اینکه «حق با شما بوده» نیست!

۶. اگر بحث اوج گرفت و تنش‌زا انجام گرفت، پایانش کنید

تایمی افراد با دادوفریاد حرف‌شان را می‌خانومند، بحث به جایی نخواهید رسید و راه‌حلی پیدا نخواهد انجام گرفت. در چنین حالتی باید بحث را پایان کنید و از آنها جدا شوید. بار دیگر تایمی همه آرام هستند، مجدد موضوع را مطرح کنید.

۷. موردی بیابید که مورد توافق هر دو طرف باانجام گرفت

پژوهش‌های دانشگاه هاروارد درباره‌ی مذاکره در خانواده نشان داد:

امتیاز ذاتی مذاکره‌های خانوادگی این هست که اعضای خانواده معمولا مایلند به توافقی دوطرفه برسند که مورد‌پذیرش هر دو طرف باانجام گرفت.

اعضای خانواده‌‌ی سالم که یکدیگر را دوست دارند، هنگام کشمکش‌ها به‌رهستی می‌خواهند به راه‌حلی مشترک دست‌ یابند. دنبال‌ آنها دست‌یابی به راه‌حلی هست که برای همه‌ی طرف‌های درگیر مقبول باانجام گرفت. به همین دلیل تصمیم می‌گیرند مذاکره کنند تا بفهمند چه چیز برای هر طرف پذیرفتنی هست و امکان رسیدن به راه‌حل مشترک را فراهم کنند.

هیچ خانواده‌ای بی‌نقص نیست؛ دلیلی هم ندارد که خانواده‌ها تکمیل و بی‌نقص باشند و همه‌ی اعضا متداوم با یکدیگر موافق باشند! طبیعی‌ هست که اعضای خانواده نظرهای متفاوتی داشته باشند. برای داشتن خانواده موفق و شاد، باید به تفاوت‌ها احترام گذاشت و آنها را پذیرفت. هرگاه احساس کـــردید، نیاز به مذاکره در خانواده‌تان هست، گام‌هایی را که پیش‌تر مطرح کـــردیم در پیش بگیرید و آنچه را برای همه معقول هست، پیدا کنید.

«خانواده‌ی من هیچ‌تایم پول نداشت و همه‌چیز به‌دشواری به‌دست می‌آمد. زمانی‌که من موفق انجام گرفتم هزینه‌ها‌ی مدرسه‌ی کسب‌وکارم را پرداخت کنم، همسر سابقم من را از خانه بیرون کـــرد. آخرین سرمایه گذاری های پرخطری که انجام دادم، به‌انجام گرفتت شکست خوردند و مجبور انجام گرفتم برای تأمین هزینه‌های مدرسه‌ی فرخانومدم خانه‌ی ساحلی‌ام را بفروشم. چه زمانی قرار هست برای من اتفاق نیکوی بیفتد؟ کی قرار هست من میلیونر شوم؟» اینها دهستان‌‌هایی بود که مشتری‌ام برایم تعریف می‌کـــرد. همراه ما باشید در این مقاله می‌خواهیم درباره‌‌ی جذب ثروت صحبت کنیم.

من به او گفتم: «شما برای چیزهایی که ندارید کارهای زیاد زیادی انجام می‌دهید. هنگامی‌که روی نداشته‌هایتان تمرکز می‌کنید، تنها باعث می‌شود که افزایش آن را نداشته باشید. این قانون جذب هست: روی هر چیزی که تمرکز کنید، گسترش پیدا می‌کند. درنتیجه اگر می‌خواهید چیزی را از خانومدگی‌تان حذف کنید، روی آن تمرکز نکنید.»

او از من پرسید: «چگونه وضعیت مالی‌ام را نادیده بگیرم؟»

در پاسخ به او گفتم: «تو این کار را نمی‌کنی و حتی نمی‌توانی چنین کاری انجام دهی، دلیلکه این قوی‌ترین فکری هست که در سرت پرورش می‌دهی. سعی نکن آن را نادیده بگیری، بلکه تلاش کن آن را با اندیشه‌ی دیگری جایگزین کنی.»

اگر یک اندیشه باعث می‌شود که احساس بدی پیدا کنی، آن را با اندیشه‌ی دیگری جایگزین کن که باعث می‌شود احساس بهتری پیدا کنی.

او گفت: «آیا از من می خواهید وانمود کنم که فرد ثروتمندی هستم؟ واقعا چنین انتظاری دارید؟»

با لبخند به او پاسخ دادم: «در واقع درست حدس زده‌ای. اکنون یاد می‌گیری که چگونه در گیم خانومدگی موفق باشی. کافی هست که قوانین این گیم را بیاموزی.»

قوانین جذب ثروت

۱. دشوار‌کوشی و مصمم‌بودن اهمیت زیاد زیادی دارد اما این فقط نیمی از معادله هست

جذب ثروت - دشوار کار کـــردن

اگرچه دشوار کوشی یکی از عوامل موفقیت هست، اما به‌تنهایی کافی نیست، باید کاری کنید که تلاش‌تان به‌نیکوی پاسخ بدهد. شما مسئول این هستید که خودتان را در راه رؤیاهایتان قرار بدهید و برای رسیدن به آنها تلاش کنید. تلاش بخش زیاد حیاتیی از معادله‌‌ی شمهست، اما همه‌ی آن نیست. نه‌تنها لازم هست برای پول‌درآوردن دشوار کار کنید، بلکه باید این احساس را در خودتان ایجاد کنید که شایسته‌ی رسیدن به آن نیز هستید.

افراد درباره‌ی خودشان و توانایی‌هایشان تردید دارند. مسئله فقط این نیست که دشوار کار کنید، بلکه باید هوشمندانه‌تر کار کنید و به خودتان، دانش‌تان و شایستگی‌هایتان اعتماد داشته باشید. زیادی از افراد به این موضوع دقت نمی‌کنند و مجبور می‌شوند وارد نبردی دشوار با خودشان شوند، اما هنگامی‌که به خودتان باور داشته باشید، می‌توانید خانومدگی رؤیایی خود را بسازید و قوانین گیم خانومدگی را به سود خودتان به‌کار بگیرید.

۲. جهان ماشین کپی بزرگ هست

جذب ثروت - تکرار افکار

جهان کلمات، افکار و اعمال شما را کپی می‌کند و آنها را در تجربه‌های بعدی به شما باز می‌گرداند.

از خودتان بپرسید تفکرتان چگونه هست؟ گفتار شما چگونه هست؟‌ عمل‌کـــردن شما چگونه هست؟ انرژی و افکاری که از شما در جهان پخش می‌شود، درنهایت به خودتان باز می‌گردد. در نتیجه اگر بر چیزی تمرکز کـــرده‌اید که در خانومدگی‌تان با مشکل مواجه انجام گرفته هست، شما احتمال افزایشانجام گرفتن آن را افزایش می‌دهید.

۳. اگر انرژی خود را روی چیزی بگذارید که آن را نمی‌خواهید، باعث می‌شود آن چیز را افزایش از پیش داشته باشید

این مورد ربطی به قانون مورفی ندارد. اگر این احتمال وجود دارد که چیزی درست پیش نرود، این اتفاق تنها یک احتمال نیست بلکه چیزی قریب‌الوقوع هست، دلیلکه شما تکانه‌ی قابل‌توجهی پشت این تفکر که اتفاق بدی رخ خواهد داد، قرار داده‌اید و در نتیجه چنین اتفاقی می‌افتد. به‌‌یاد داشته باشید که متداوم چیزی را که به آن فکر کنید به‌دست می‌آورید، چه آن را بخواهید و چه نخواهید.

۴. اگر چیزی را می‌خواهید این احساس را در خودتان ایجاد کنید که واقعا آن را دارید

ازآنجاکه چیزی را به‌دست می‌آورید که روی آن تمرکز کـــرده باشید، دلیل به‌‌جای ترس‌ها، افکارتان را روی چیزهایی که می‌خواهید، متمرکز نکنید؟ خود را در شرایطی تصور کنید که همه‌ی چیزهایی را که می‌خواهید در اختیار دارید. اگر روی چیزهایی که خوهستارش هستید تمرکز کنید، در این صورت تکانه‌ای در پشت این افکار ایجاد می‌کنید.

من از او پرسیدم: «من فکر می‌کنم تو به‌دنبال پول و آزادی‌ای هستی که همراهش می‌آورد، درست هست؟»

او در پاسخ گفت: «درست هست، آیا همه‌ی افراد این‌گونه نیستند؟»

با لبخند گفتم: «شاید، اما تو فردی منطقی هستی، پس دلیل روی افکاری تمرکز می‌کنی که معکوس آن را برای تو به‌همراه می‌آورد؟»

۵. ما در جهانی خانومدگی می‌کنیم که در آن چیزهای مشابه همدیگر را جذب می‌کنند

جذب ثروت - چیزهای مشابه هم را جذب می‌کنند

ما از قوانین جهان جدا نیستیم. هر چیزی که در جهان وجود دارد، مشابه خود را جذب می‌کند.

«پس تو در وضعیتی قرار داری که به‌خاطر وضعیت مالی‌ات تأسف می‌خوری و همه‌ی آن به بچگی‌ات باز می‌گردد. درنتیجه، جهان نیز به‌سادگی همه‌ی این افکار، کلمات و رفتارها را به تجربه‌های فردا‌ات باز می‌گرداند و تو در تعجب هستی که دلیل وضعیت آن‌طور که تو می‌خواهی، تغییر نمی‌کند. تو در تعجب هستی که دلیل در جذب ثروت موفق نیستی.»

۶. این به جذب مربوط می‌شود و نه عمل‌کـــردن

اگر در خانومدگی به چیزی دست پیدا می‌کنی به این دلیل نیست که لیاقت آن را داشته‌ای، بلکه به این دلیل به آن می‌رسی که با آن متناسب هستی.

من به او گفتم: «ترس تو از اینکه نتوانی به اندازه‌ی کافی پول دربیاوری زیاد قوی هست. این تفکر به‌قدری قوی هست که توانسته‌ هست، ذهنیت فقر را در تو ایجاد کند. این باوری مستحکم در وجودت هست که تو نمی‌توانی به رفاه مالی برسی. بچگی‌ تو باعث انجام گرفته هست که این ذهنیت در تو قوت بگیرد و مانند نواری مدام در ذهنت تکرار می‌شود. این تنها چیزی هست که جهان از تو می‌شفارس پیک، پس جلوی آن را بگیر.» من از او پرسیدم: «آیا آماده هستی که این نوار را متوقف کنی و یک دهستان جدید بنویسی؟»

هر زمان که آماده بودی جنگ با خودت را متوقف کنی، خانومدگی جدیدت آغاز خواهد انجام گرفت.

«مسئله این نیست که پول دربیاوری یا نه، اینکه درباره‌ی خودت و خانومدگی‌ات چگونه فکر می‌کنی، تجربه‌ی بعدی‌ات را مشخص خواهد کـــرد. آيا احساس می‌کنی که می‌توانی آن را به اپایان برسانی؟ آیا احساس خوشبختی می‌کنی؟ آیا فکر می‌کنی در خانومدگی حرفه‌ای یا شخصی‌ات به موفقیت بزرگی دست پیدا کـــرده‌ای؟ آیا روابطی داری که از داشتن آنها احساس رضایت می‌کنی؟ آیا در خودشناسی پیشرفت کـــرده‌ای؟ آیا به خودت باور داری و آیا باور داری که لیاقت همه‌ی چیز‌هایی را که می‌خواهی، داری؟»

اما راهی برای تغییر این گیم وجود دارد.

روی سلامتی و دانش‌تان تمرکز کنید، دلیلکه شما را برای کسب همه‌ی چیزهایی که می‌خواهید آماده می‌کند و موجب جذب ثروت می‌شود. ثروت به این دلیل که شما کار خاصی انجام داده‌اید جذب‌تان نمی‌شود، بلکه به این دلیل جذب می‌شود که به خودتان اجازه داده‌اید، احساس ثروتمندبودن کنید. در این مکان سه عملی را معرفی می‌کنیم که به کسب موفقیت و جذب ثروت کمک می‌کنند.

چگونه از قوانین جذب ثروت هستفاده کنیم؟

  • روی چیزهایی که ندارید یا هرگز نمی‌توانید آنها را داشته باشید تمرکز نکنید. جهان چیزی را به سمت‌تان می‌فرستد که روی آن تمرکز می‌کنید. دیگر بر شکست‌خوردن تمرکز نکنید. زمانی که پولدار انجام گرفتید، هیجان‌زده شوید و روی کارهایی که می‌خواهید انجام دهید تمرکز کنید.

جذب ثروت - بر روی چیزی که می‌خواهید تمرکز کنید

  • توجه خود را از روی چیزهایی که شما را ناآسوده می‌کنند بردارید و آنها را با اندیشه‌های خوشایند‌تر جایگزین کنید. اگرچه تمرکز روی اندیشه‌های منفی آسان‌تر هست، اما نمی‌توانند چیزی را که به‌دنبال آن هستید، برای شما به‌ارمغان بیاورند. اگر اندیشه‌ای شما را ناآسوده می‌کند، آن را با اندیشه‌ی دیگری که باعث می‌شود حس بهتری داشته باشید جایگزین کنید. این اندیشه‌ی تازه می‌تواند در جهت چیزی که می‌خواهید، تکانه‌ای ایجاد کند. اندیشه‌ی جدید نباید موضوع اندیشه‌ی پیشین را داشته باانجام گرفت. بلکه فقط کافی هست اندیشه‌ی بهتری باانجام گرفت. دنبال این هست که با هستفاده از افکار، جنبش شما افزایش شود. جنبش افزایش، متداوم و در همه‌ی حوزه‌های خانومدگی منجر به نتایج بهتری می‌شود.
  • توجه داشته باشید که شما نباید وقوع چیزی را محقق کنید، بلکه فقط باید شرایط را برای وقوع آنها فراهم کنید. سعی کنید احساس نیکوی در خودتان ایجاد کنید. هنگامی‌که حس نیکوی دارید، می‌توانید تحرک افزایشی داشته باشید، افراد بهتری را به خود جذب کنید و در جذب موقعیت‌های بهتر، موفق‌تر عمل کنید. چنین معادله‌ای نه‌تنها در جذب ثروت افزایش کمک‌تان می‌کند، بلکه عشق و خوشحالی افزایشی نیز به سراغ شما می‌آید.

باهوش ترین آقام دنیا را بشناسید

دسته بندی : اخبار هنرمندان تاریخ : دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶

متداوم پرسش‌های زیادی در ارتباط با هوش مطرح می‌شوند؛ مثلا افراد باهوش چه ویژگی‌‌هایی دارند؟ آیا واقعا فرخانومدان نخست باهوش‌ترند؟ و … اما فکر می‌کنید باهوش ترین آقام دنیا چه کسانی هستند؟ فهرستی که در ادامه به آن خواهیم پرداخت، درباره‌ی نوابغی هست که برای اثبات هوش خود به اطرافیان معمولی‌شان، دشواری‌های بسیای را متحمل انجام گرفته‌اند. اندازه‌گیری آی‌کیو، علم دقیقی نیست و افراد این فهرست هم تا حدی براساس شنیده‌ها طبقه‌بندی انجام گرفته‌اند. اما راه بهتری برای شناسایی باهوش ترین آقام دنیا وجود ندارد. خواندن دهستان خانومدگی هر یک از آنها به‌عنوان باهوش ترین افراد دنیا شما را به‌هیجان خواهد آورد.

۱۷. پُل آلن (Paul Allen) با آی‌کیوی ۱۶۰

ادعا می‌شود که پل آلن در آزمون اس‌اِی‌تیِ (SAT) پیش از ۱۹۹۵، نمره‌ی ۱۶۰۰ تکمیل را کسب کـــرده هست. یعنی ۱۰ امتیاز بالاتر از بیل‌ گیتس (Bill Gates) که شریک او در مایکروسافت هست.

باهوش ترین آقام دنیا - پل آلن

طبق آمار، او آی‌کیوی ۱۶۰ دارد. قطعا آلن که توانسته در سال ۱۹۸۰ روی شرکت آی‌بی‌ام اثرگذار باانجام گرفت، یکی از باهوش ترین آقام دنیهست. او آنها را متقاعد کـــرد که شرکتِ پنج ساله‌‌ی مایکروسافت، سیستم‌عاملی داس دارد که روی تراشه‌های اینتل به‌نیکوی پاسخ می‌دهد. این کار حرکتی اساسی بود که منجر به عقد قرارداد با آی‌بی‌ام انجام گرفت و کامپیوترهای شخصی را روانه‌ی بازار کـــرد.

سن: ۶۴

ملیت: آمریکایی

شغل: مدیر شرکت ولکان (Vulcan Inc)

۱۶. هستیون هاوکینگ (Stephen W. Hawking) با آی‌کیوی ۱۶۰

باهوش ترین آقام دنیا - هستیون هاوکینگ

هاوکینگ در مصاحبه‌ی خود با یکی از شبکه‌‌های رویدادی آمریکایی گفت: «کسی که به آی‌کیوی خود افتخار کند یک باخانومده هست.» با این‌ حال او یکی از باهوش ترین آقام دنیا محسوب می‌شود و آی‌کیوی ۱۶۰ دارد. به گرازش از خود او، تا هشت سالگی قادر به خواندن نبود و سه مرتبه در آزمون‌های شفاهی نهایی دانشگاه آکسفورد رد انجام گرفته هست.

او پس از تشخیص بیماری خود، از امتحان دکتری انصراف داد، دلیلکه فکر نمی‌کـــرد آن‌قدر خانومده بماند که ارزشش را داشته باانجام گرفت. هرتعداد که امید او به خانومدگی بالاتر از انتظاراتش بود، اما نگرانی از اینکه شاید بیماری نبوغش را نابود کند، باعث انجام گرفت تا تست مِنسا (Mensa Test) را که مربوط به انجمن بین‌المللی تیزهوشان هست بدهد تا آنها تأیید کنند که هوشش لطمه‌ای ندیده هست.

سن: ۷۵

ملیت: انگلیسی

شغل: فیزیکدان تئوری و کیهان‌شناس

۱۵. رابرت بِرن (Robert Byrne) با آی‌کیوی ۱۷۰

باهوش ترین آقام دنیا - رابرت بایرن

بِرن برای نخستین بار نبوغ خود را در مسابقات شطرنج نیویورک نشان داد. او و بابی فیشرِ (Bobby Fisher) معروف، از شاگردان شطرنج‌باز قهار، جان کالینز (John W. Collins) بودند. آی‌کیوی بِرن، براساس پیشه و نتایج تست‌هایش، ۱۷۰ هست. او از سال ۱۹۷۲ تا زمان باخانومشستگی‌ خود در سال ۲۰۰۶، نویسنده‌ی ستون شطرنج در نیویورک‌تایمز بود.

سن: ۸۴ (وفات در سال ۲۰۱۳)

ملیت: آمریکایی

شغل: پروفسور، هستادبزرگ شطرنج و نویسنده‌ی مقالات شطرنج

۱۴. جودیت پولگار (Judit Polgar) با آی‌کیوی ۱۷۰

باهوش ترین آقام دنیا - جودیت پولگار

پولگار، قدرتمندترین بانوی شطرنج‌باز تاریخ بشریت هست که توانست بابی فیشر را شکست دهد و در سن ۱۵ سالگی به جوان‌ترین هستادبزرگ شطرنج تبدیل شود. سایت chess.com، آی‌کیوی او را ۱۷۰ تعیین کـــرده هست. جالب هست بدانید، او و دو خواهرش در خانه و تحت تعلیم پدرشان شطرنج را آموخته‌اند. او اکنون توسط سازمان جهانی شطرنج، مقام هستاد بین‌المللی و دو خواهرش مقام هستادبزرگ را دارند. این تجربه، این باور قدیمی را که خانومان به‌طور طبیعی گیمکنان ضعیف‌تری هستند، رد کـــرد و مهر تأییدی زد بر اینکه نحوه‌ی تربیت و شرایط محیطی تأثیرشان از ژن و جنسیت افزایش هست.

سن: ۴۱

ملیت: مجارستانی

شغل: مادر، هستادبزرگ شطرنج

۱۳. اندرو وایلز (Andrew Wiles) با آی‌کیوی ۱۷۰

باهوش ترین آقام دنیا - اندرو وایلز

اندرو وایلز یکی از باهوش ترین آقام دنیهست. این ریاضیدان در سال ۱۹۹۵، موفق انجام گرفت تا تئوری ۳۸۵ ساله‌ی ریاضی با نام «قضیه‌ی آخر فِرما (Fermat’s Last Theorem)» را به اثبات برساند که تا آن زمان به عنوان دشوار‌ترین مسئله‌ی ریاضی در کتاب گینس ثبت انجام گرفته بود. نقل کرد می‌شود که آی‌کیوی وایلز ۱۷۰ هست.

حل قضیه‌ی آخر فرما تا حدی سبب منطقهت او نیز انجام گرفت. از او در یکی از قسمت‌های سریال‌ پرطرفدار star trek و در سه‌گانه‌ی معروف اِستیگ لارسن (Stieg Larsson) نیز یاد انجام گرفته هست.

سن : ۶۴

ملیت: انگلیسی

شغل: پروفسور ریاضیات در دانشگاه پرینستون

۱۲. جیکوب بارنت (Jacob Barnett) با آی‌کیوی تأییدانجام گرفته‌ی ۱۷۰

باهوش ترین آقام دنیا - جیکوب بارنت

جیکوب تا سه سالگی قادر به حرف زدن نبود، اما پس از آن توانست حروف الفبا را به ترتیب و برتصویر از بر کند. آی‌کیوی ۱۷۰ او به تا‌ٔیید رسیده هست. در سه سالگی والدین جیکوب او را به افلاک‌نمایی بردند. او در آنجا موفق انجام گرفت تا به سؤالی درباره‌ی کشش گرانشی مریخ بر قمرهای خود به‌درستی پاسخ دهد که باعث حیرت مخاطبان انجام گرفت. ویدئوی یوتیوب او درباره‌ی تئوری نسبیت انیشتین زیاد دیدنی هست. تماشای ویدئوهای او به شما کمک می‌کند تا باور کنید که پسری در این سن هم می‌تواند یکی از باهوش ترین آقام دنیا باانجام گرفت.

سن: ۱۹

ملیت: آمریکایی

شغل: محصل

۱۱. بابی فیشر (Bobby Fischer) با آی‌کیوی ۱۸۰

باهوش ترین آقام دنیا - بابی فیشر

فیشر به‌خاطر حافظه‌ی زیاد قدرتمندش معروف هست. او در دبیرستان تست آی‌کیو داد و طبق گزارش سایت شطرنج، آی‌کیوی او ۱۸۰ هست. فیشر نابغه‌ی مشکل‌داری بود که به داشتن مشکلات روانی معروف بود. شاید او نابغه‌ترین قانون‌شکن دنیا باانجام گرفت. فیشر در سال ۱۹۹۲ برخلاف دستور وزارت امور خارجه‌ی ایالات متحده‌ی آمریکا، در گیم برگشت درمقابل حریف یوگسلاو خود بوریس اسپاسکی (Boris Spassky) قرار گرفت و پس از آن تحریم اقتصادی انجام گرفت و باقی عمر خود را به‌ عنوان فردی تحت تعقیب گذراند.

سن: ۶۴ (وفات در سال ۲۰۰۸)

ملیت: آمریکایی

شغل: هستاد بزرگ شطرنج، نویسنده

۱۰. جان سونونو (John Sununu) با آی‌کیوی ۱۸۰

باهوش ترین آقام دنیا - جان سنونو

سونونو عضو انجمن مگهست. این انجمن مخصوص افرادی با آی‌کیوی زیاد بالهست و تنها باهوش ترین آقام دنیا عضو آن هستند. به‌طوری که از هر یک میلیون نفر، تنها یک نفر از لحاظ سطح هوشی قادر به وارد انجام گرفتن به این انجمن هست. نقل کرد می‌شود که آی‌کیوی او ۱۸۰ هست. او که از سال ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۱ مدیر کارکنان کاخ سفید در زمان جورج بوش بود، به‌ هستفاده‌ی سوء از سفرهای دولتی منطقهت یافت.

سن: ۷۸

ملیت: کوبایی

شغل: مهندسی مکانیک، سیهستمدار

۹. جیمز وودز (James Woods) با آی‌کیوی ۱۸۰

باهوش ترین آقام دنیا - جیمز وودز

وودز دانشجوی باهوشی بود که در آزمون شفاهی اس‌اِی‌تیِ پیش از ۱۹۹۵ نمره‌ی ۸۰۰ تکمیل و در آزمون ریاضی نمره‌ی ۷۷۹ را دریافت کـــرد. او با بورس تحصیلی وارد ام‌آی‌تی انجام گرفت و به نقل کرد‌ی سایت IMDb آی‌کیوی ۱۸۰ دارد. او زمانی که هنوز یک دانش‌آموز دبیرستانی بود، یک دوره جبر خطی را در دانشگاه یوسی‌ا‌ِل‌اِی گذراند. این نشان می‌دهد که لازم نیست باهوش ترین آقام دنیا حتما ریاضیدان، فیزیکدان یا شطرنج‌باز باشند، بلکه ممکن هست علاقه‌ی خود را در رشته‌های دیگری مثل گیمگری دنبال کنند.

سن: ۷۰

ملیت: آمریکایی

شغل: گیمگر

۸. مرلین وس سونت (Merilyn vos Savant) با آی‌کیوی تأییدانجام گرفته‌ی ۱۸۶

باهوش ترین آقام دنیا - مرلین وس سونت

در سال ۱۹۸۵، کتاب گینس نام مرلین را با آی‌کیو ۱۹۰ به عنوان باهوش ترین فرد جهان ثبت کـــرد. براساس سایت شخصی مرلین، او برای پنج سال متوالی عنوان باهوش ترین خانوم دنیا را در اختیار داشته هست. عدد آی‌کیوی او در تست‌های متفاوت تا ۲۲۸ هم بالا رفته هست. مرلین منتقد سفت‌و‌دشوار همکار خود اندرو وایلز در زمینه‌ی قضیه‌ی آخر فِرما بود. او در سال ۱۹۹۳ کتابی نوشت و متدولوژی خود را در اثبات نقض روش وایلز توضیح داد. در سال ۱۹۹۵ به‌دنبال این اتهام که او تئوری‌های مختلف ریاضی را درک نمی‌کند، ادعایش را پس گرفت و روش وایلز را تصدیق کـــرد.

سن: ۷۱

ملیت: آمریکایی

شغل: نویسنده

۷. گری کاسپارف (Garry Kasparov) با آی‌کیوی ۱۹۰

باهوش ترین آقام دنیا - گری کاسپارف

در سال ۲۰۰۳ کاسپارف با کامپیوتری مسابقه‌ی شطرنج داد که در هر ثانیه می‌توانست سه میلیون حالت مختلف را محاسبه کند. طبق گزارشات یکی از سایت‌های معتبر شطرنج، یک تیم پژوهشی آلمانی آی‌کیوی او را ۱۳۰ و سایر منابع آن را۱۹۰ می‌دانند. کاسپارف ادعا کـــرده بود که آی‌بی‌ام طی گیم کامپیوتری سال ۱۹۹۸ (که او درمقابل حریف کامپیوتری خود به نام «آبی پررنگ» شکست خورد) تقلب کـــرده هست. او گفت که خلاقیت و هوشی در حرکات کامپیوتری مشاهده کـــرده هست که تنها از انسان بر می‌آید.

آی‌بی‌ام این اتهام را رد کـــرد و از ارسال فایل‌های ورودی گیم برای وی سر باز زد و در نهایت ماشین مذکور را از دور خارج کـــرد. این واکنش از طرف کاسپارف به عنوان دستکاری شواهد در نظر گرفته انجام گرفت.

سن: ۵۴

ملیت: آذربایجانی

شغل: هستاد بزرگ شطرنج، نویسنده، فعال سیاسی

۶. فیلیپ ایمگوالی (Philip Emeagwali) با آی‌کیوی ۱۹۰

باهوش ترین آقام دنیا - فیلیپ مگوالی

یکی از باهوش ترین آقام دنیا در قاره‌ی آفریقا به‌ دنیا آمده هست. فیلیپ در سن ۱۳ سالگی مدرسه را رها کـــرد تا در جنگ نیجریه خدمت کند. او دوره‌ی دبیرستانش را در منزل گذراند، لیسانس ریاضی خود را در ایالت اورِگان خواند و در سه رشته‌ی ریاضی، مهندسی محیط‌ زیست و مهندسی دریایی از دانشگاه‌های مختلف فوق‌لیسانس گرفت.

یک سایت رویدادی آی‌کیوی او را ۱۹۰ اعلام کـــرده هست. او طی سال‌های ۱۹۹۱-۱۹۸۷ در مقطع دکتری در دانشگاه میشیگان تحصیل کـــرد. اما هنگامی که نمره‌ی قبولی را برای کسب مدرک نیاورد، دانشگاه را به تبعیض نژادی متهم کـــرد. موضوع به دادگاه میشیگان کشیده انجام گرفت و در نهایت اتهام او رد انجام گرفت.

سن: ۶۳

ملیت: نیجریه‌ای

شغل: نویسنده، نقل کردران

۵. کریستوفر مایکل لانگن (Christopher Michael Langan) با آی‌کیوی تأییدانجام گرفته‌ی ۱۹۵

لانگن امتیاز بالایی در آزمون اس‌اِی‌تی دریافت کـــرد. اما با این ادعا که اساتید دانشگاه چیزی برای تعلیم به او ندارند، دانشگاهش را رها کـــرد. طبق نقل کرد‌ها، آی‌کیوی او چیزی بین ۱۹۵ تا ۲۱۰ هست. او در شش ماهگی شروع به صحبت کـــرد و در سه سالگی خواندن را یاد گرفت! او می‌گوید: «سال‌ههست که دو خانومدگی متفاوت را تجربه می‌کند، روزها کارگر یدی هست و در شب‌ها حل‌کننده‌ی معادلات پیچیده». گاهی باهوش ترین آقام دنیا رفتار عجیب‌و‌غریبی دارند، این‌طور نیست؟!

سن: ۵۶

ملیت: آمریکایی

شغل: کارگر ساختمان، گاودلیلن، آتش‌نشان جنگل، مزرعه‌دار، نواخانومده، نویسنده

۴. کیم اونگ یونگ (Kim Ung-Yong) با آی‌کیوی تأییدانجام گرفته‌ی ۲۱۰

باهوش ترین آقام دنیا - کیم اونگ یونگ

یونگ در شش ماهگی تکمیلا روان صحبت می‌کـــرد و در سن ۳ سالگی دانشجوی حیاتیان درس فیزیک در دانشگاه هانگ-یانگ انجام گرفت! او در زمان خود رکورد هوش کتاب گینس را با عدد ۲۱۰ شکست. بعد از ترک ناسا در ۱۶ سالگی، از طرف معتبرترین دانشگاه‌های کره دعوت‌نامه دریافت کـــرد. اما درعوض یک دانشگاه ایالتی معمولی را برای گرفتن مدرک دکتری در رشته‌ی مهندسی عمران انتخاب کـــرد. او از سال ۲۰۰۷ در دانشگاه ملی چانگ-باک در کره مشغول به خدمت هست.

سن: ۵۵

ملیت: کره‌ای

شغل: مهندس عمران

۳. کریستوفر هیراتا (Christopher Hirata) با آی‌کیوی تأییدانجام گرفته‌ی ۲۲۵

باهوش ترین آقام دنیا - کریستوفر هیراتا

هیراتا دوره‌ی متوسطه را جهشی خواند و در سن ۱۶ سالگی با ناسا برای ایجاد امکان مهاجرت به سیاره‌ی مریخ همکاری ‌کـــرد! او دکترای فیزیک نجومی خود را در سن ۱۸ سالگی از دانشگاه پرینستون دریافت کـــرد. روخانومامه‌ی همین دانشگاه آی‌کیوی کریستوفر را ۲۲۵ برآورد کـــرده هست.

سن: ۳۵

ملیت: آمریکایی

شغل: هستادیار، فیزیکدان نجومی

۲. ترنس تائو (Terrence Tao) با آی‌کیوی تأییدانجام گرفته‌ی ۲۳۰

باهوش ترین آقام دنیا - ترنس تائو

تائو در سن ۸ سالگی موفق به کسب نمره‌ی ۷۶۰ در اس‌اِی‌تی پیش از ۱۹۹۵ انجام گرفت. در ۲۰ سالگی از دانشگاه پرینستون دکتری گرفت و در ۲۴ سالگی تبدیل به جوان‌ترین هستاد پایان‌تایم دانشگاه‌ یوسی‌اِل‌اِی انجام گرفت! آی‌کیوی او چیزی بین ۲۲۰ و ۲۳۰ هست.

سن: ۴۲

ملیت: هسترالیایی

شغل: ریاضیدان

۱. ویلیام جیمز سیدیس (William James Sidis) با آی‌کیوی تأییدانجام گرفته‌ی ۲۷۵

باهوش ترین آقام دنیا - ویلیام جیمز سیدیس

حالا نوبت به باهوش ترین فرد دنیا می‌رسد. سیدیس با آی‌کیویی بین ۲۵۰ تا ۳۰۰، بالاترین میزان هوش ثبت‌انجام گرفته را به خود اختصاص داده هست. او در ۱۱ سالگی وارد هاروارد انجام گرفت. او درهنگام فارغ‌التحصیلی به زیاد‌ از ۴۰ زبان مسلط بود و مانند فردی بالغ رفتار می‌کـــرد. او در سال ۱۹۱۸ به جرم ایجاد اغتشاش دستگیر انجام گرفت و از سال ۱۹۲۱ تا پایان عمرش (۴۶ سالگی) در حال کار با ماشین‌حساب مکانیکی و انجام کارهای پیش‌پا‌افتاده بود، افسوس!

ملیت: اکراینی-آمریکایی

شغل: روان‌پزشک

جالب هست بدانید:‌

شارون هستون (Sharon Stone) آی‌کیوی ۱۵۴ دارد

باهوش ترین آقام دنیا - شارون هستون

هستون به‌خاطر آی‌کیوی بالایش منطقهت زیادی دارد. او حتی ادعا می‌کند که عضو مِنسا بوده هست و در سال ۲۰۰۲ عضویتش را باطل کـــرده هست. او در ۱۵ سالگی بورسیه‌ی دانشگاه ادینبورو در پنسیلوانیا را می‌پذیرد و رشته‌های نویسندگی و هنرهای زیبا را می‌خواند. شارون در بیوگرافی آنلاینش، خود را «جوجه اردک زشت و باهوش» توصیف می‌کند.

سن: ۵۹

ملیت: آمریکایی

شغل: گیمگری، مدل

شاید با خواندن این مقاله، فکر می‌کنید تعدادان باهوش نیستید، اما نشانه‌هایی وجود دارند که به شما می‌گویند هوش‌تان بالاتر از متوسط جامعه هست!

شاید یکی از چالش‌های اصلی تماشای فیلم، انتخاب بهترین فیلم و سریال برای دیدن باانجام گرفت. تقریبا یک‌ششم از قرن بیست‌و‌یکم گذشته هست و طی این سال‌ها، صدها فیلم سینمایی ساخته و اکران انجام گرفته‌اند که این امر به معنای فرا رسیدن زمان قضاوت درمورد آثار سینمایی اخیر هست.

از آنجا که دوست داریم تا شما نیز در این کنکاش هیجان‌انگیز و جذاب همراه ما باشید، در این مقاله ۲۵ فیلم برتر قرن ۲۱ را که تا کنون به اکران درآمده‌اند، به شما معرفی می‌کنیم. این آثار به کوشش منتقدان مجله‌ی تایمز (The Times) و تعداد تَن از متخصصین سینما به‌عنوان برترین آثار کلاسیکِ سینمای فردا، امتیازد‌هی انجام گرفته‌اند.

هرتعداد اطمینان داریم که همه‌ی بینندگان حرفه‌ای و دوست‌داران سینما با ما هم عقیده خواهند بود، اما می‌دانیم که ممکن هست در بین شما کسانی باشند که انتخاب‌های جذاب دیگری نیز داشته باشند. در این گشت‌و‌گذار سینمایی همراه ما باشید.

۱. خون به‌ پا خواهد انجام گرفت (There Will Be Blood)

نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده: پل توماس اندرسون (Paul Thomas Anderson) محصول ۲۰۰۷ (آمریکا)

«خون به‌ پا خواهد انجام گرفت» دهستان دَنیل پلِین‌ویو، حفار کارکشته‌ی نفت هست که در سال ۱۸۹۸ و پس از کشف چاه نفتی در یکی از مناطق غربی آمریکا، به همراه پسرخوانده‌اش به آنجا می‌رود. او آقام محلی آن ناحیه را متقاعد می‌کند تا زمین‌هایشان را حفاری کنند. دنیل که از کودکی تجربیات نیکوی در رابطه با آدم‌ها ندارد، می‌خواهد تا با ثروتمند انجام گرفتن، دیگر نیازی به کسی نداشته باانجام گرفت و از انسان‌ها فاصله بگیرد. با وجود این طرز تفکر، تنها دل‌خوشی دنیل پسرخوانده‌ی اوست. اما او هم ناسپاس از آب درمی‌آید و بار دیگر دنیل را دچار یأس و ناامیدی می‌کند. در این بین فرد دیگری وارد می‌شود که خود را برادرخوانده‌ی او می‌نامد، دنیل سعی می‌کند تا برخلاف تجربه‌های ناخوشایند خانومدگی به این برادر دروغین اعتماد کند اما مجدد دچار ضرر می‌شود. هر تجربه‌ی بد، دنیل را خشن‌تر می‌کند و فیلم پایان خون‌باری را به همراه دارد. «خون به‌ پا خواهد انجام گرفت» درواقع نبرد بی‌پایان بین نیکوی و بدی و طمع درونی شخصیت اصلی فیلم هست که هرگز به‌روشنی مشخص نمی‌شود که کاراکتر اصلی در کدام سوی این نبرد قرار دارد.

«خون به پا خواهد انجام گرفت» نویسنده،کارگردان و تهیه کننده: پل توماس اندرسون محصول ۲۰۰۷(آمریکا)

«خون به‌ پا خواهد انجام گرفتِ» اندرسون، شاهکار قرن ۲۱ او درباره‌ی عشق، مرگ، ایمان، آز و پایانی احساساتی هست که خون و نفت در آمریکای قرن بیستم با خود به همراه داشت. این فیلم سعی می‌کند تا دهستانی آزاردهنده را در لوای یک مکتشف چاه‌های نفت، یعنی دنیل پلین ویو (با گیم فوق‌العاده‌ی دنیل دی لوئیسِ (Daniel Day-Lewis) اسطوره‌ای) که به‌دنبال رؤیایی وحشیانه و توخالی هست، به خورد بیننده بدهد. درواقع کاراکتر اصلی دهستان، بهترین رؤیای آمریکایی را تجسم می‌کند و درنهایت بدترین آن نصیبش می‌شود.

این فیلم چشم‌انداز ژرف و عمیقی از وضعیت مغشوش آمریکا در آن دوره ارائه می‌دهد و به صورت حتم منکر پیشرفت و دستاوردهای جدید این کشور نیست. ماجرای فیلم با قهرمان اصلی خود که مانند موجودی کهن سر از قبر برمی‌دارد، درست شبیه به جناب آقا که در سکانس ابتدای فیلم «۲۰۰۱ یک ادیسه‌ی فضایی» می‌بینیم، در سال ۱۸۹۸ جان می‌گیرد و در سال ۱۹۲۷ به‌ پایان می‌رسد. درواقع این فیلم اقتباسی زیبا از رمانی به نام «نفت» هست که در سال ۱۹۲۷ منتشر انجام گرفت و از سوی دیگر، بیننده را به یاد فیلم «هممنطقهی کین» شاهکار عصر نوین سینمای آمریکا نیز می‌اندازد.

هرتعداد که ممکن هست آنچه این فیلم درباره‌ی روح پویا و نفوذ سرمایه‌داری در آمریکا بیان می‌کند، هر بیننده‌ای را برای متداوم مسحور خود کند، اما آنچه درباره‌ی این اثر سینمایی شگفتی‌ساز می‌شود، دیالکتیک (جدال) ایمان، حرص و ملودرام «آقاانگی مدرن» هست که در فیلم به‌نیکوی به‌ تصویر کشیده می‌شود. این وجه تمایز «خون به‌ پا خواهد انجام گرفت» با دیگر آثار هم‌رده‌‌اش، قدرتمندتر از هر موضوع دیگر و فراتر از تأثیر یک محصول یا ژانر سینمایی ویژه، تأمل‌برانگیز هست.

در سکانس افتتاحیه‌ی فیلم تقریبا ۱۵ دقیقه طول می‌کانجام گرفت تا شخصیت اصلی فیلم نخستین دیالوگ خود را بگوید. این زمان که کاراکتر اصلی میز را مرتب می‌کند یا میلک‌شیکش را هم می‌خانومد، همگی صحنه‌هایی مرتبط با شخصیت‌پردازی آقاانه و بیانگر روحیه‌ی مطمئن قهرمان دهستان هست و در ادامه‌، جایی که در میانه‌ی فیلم دستگاه حفاری منفجر می‌شود، تتکمیل می‌یابد. درواقع، پایان این نشانه‌ها بیننده را متوجه این واقعیت می‌کند که عظمت دیدگاه کارگردانی مثل توماس اندرسون، با دقت تکنیکی او تکمیلا مطابقت دارد تا جایی‌ که شما هیچگاه در صحت صحنه‌ای که مشاهده می‌کنید، کوچک‌ترین تردیدی به خود راه نخواهید داد و هرتعداد که او برای ثبت روایت‌های تاریخی یا اقتباس از اثری مانند رمان «نفت» اختیار عمل کافی دارد، اما شما هرچیزی را دقیقا همانطور که اتفاق افتاده هست تماشا خواهید کـــرد. او کارگردانی با نهایتِ اعتماد به نفس هست که نیکو می‌داند چگونه هستعداد بالقوه‌ی گیمگران و عوامل فیلمش (به‌خصوص فیلمبردارش روبرت السویت (Robert Elswit) و موزیکسازش جانی گرین‌وود (Jonny Greenwood)) را در خدمت ایده‌های خود بگیرد.

می‌توانید مدت‌ها درباره‌ی این فیلم بیندیشید و هرگز خسته نشوید، با «خون به‌ پا خواهد انجام گرفت» می‌توانید پایان افکارتان را جا بگذارید. آثار سینمایی معدودی وجود دارند که قادرند چنین اثری روی ذهن بیننده‌ی خود بگذارند.

شیوه‌ی فیلم‌سازی اندرسون شاید از آن رو جذاب باانجام گرفت که در فیلم‌سازی هم از قوانین سینمای کلاسیک هالیوود و هم از قواعد سینمای هنری اروپا تبعیت می‌کند! به همین دلیل «خون به‌ پا خواهد انجام گرفت» می‌تواند به اندازه‌ی آثار هستودیوییِ قدیمی‌تر از خودش مانند «خواب بزرگ» لذت‌بخش و دیدنی باانجام گرفت. به صورت حتم مهارت بی‌عیب‌ونقص کارگردان آن هم دلیل محکمی برای این ادعهست. آنچه مشخص هست، توماس اندرسون در این اثر سینمایی خود همانند اسکورسیزی و کاپولا آنچه را که از سینمای هالیوود آموخته هست، با تفکرات رادیکال، شیوه‌ی دهستان‌پردازی و بیان سینمایی منحصر‌به‌فردش همراه ساخته هست و به مخاطب عرضه می‌کند.

«خون به‌ پا خواهد انجام گرفت» یک دهستان خلاقانه درباره‌ی تلاش انسان و عشق اوست. درواقع، این تراژدی، گذشته از خود دهستان و شاهکار کارگردانی، این پرسش را به همراه دارد که چگونه ممکن هست چنین سینمایی یا حتی خود دموکراسی بتواند از بستر جامعه‌ی آمریکایی که فیلم به ما نشان‌ می‌دهد و از میان این‌ حجم از ترس و وحشت ظهور کـــرده باانجام گرفت؟!

به هر صورت این فیلم مانند زیادی از محصولات سینمایی هم‌رده‌ی خود می‌تواند مثال روشنی از تهور و بلندپروازی انسانی خودساخته را به‌ نمایش بگذارد. کاراکتر اصلی اثر در راه واقعی تغییری که کارگردان برای او درنظر گرفته هست، قرار ندارد. او مخلوق زمانه‌ی خویش هست. جناب آقا خودساخته و برخوهسته از قلب غرب وحشی. شیطان و خدا هردو در وجودش متولد می‌شوند، همچنان‌ که قادر هست به هستی زمینی خود تلنگر بخانومد، می‌تواند بر کسانی که با او همراه می‌شوند، تسلط یابد و آنها را به‌ انحطاط بکانجام گرفت. درواقع، پلن ویوی فیلم اندرسون فاوست و مفیستو هر دو را باهم در وجودش دارد و این شخصیت چنان باورپذیر طراحی انجام گرفته هست که شما در نقش شیطان یا قدیس، او را باور خواهید کـــرد و این فیلم آنچنان باورپذیر ظاهر می‌شود که می‌توان از آن به‌عنوان دستاوردی بزرگ یاد کـــرد.

۲. منطقه اشباح Spirited Away

«منطقه اشباح»  نویسنده و کارگردان: هایائو میازاکی  محصول ۲۰۰۱(ژاپن)

نویسنده و کارگردان: هایائو میازاکی (Hayao Miyazaki)، محصول ۲۰۰۱ (ژاپن)

این انیمیشن زیبا که ساخته‌ی هستاد بی‌چون‌و‌دلیلی انیمشین ژاپن، میازاکی هست، ماجراهای جذاب و مسحورکننده‌ی دختری به‌ نام چی‌هیرو (Chihiro) را روایت می‌کند. این انیمیشن اثری هنری و توصیفی سحرانگیز هست که شما را به‌دنبال خود می‌کانجام گرفت.

دهستان از آنجا آغاز می‌شود که چی‌هیرو به همراه والدینش رهسپار منطقهی جدید برای خانومدگی می‌شوند، اما در راه از راه موردنظر خود دور انجام گرفته و وارد جنگل سرسبز و سحرانگیزی می‌شوند. درواقع، آنها وارد محوطه‌ی هستآسودهگاه خدایان و ارواح دین ژاپنیِ شینتو انجام گرفته‌اند. پدر و مادر چی‌هیرو که تحت تأثیر محیط قرار گرفته‌اند، تصمیم می‌گیرند تا از غذاهای موجود در هستآسودهگاه بخورند و بعدا هزینه‌ی غذا را بپرداخانومد. در این بین چی‌هیرو که احساس نیکوی ندارد، سعی می‌کند تا دور و اطراف را بگردد و هشدارات افزایشی درباره‌ی محل به‌ دست بیاورد. او با جوانی به نام هاکو آشنا می‌شود که به دختر هانجام گرفتار می‌دهد تا تاریک نانجام گرفته از آنجا برود، اما دیگر دیر انجام گرفته هست و با تاریکی هوا بدن چی‌هیرو نیز دچار دگرگونی می‌شود. هاکو با دارویی معجزه‌آسا او را نجات می‌دهد اما حالا پدر و مادر چی‌هیرو به خوک تبدیل انجام گرفته‌اند و او باید به‌تنهایی با کار در معبد ارواح به خانومدگی ادامه بدهد؛ اما او ناامید نمی‌شود و پایان فیلم نمودار غلبه‌ی انسانیت و امید بر تاریکی هست.

دهستان خانومدگی چی‌هیرو با روایت میازاکی آنچنان جذاب هست که هر بیننده‌ای را تا آخرین لحظه به‌دنبال کاراکتر اصلی می‌کشاند. پس می‌توانید فیلم را تا آخرش ببینید و از فرازونشیب‌های خانومدگی شخصیت اصلی و اتفاقات پیرامونش لذت ببرید. در ادامه، قصد داریم تا نظرات یکی از طرفداران پروپاقرص میازاکی، گیلرمو دل تورو گومز (Guillermo del Toro Gomez) کارگردان مکزیکی را درباره‌ی این انیمشین زیبا، با شما به‌ اشتراک بگذاریم.

به نقل کرد‌ی دل‌تورو، او میازاکی را در زمان کودکی و در مکزیک کشف می‌کند. سال‌ها بعد در نوجوانی فیلمی از او به نام «همسایه‌ی من توتورو» می‌بیند که زیاد او را تحت تأثیر قرار می‌دهد و باعث می‌شود تا از آن به بعد پایان کارهای میازاکی را دنبال کند. به‌ عقیده‌ی دل‌ تورو شیوه‌ی کار میازاکی و انیمیشن‌سازی او تکمیلا منحصربه‌فرد هست و کسانی‌ که میازاکی را والت‌دیخانومی شرق می‌نامند، اشتباه بزرگی مرتکب می‌شوند.

در «منطقه اشباح» ما با دختری مواجه هستیم که به‌گونه‌ای شگرف، دوران کودکی را پشت سر گذاشته و در آستانه‌ی ورود به دوران جوانی هست. در شروع دهستان، چی‌هیرو شروع به روایت می‌کند و آنچه ما از طرز نشستن او در ماشین دستگیرمان می‌شود، کودکی اوست. اما در روند دهستان، او چه به لحاظ ظاهر، نگرش، احساسات و معنویت از یک کودک به خانومی جوان تتکمیل می‌یابد. اما نکته‌ی مشخص این هست که تتکمیل هزینه‌ای دارد و قهرمان دهستان ما باید آن را بپردازد. او نخستین و حیاتی‌ترین تکیه‌گاه یک کودک یعنی پدرومادر و نامش را که درواقع مبین هویت اوست، از دست می‌دهد و در هستآسودهگاه ارواح او را «هیچ‌چیز» می‌نامند. این فیلم اثری زیبا و مراقبه‌‌ای خلسه‌وار مانند دیگر آثار سحرانگیز میازاکی هست.

از طرفی، میازاکی روش خاصی برای آفرینش هیولاهای منحصربه‌فرد در آثارش دارد. هیولاهای آثار میازاکی موجوداتی با طراحی تکمیلا جدید اما وامدار اساطیر هستند. به‌ نظر می‌رسد موجودات وهم‌انگیز آثارش زیاد نمادین هستند و او آنها را با مدنظر قرار دادن موجودات اساطیری و آنچه در فرهنگ ژاپن، ارواح عناصر چهارگانه‌ی زمین (خاک)، هوا، آب و آتش نامیده می‌شوند، طراحی می‌کند.

میازاکی همواره به‌دنبال بخشش و قدرت هست و توانایی آن را دارد که «قدرت» را هم برای افراد نیکو و هم برای افراد بد و «بخشش» را هم برای دیوهای ویرانگر یا مفید، به یک میزان هستفاده کند و این یکی از وجوه زیبایی کار اوست. او دریافته هست که لزوما نباید به‌دنبال چیزهای نیکو باشیم، دلیل که ممکن هست چیزی که در وهله‌ی نخست نیکو به‌ نظر ‌می‌رسد، درواقع بدی یا شرارتی را به‌دنبال داشته باانجام گرفت.

همان‌طور که دل‌ تورو می‌گوید، قرابت زیادی با میازاکی دارد و در برخی از آثارش مانند ستون فقرات شیطان (Devil’s Backbone) یا هزارتوی پن (Pan’s Labyrinth) سعی کـــرده هست تا همان حسِ ازدست‌دادن، خیال‌پردازی و تراژدی موجود در آثار میازاکی را دنبال کند. در این فیلم لحظاتی وجود دارد که شما را در راهی وصف‌ناپذیر به‌دنبال خود می‌کشاند، این اثر نه یک فرم خوش‌ساخت بلکه یک اثر هنری واقعی هست و چنان‌ که می‌دانید هیچ‌ چیزی به جز هنر ناب در دنیای واقعی نمی‌تواند شما را تحت‌تأثیر قرار بدهد و میازاکی کسی هست که چنین قدرتی دارد.

۳. دختر میلیون دلاری Million Dollar Baby

«دختر میلیون دلاری» نویسنده: پل هگیس کارگردان و تهیه کننده: کلینت ایستوود محصول ۲۰۰۴(آمریکا)

نویسنده: پل هگیس (Paul Edward Haggis) کارگردان و تهیه کننده: کلینت ایستوود (Clint Eastwood)، محصول ۲۰۰۴ (آمریکا)

کلینت ایستوود کارگردانی هست که گاهی اوقات آثارش را با همان کیفیتی که می‌سازد، به‌ نمایش می‌گذارد؛ سریع، باکیفیت، بی‌حاشیه و بی‌سروصدا. «دختر میلیون دلاری» اثری هست که جشنواره‌ها و جوایز مختلف را پیش از ماه دسامبر ۲۰۰۴ پشت سر گذاشت و به‌شکل زودهنگامی برای منتقدین روی پرده رفت و آنها را تحت تأثیر قرار داد. هر تعداد که فیلم‌های ایستوود در سال‌های بعد از دختر میلیون دلاری (اثری که دومین اسکار را برای کارگردانش به‌ ارمغان آورد) خیلی مورداقبال عموم نبود و با آثارش ارتباط برقرار نکـــردند، اما منحصر‌به‌فرد بودن این آقا در هالیوود انکارناپذیر هست. هرتعداد که کلینت ایستوود در سال‌های ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۶ درگیر فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی انجام گرفت و در آمریکا چهره‌‌ای جمهوری‌خواه و طرفدار ترامپ به شمار می‌رود، اما نمی‌توان منکر کارهای هنری نیکو و قوی این کارگردان معروف آمریکایی‌ انجام گرفت. آثاری مثل شکست‌ناپذیر (Invictus) محصول ۲۰۰۹ که درباره‌ی نلسون ماندلا بود یا فیلم نابخشوده (Unforgiven) محصول ۱۹۹۲.

ایستوود غالبا به سینمای کلاسیک آمریکا علاقه‌مند هست. سبک‌هایی مثل وسترن، سینمای جنایی یا جنگی؛ اما در این اثر سینمایی خود یک درام ورزشی خلق می‌کند. درامی که به ورزشی مثل بوکس می‌پردازد و افزایش مستعد گرایش به کلیشه و احساسات هست. و این امر جذابیت افزایشی به این اثر سینمایی ایستوود می‌دهد. فیلمنامه‌ی «دختر میلیون‌دلاری» درواقع از روی دهستانی به قلم اف.ایکس.توله نوشته انجام گرفته هست، اما ایستوود ترجیح می‌دهد که در ساخت این فیلم به جای خلق چیزی تازه، روی قراردادهای انسانی از جنس اعتماد‌به‌نفس یا آزادی تأکید کند. او سعی می‌کند تا جریان سیال احساسات عمیق انسانی را کشف کند و ظرافتی از این احساسات را به بیننده نشان بدهد که تا پیش از آن متوجه‌شان نبوده‌ایم.

مورگان فریمن با تجربه‌ی دومین همکاری در این فیلم و هیلاری سوانک (Hilary Ann Swank) هرکدام موفق به دریافت اسکار بهترین نقش مکمل آقا و بهترین نقش نخست خانوم انجام گرفتند. این فیلم برای ایستوود هم جایزه‌ی بهترین کارگردانی و نامزدی نقش نخست آقا را به‌ همراه داشت. مورگان فریمن در این فیلم نقش یک بوکسور سابق به نام اسکرب را گیم می‌کند که درواقع محرم اسرار و به‌نوعی وجدان بیدار فرانکی دان مربی بوکسی هست که نقش آن را خود ایستوود گیم می‌کند. فرانکی فردی خیالاتی و دچار توهم هست که مگی فیتزجرالد (هیلاری سوانک) سعی بر متقاعد کـــردن او برای پذیرش مربی‌گری او و تبدیل وی به بوکسوری حرفه‌ای دارد.

از آنجا که ممکن هست زیادی از شما هنوز این فیلم را ندیده باشید، ترجیح می‌دهم تا توضیح افزایشی درباره‌ی دهستان این فیلم ندهم. اما اگر این فیلم را دیده باشید و دهستان اصلی را هم خوانده باشید، حتما موافقید که این اثر سینمایی چیزی فراتر از طرح نخستیه‌ی دهستانش هست. شوخی‌ها و دیالوگ‌های صمیمی و تندی که بین کاراکتر‌های اصلی این فیلم ردوبدل می‌شوند، متداوم تازگی دارد و تصویر های که فیلمبردار این اثر تام هسترن (Tom Stern) دربرابر دیدگان تماشاچی قرار می‌دهد، بی‌نظیر و خیره‌کننده هست. درنهایت، به‌ نظر می‌رسد که «دختر میلیون دلاری» کلینت ایستوود جزو آثاری باانجام گرفت که ۵۰ سال بعد از تولید و اکران خود آنچنان‌ که باید دیده بشود.

۴. نشانی از گناه A Touch of Sin

«نشانی از گناه» نویسنده و کارگردان: جیا ژانکه محصول ۲۰۱۳(چین)

نویسنده و کارگردان: جیا ژانکه (Jia Zhangke) محصول ۲۰۱۳ (چین)

«نشانی از گناه» اثر تحسین‌انجام گرفته‌ی کارگردان چینی، جیا ژانکه، فیلمی‌ لبریز از خشونت و اندوه هست که در چهار اپیزود و براساس وقایع خشونت‌آمیز و واقعی که الهام‌بخش کارگردان بوده‌اند، ساخته انجام گرفته هست. بدیهی هست که این فیلم ممکن هست تصویری متفاوت از چین معاصر را به‌ نمایش بگذارد.

فیلم براساس وقایعی که برای ۴ فرد درمانده رخ داده‌ هست، ساخته انجام گرفته هست که به‌دنبال اجرای عدالت هستند. یک معدن‌چی ناراضی از وضعیت نابسامان روستای محل خانومدگیش، یک کارگر که متوجه می‌شود که چه کارهایی که نمی‌توان با تفنگ انجام داد، یک کارگر جوان که جویای کار هست اما درواقع خانومان را به قتل می‌رساند و یک خانوم متصدی سونا که مورد هتک حرمت قرار می‌گیرد. کاراکترهای هر ۴ اپیزود مستقل هستند و ارتباط کمی باهم دارند، اما همه‌ی اپیزودها صحنه‌های خشونت‌آمیزی دارند و درنهایت فیلمی را می‌ساخانومد که تصویر متفاوتی از چین به بیننده ارائه می‌دهند. اپیزود سوم درباره‌ی ژیائو یو، خانوم جوانی هست که نقش او را ژائو تائو (Zhao Tao) همسر کارگردان فیلم و ستاره سینمای چین گیم می‌کند. این شخصیت در یک سونا کار می‌کند و بدیهی هست که از شغل خود راضی نیست. او با آقا متأهلی رابطه دارد که نه‌تنها همسر آقا از این رابطه مطلع هست، بلکه شبی دو آقا را مأمور می‌کند تا ژیائو را مورد اذیت‌وآزار و ضرب‌وشتم قرار دهند. این اپیزود از فیلم، مانند هر سه اپیزود دیگر چنان با خلق تصویر ها سورئالیستی شما را گول می‌خانومد که تصور می‌کنید با تصویر ها طبیعی و بی‌رحم حیات‌وحش میخکوب انجام گرفته‌اید. در سرتاسر این اثر سینماییِ بی‌نظیر کاراکترها درگیر اضطراب و نارضایتی‌ای هستند که مدام انجام گرفتیدتر می‌شود.

در اپیزود ژائو، زمان زیادی طول نمی‌کانجام گرفت که بعد از ضرب‌و‌شتم او، به نقطه‌ی اوج دهستان برسیم. ژائو مقداری آب به اتاق کوچکش که تصویر کاغذدیواری آن نخل آقااب هست، می‌برد. درواقع، نخل آقااب ارجاعی هست به حیات تدریجی و آهسته‌ای که در دنیای فیلم و سراسر آن جریان دارد؛ به صورت حتم دنیایی که خارج از دنیای شخصیت‌های اصلی می‌گذرد و آنها با آن ارتباطی ندارند. ژائو مشغول شستن پیراهن خونی هست که ناگهان جناب آقا وارد می‌شود و از او خوهسته‌ی نامعقولی دارد اما ژائو به او توضیح می‌دهد که این کار وظیفه‌‌ی او نیست. آقا منصرف نمی‌شود، اما ژائو او را بیرون می‌کند و آن آقا مجددا همراه آقا دیگری بازمی‌گردد.

تایمی دوربین آقا دوم را نشان می‌دهد، بیننده آقا را که یکی از اراذل‌ و‌ اوباش فیلم هست، به‌ یاد می‌آورد. آقا دوم هم مانند آقا نخست درخوهست بی‌شرمانه‌ای از او دارد اما ژائو نمی‌پذیرد و هر دو آقا را بیرون می‌کند. آقا دوم نمی‌پذیرد و ژائو را تحت فشار قرار می‌دهد. او سعی دارد خانوم جوان را وادار به انجام خوهسته‌اش کند اما با مقاومت او مواجه می‌شود.

خانوم جوان جدی و مصمم به جناب آقا که حتی اسم او را هم نمی‌داند، خیره می‌شود.

آقا ژائو را کتک می‌خانومد، اما خانوم باز هم با صورتی آسیب‌دیده فقط در سکوت به آقا خیره می‌شود و می‌رود. درنهایت دستی همراه با چاقو دیده می‌شود که از بازو خم انجام گرفته هست؛ دستی که نشان از خشونت، تغییر خلق‌و‌خو و منش شخصیت اصلی دهستان دارد. «نشانی از گناه» درحقیقت، واقعیت خانومدگی درماندگانی‌ هست که گرفتار هستثمار نوکیسه‌هایی هستند که با عدالت و انصاف فرسنگ‌ها فاصله دارند؛ پس درنهایت تصمیم می‌گیرند تا خودشان عدالت را برقرار کنند.

هرتعداد که وقایع چینِ معاصر الهام‌بخش کارگردان بوده هست، اما او وامدار فیلمی در ژانر هنر رزمی کلاسیک به نام نشانی از ذن (Touch of Zen) به کارگردانی کینگ هو (King Hu) محصول ۱۹۷۱ نیز هست. نخستین چیزی که در هر دو اثر دیده می‌شود، زشتی و خشونت هست. دنیاهایی که تعادل هر دو با خشونت واقعی در آغاز فیلم به‌هم می‌خورد. «خشونت واقعی» که در ادامه به «اشتباهاتی خشونت‌آمیز» تبدیل می‌شوند و سرنوشت انسان‌ها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد؛ خشونتی که با تدوین دقیق و تصویر ها و حرکاتی اغراق‌انجام گرفته مثل اینسرت (تصویر بسته‌ی) چاقو در مشت، به مثابه‌ی خط هیروگلیف به بیننده نشان داده می‌شود. در همان صحنه‌ی برخورد خانوم و آقا، حدود یک دقیقه دوربین روی گونه‌ی قرمزانجام گرفته‌ی کاراکتر خانوم باقی می‌ماند. سپس تصویر جناب آقا را می‌بینید که سلاخی‌ انجام گرفته هست و درنهایت تصویر خانومی معمولی نمایان می‌شود که حالا به قهرمان خانومدگی خود تبدیل انجام گرفته هست.

۵. مرگ جناب آقا لازارسکو The Death of Mr. Lazarescu

«مرگ جناب آقا لازارسکو» نویسنده و کارگردان: کریستی پویو محصول ۲۰۰۵(رمانی)

نویسنده و کارگردان: کریستی پویو ( Cristi Puiu) محصول ۲۰۰۵ (رمانی)

تایمی بیننده برای نخستین بار با شخصیت اصلی فیلم مواجه می‌شود، جناب آقا حدودا ۶۰ ساله را می‌بیند که با بخش فوریت‌های پزشکی تماس می‌گیرد و از درد معده‌ی چهار روزه‌اش شکایت و تقاضای کمک می‌کند. کمی بعد کارگردان به مدت دوساعت‌ونیم، دوربین‌ به‌ دست به‌دنبال جناب آقا در آستانه‌ی مرگ هست که از این بیمارستان به آن بیمارستان منتقل می‌شود و ما را به دیدن درامی جذاب از جنس کمدی سیاه هدایت می‌کند. جناب آقا لازارسکو جهان را ترک می‌کند؛ بدون اینکه کسی برایش سوگواری کند یا حتی او را بشناسد.

در جشنواره‌ی کن این فیلم همه را چنان تحت تأثیر قرار داده بود که از هم می‌پرسیدند: «آن فیلم سه ساعته‌ی رومانیایی را دیدید؟ حتما باید ببینیدش!» دوستان عزیزم! این توصیه هنوز هم صدق می‌کند، چون می‌توان گفت فیلم طولانی کریستی پویو در بستر آثار کارگردانان جوانی همچون چهار ماه و سه هفته و دو روزِ کریستین مونگیو (Cristian Mungiu) و پلیس، صفت (police, Adjective) کورنلیو پرومبیو جوانه می‌خانومد؛ فیلم‌هایی که باعث مطرح انجام گرفتن زودهنگام سینمای رومانی انجام گرفتند و تحسین بین‌المللی را به‌ همراه داشتند. جناب پویو هم همانند اغلب همکارانش (که به صورت حتم به‌نوعی رقازیاد نیزهستند) سعی می‌کند تا در فیلمش از برداشت‌های طولانی و کاهشین تکان دوربین برای القای حس خانومدگی واقعی بهره ببرد؛ تکنیکی که اغلب برای القای کلهستروفوبیا (ترس از مکان‌های تنگ) هستفاده می‌شود. پویو در این فیلم به‌طور بی‌رحمانه‌ای بر پوچی و بی‌عدالتی تلنگر می‌خانومد که هنوز با گذشت زیاد از تعداد دهه‌ از سقوط دیکتاتوری کومونیستی نیکولا چائوشسکو، در خانومدگی رومانیایی‌ها وجود دارد.

هرتعداد که فیلم با تجربه‌‌ای شخصی آغاز می‌شود، اما طولی نمی‌کانجام گرفت که خیابان‌ها، آپارتمان‌ها و بیمارستان‌های بخارست هم از گخانومد سرک‌‌کشیدنِ دوربین پویو در امان نمی‌مانند. با دیدن این فیلم، شاید ناخودآگاه به یاد ویلی لومن کاراکتر اصلی نمایشنامه‌ی معروف آرتور میلر یعنی «مرگ فروشنده» بیفتید که اتفاقا تصادفی هم نیست. هرتعداد ممکن هست لازارسکوی ضعیف دهستان پویو، مانند لومن یکی از هزاران انسانی نباانجام گرفت که زیر چرخ‌های عظیم سرمایه‌داری آمریکا له می‌شوند، اما فردی هست که لابه‌لای چرخ‌دهنده‌های خانومگ‌زده‌ی بروکراسی و رکود اروپای شرقی اسیر تصمیمات اشتباه خود می‌شود.

بد نیست تا به یکی از شخصیت‌های حیاتی فیلم، به‌ جز خود لازارسکو هم اشاره کنیم؛ راننده‌ی آمبولانسی که نقش او را لومینیتا گئورگیو (Luminita Gheorghiu) هنرپیشه‌ی برجسته‌ی رومانیایی گیم می‌کند و به‌ عنوان پشتیبان و مدافع لازارسکو به قهرمان دفاع از منافع او و اصرار برای رسیدگی به وضعیت بیمار تبدیل می‌شود. دوستان عزیزم «مرگ جناب آقا لازارسکو» یک کمدی سیاه و آزاردهنده‌ هست؛ یک دهستان متافیزیکی که در قالب برشی از تراژدی خانومدگی یک انسان نمایان می‌شود و شما را دوساعت‌ونیم با خود به درون جامعه‌ی کشوری از اروپای شرقی می‌برد که شاید کاهش شناخته انجام گرفته باانجام گرفت.

۶. یی یی Yi Yi

«یی یی» نویسنده و کارگردان: ادروارد یانگ محصول ۲۰۰۰(ژاپن، تایوان)

نویسنده و کارگردان: ادروارد یانگ (Edward Yang) محصول ۲۰۰۰ (ژاپن، تایوان)

«یانگ یانگ» کوچک‌ترین فرخانومد «یان» هست که تنها یک خواهر دارد. این پسر کوچک ذاتا عکاس هست و تخصص او گرفتن تصویر از پشت سر آدم‌ههست؛ زوایایی از بدن انسان که خودش قادر به دیدن آن نیست. به‌دشواری می‌توان پذیرفت که نام‌گذاری این کودک ۸ ساله، که نامش تکرار اسم کارگردان (ادروارد یانگ) هست تصادفی باانجام گرفت. یانگ فیلم‌ساز زیرکی هست که می‌خواهد تغییری ژرف در خودِ درونی انسان به‌وجود بیاورد. یک ویژوئال آرتیستِ (هنرمند تجسمی) به‌ پایان‌ معنا که قصد دارد خانومدگی را از پایان زوایایش زیر ذره‌بین بگذارد.

«Yi Yi» بخشی از یک رمان زیبهست و سه ساعت از خانومدگی خانواده‌‌ای مدرن تایوانی را برای بیننده به‌ نمایش می‌گذارد. دهستان از نگاه «تینگ تینگ» خواهر بزرگتر یی یی و پدرش که یک طراح گیم‌های کامپیوتری و فردی آرام اما درگیر بحران‌ میانسالی هست، روایت می‌شود. راجر اِبرت (Roger Ebert)، یی یی «Yi Yi» را اینگونه توصیف می‌کند: فیلمی که در آن هیچکس زیاد از نیمی از حقیقت را نمی‌داند و هیچکس زیاد از نیمی از زمان فیلم خوشحال نیست. می‌دانم که شما هم با من هم‌عقیده هستید که در خوش‌بینانه‌ترین حالت ممکن، این توصیفِ خودِ خانومدگی هست.

«Yi Yi» فیلمی هست که نه به‌خاطر چیزهایی که می‌بینید، بلکه به‌ واسطه‌ی آنچه زمانی تجربه کـــرده‌اید، در خاطرتان می‌ماند. گویی، زمانی شما در همسایگی این خانواده خانومدگی کـــرده‌اید.

«ادروارد یانگ» که در سیاتل آمریکا خانومدگی می‌کـــرد و به فعالیت در زمینه‌ی فناوری مشغول بود، پیش از آنکه به تایوان برگردد به فیلم‌سازی روی آورد و مانند (هو شیائو-شین) و (تسای مینگ-لیانگ) جزو چهره‌های اصلی سینمای نوین تایوان در دهه‌ی ۱۹۹۰ هست. «Yi Yi» نخستین فیلم این کارگردان دقیق، خوش‌ذوق و کاربلد تایوانی هست که در ایالات متحده به‌ نمایش درآمد. زیاد غم‌انگیز هست که این فیلم، آخرین فیلم این انسان منحصر‌به‌فرد پیش از مرگش در سال ۲۰۰۷ هم هست. همین مقدمه کافی هست تا مطمئن شویم که این فیلم اثری عالی و درخورِ توجه هست که به تعدادبار دیدنش هم می‌ارزد.

این اثر زیبا با گردش بر فراز خیابان‌های شلوغ تایپه آغاز می‌شود و با سفر به توکیو به‌ پایان می‌رسد. می‌توان گفت که این شخصیت‌ها هستند که دربرابر نمایش کلیشه‌های موجود در منطقهها و خانومدگی جاری تقریبا اهمیت خود را از دست می‌دهند. شخصیت‌های دنیای مدرن، فضاهای بین تنهایی و صمیمیت و جایی که فردا‌ی درخشان در سایه‌ی سنت‌های کهنه دفن می‌شود، موضوعات اصلی هستند که ادروارد یانگ به آنها توجه می‌کند. افراد اندکی هستند که بتوانند خانومدگی منطقهی معاصر را این‌چنین از پایانی زوایایش بررسی کنند. عنوان این فیلم به انگلیسی یکی پس از دیگری (a one & a two) ترجمه انجام گرفته هست؛ عنوانی که می‌تواند بیانگر حرکت به سمت بی‌نهایت باانجام گرفت.

۷. درون و بیرون Inside Out

«درون و بیرون» فیلمنامه: پیت داکتر و رونی کارمن کارگردان: پیت داکتر محصول ۲۰۱۵(آمریکا)

فیلمنامه: پیت داکتر (Pete Docter) و رونی دل کارمن (Ronnie del Carmen) کارگردان: پیت داکتر محصول ۲۰۱۵ (آمریکا)

با گذشت تعدادین سال از آغاز قرن ۲۱، کمپانی پیکسار همچنان رکورددار هستقبال از ایده‌های خلاقانه‌ی فیلم‌سازان مختلف در عرصه‌ی تولید انیمیشن هست. به‌ نظر می‌رسد که فیلم‌های پیکسار به‌گونه‌ای متفاوت موردهستقبال قرار می‌گیرند. مجله‌ی نیویورک تایمز در اقدامی مهیج تصمیم می‌گیرد تا برای انتخاب یکی از بهترین آثار این کمپانی، یک نظرسنجی در فضای مجازی انجام بدهد، اما همان‌طور که حتما خودتان هم تجربه‌ی دیدن انیمیشن‌های زیبای کمپانی پیکسار را داشته‌اید، انتخاب یک اثر برتر از میان آثار تهیه‌انجام گرفته‌ی این هستودیو کار مشکلی هست. انیمیشن‌هایی مانند «Up»، «دهستان اسباب‌گیم‌های ۳»، «رتتویی» و «کمپانی هیولاها» همگی به‌ عنوان محبوب‌ترین آثار پیکسار تکمیلا شناخته‌انجام گرفته هستند.

مجله‌ی تایمز بعد از بررسی‌های مختلف و برای قیاس با سایر آثار سینمایی تصمیم به انتخاب یکی از آثار پیکسار می‌گیرد. درنهایت، برترین فیلم کمپانی پیکسار که در صدر این فهرست قرار می‌گیرد، فیلمی نیست جز «درون و بیرون»؛ یکی از خلاقانه‌ترین، پویاترین و مسحورکننده‌ترین محصولات کمپانی پیکسار. یک انیمیشن زیرکانه‌ی فلسفی در زمینه‌ی روان‌شناسی نوین قرن ۲۱. شخصیت‌سازی‌هایی با مفهوم انتزاعی و مطلق، شاهکارهای شگفت‌انگیزی که با نوآوری بی‌نظیری اجرا می‌شوند. این انیمیشن در قالب دهستانی که تقریبا خنده و اشک شما را به یک میزان درمی‌آورد روایت می‌شود؛ این انیمیشن به مفهوم غم و شادی که هردو لازمه‌ی خانومدگی‌ هستند می‌پردازد و انصافا موفق هم عمل می‌کند.

۸. پسرانگی Boyhood

«پسربچه‌گی»  نویسنده و کارگردان: ریچارد لیکلیتر محصول ۲۰۱۴(آمریکا)

نویسنده و کارگردان: ریچارد پیوندلاتر(Richard Linklater) محصول ۲۰۱۴ (آمریکا)

این فیلم دهستان ساده‌ی خانومدگی یک کودک در درام لیکلیتر هست. فیلم «پسرانگی» به روایتی فوق‌العاده تبدیل می‌شود. یک سینمای واقع‌گرایانه و قدرتمند که ۱۲ سال از خانومدگی پسربچه‌ای با نام میسون را از دبستان تا رسیدن به دوران بلوغ روایت می‌کند. در آغاز فیلم، میسون ۶ سال دارد و زمانی‌ که فیلم به‌ پایان می‌رسد، او تقریبا ۱۸ ساله هست. همچنان‌ که سال‌ها می‌گذرند، میسون دربرابر دیدگان بیننده رانجام گرفت می‌کند. پیشرفتی که ممکن هست گاهی خیلی هم به چشم نیاید، اما لحظاتی در فیلم وجود دارد که شما را غافلگیر می‌کند، مانند مواقعی که دربرابر آینه، خودتان را می‌بینید و با تعجب می‌پرسید فارس پیک این همه سال گذشت؟!

کارگردان این فیلم درباره‌ی اثر خود می‌گوید: «این فیلم تأثیر عمیقی روی آقام داشت و من واقعا این موضوع را پیش‌بینی نکـــرده بودم. من فقط یک دهستان ساده را صمیمانه بازگو کـــردم اما هنگامی که واکنش دوست‌داشتنی مخاطبان را دیدم، خوشحال انجام گرفتم و با خودم گفتم پس چیزی که ساخته‌ام اثر قدرتمندی از آب درآمده هست. ما همه در جست‌وجوی ایجاد رابطه هستیم، به‌دنبال پیوند با بقیه‌ی آدم‌ها می‌گردیم؛ این فیلم شما را متوجه دیگران می‌کند. با دیدن این فیلم می‌فهمیم که دوست داریم زمان‌مان چگونه بگذرد و برای تغییر خانومدگی‌ و روابط‌‌مان نیازمند چه چیزی هستیم. کسی هست که بزرگ نانجام گرفته باانجام گرفت؟ خواهر و برادر نداشته باانجام گرفت یا هرگز خانه‌ی کودکیش را ترک نکـــرده باانجام گرفت؟ ممکن هست افراد مسن‌تر پاسخ این سؤالات را به‌آسودهی بدهند اما من فهمیدم که این فیلم می‌تواند روایت خانومدگی هر زمان و هر نسلی باانجام گرفت.»

آقام این فیلم را می‌بینند و آن را به روابط خودشان تعمیم می‌دهند. مثلا می‌گویند دختر یا پسر من دانشگاه را نیمه‌کاره رها کـــرد یا کسی می‌گفت خودم دانشگاه را ناپایان گذاشتم و حالا با دیدن فیلم شما می‌فهمم که مادرم آن زمان چه احساسی داشت. از آنجا که نگاه پایانی ما به خانومدگی محدود هست، دچار خیال‌پردازی می‌شویم. اما یک فیلم توانایی آن را دارد که زاویه‌ی دید تازه‌ای درباره‌ی خانومدگی‌ در اختیار ما بگذارد و این قدرت دهستان‌گویی سینمهست.

۹. ساعات تابستانی Summer Hours

«ساعات تابستانی» نویسنده و کارگردان: الویه آسایاس محصول ۲۰۰۸(فرانسه)

نویسنده و کارگردان: الویه آسایاس (Olivier Assayas) محصول ۲۰۰۸ (فرانسه)

الویه آسایانس از آن دسته کارگردانان منتقدی هست که هوش و زیرکی در دهستان‌گویی از ویژگی‌های اوست. «ساعات تابستانی» با سکانس جشن تولد جناب آقا حدودا ۷۰ ساله به نام ادیث اسکوب (Édith Scob) در جمع خانواده‌اش آغاز می‌شود. بیننده خیلی زود متوجه روابط ناآسوده و پیچیده‌ی افراد خانواده با هم می‌شود. مشاهده‌ی روابط این خانواده، به‌ویژه رفتار مادر خانواده بیننده را دچار چالش احساسی می‌کند؛ نمی‌دانید خوشحال باشید یا ناآسوده اما عمیقا به فکر فرو خواهید رفت و این یعنی سینما! فیلم، شما را به‌آسودهی مجذوب خود می‌کند، چون نه‌تنها به احساسات‌تان تلنگر می‌خانومد بلکه آن‌قدر همه‌چیز در این فیلم دوست‌داشتنی هست که ناخودآگاه جذب آن می‌شوید. فرانسه، آقامش، خانه‌ها، دکوراسیون و باغ‌ها همه‌ دوست‌داشتنی هستند. یادم می‌آید منتقدی می‌گفت «ساعات تابستانی» را ببینید تا بفهمید فرانسوی‌ها زامبی نیستند. «ساعات تابستانی» درباره‌ی مرگ، خانومدگی و بی‌اعتنایی هست. این فیلم درباره‌ی همه‌ی آنچه آن را سینما می‌نامیم صحبت می‌کند، اما از نوع فرانسوی آن!

آسایاس سعی می‌کند تا با علاقه و تردید توأمان، همانگونه که خصلت خیلی از فرانسوی‌ههست به جامعه‌ی خود نگاه کند. در افکار شخصیت‌های فیلمِ او ظرافت طبع و خصایص نفسانی که در هر انسانی وجود دارد، در هم پیچیده هست و این افکار در پایان احساسات و اشیا اطراف آنها ظهور می‌کند. در «ساعات تابستانی» مشکلی وجود دارد که ممکن هست مشکل زیادی از خانواده‌ها باانجام گرفت؛ اینکه تکلیف اموال موروثی که از والدین برجای مانده هست چیست؟ به صورت حتم در اثری که با آن مواجهیم این ارثیه شامل تابلوهای نقاشی و یک سری خرت‌و‌پرت هست که افزایش ارزش معنوی دارند. «ساعات تابستانی» درامی هست از جنس انسان و مرگ که خانواده و روابط فامیلی اروپایی‌ها را به‌ نمایش می‌گذارد.

«ساعات تابستانی» دهستان دو برادر و یک خواهر هست که پس از مرگ مادرشان درباره‌ی ارثیه‌ی فامیلی خود، به‌ویژه یک مجموعه‌ی هنری بی‌نظیر، اختلاف دارند. یکی از برادرها که تاجر هست و در چین خانومدگی می‌کند و خواهرشان که هنرمندی ساکن نیویورک هست، معتقدند که باید ارثیه را بفروشند، دلیل که علاقه‌ای به ماندن در کشورشان ندارند اما برادر دیگر که هستاد دانشگاهی ساکن فرانسه‌ هست، تصمیم دارد خانه‌ی موروثی را برای حفظ ارزش‌های فرهنگی‌شان نگه‌ دارد. کارگردان این فیلم به‌انجام گرفتت به موقعیت خود و فرهنگ کشورش به‌ عنوان نسل بعد از ۱۹۶۸ (جنبش دانشجویی-کارگری فرانسه) تکمیلا واقف هست و حضور تاریخ در پایان فیلم‌های او به‌ چشم می‌خورد.

در فیلم آسایاس، مادر قادر به پیشگویی هست و سلیقه‌ی نیکوی هم دارد. نه‌تنها خانه‌اش، بلکه پایان خانومدگی مادر شبیه یک موزه هست؛ یک موزه‌ی زیاد زیبا که با اشیا و مبلمان هنری پر انجام گرفته هست و زیادی از آن آثار، کارهای هنری خود او هستند. شخصیت مادر آن‌قدر خودشیفته به‌ نظر می‌رسد و از پایان این وسایل و آثار هنری طوری مراقبت می‌کند که بیننده تصور می‌کند او به آنها زیاد از رابطه با فرخانومدانش اهمیت می‌دهد. پس متعجب نمی‌شوید، تایمی ببینید که دختر و پسر او اصرار به دوری از خانه و فروش آن وسایل بعد از مرگ مادرشان دارند. آسایاس کارگردانی هست که دغدغه‌ی نسل فردا او را رها نمی‌کند و به همین دلیل هست که به‌زعم نیویورک تایمز «ساعات تابستانی» هم جزو فهرست برترین‌های قرن ۲۱ قرار می‌گیرد.

در گذشته، آسایاس منتقد سینما بوده هست و این یکی از دلایل قرارگیری او در این فهرست هست. او شیفته‌ی تاریخ هست و این علاقه‌ به تاریخ و سینما درهم تنیده انجام گرفته هست.

«ساعات تابستانی» نامه‌ی عاشقانه‌ی آسایاس به سینمای فرانسه هست و با ظرافت خاصی به فردا‌ی کشورش نوشته انجام گرفته هست. فیلم با مشاهده‌ی نوه‌ی خانواده به پایان می‌رسد؛ نوه‌ای که به زیادی از چیزهایی که در فیلم‌های فرانسوی زیاد به‌ چشم می‌خورد (فلسفه و بی‌بندوباری) توجهی ندارد.

۱۰. مهلکه The Hurt Locker

«مهلکه»  نویسنده:  مارک بول کارگردان: کاترین بیگلو محصول۲۰۰۸(آمریکا)

نویسنده: مارک بول (Mark Boal) کارگردان کاترین بیگلو (Kathryn Bigelow) محصول ۲۰۰۸ (آمریکا)

زمانی‌ که کاترین بیگلو به‌ عنوان نخستین خانوم، اسکار بهترین کارگردانی را برای فیلم «مهلکه» از آنِ خود کـــرد، تاریخ‌ساز انجام گرفت. او توانست در صنعت آقاانه‌ی فیلم‌سازی آمریکا، به‌ عنوان شخصی که موقعیت برابری با آقاان برای خود دست‌وپا کـــرده هست، بدرخانجام گرفت و این نقطه‌ی عطف سینمایی- سیاسی در هالیوود هست. از طرفی خانم کاترین بیگلو در ژانر جنگی که معمولا خانومان به آن نمی‌پرداخانومد یا با ویژگی‌های خانومانه فاصله‌ی زیادی دارد، موفق به کسب چنین جایگاهی انجام گرفته هست؛ اثری که دربرابر فیلم‌های جنگی با ویژگی‌های آقاانه‌ای که دربر دارنده‌ی نارضایتی، نظامی‌گری، ابهام و نابودی مداوم برای به‌ تصویر کشیدن خشونت هستند؛ خشونت خودویرانگری که در «مهلکه» به‌صورت حقیقتی وحشتناک در عراقِ پس از حمله‌ی آمریکا روایت می‌شود.

فیلم، دهستان سه تفنگدار ارتش آمریکهست که مسئول خنثی‌ کـــردن بمب‌هایی هستند که شورشیان عراقی در معابر منطقه کار می‌گذارند. جذابیت دهستان آنجا تأثیرگذار هست که یکی از این تفنگداران به نام جمیز (جرمی رنر) علاقه‌ی زیادی به انجام این مأموریت‌ها نشان می‌دهد، به‌قدری که دیگر هم‌قطارانش از این شیفتگی مفرط او دچار وحشت می‌شوند.

من و نویسنده‌ی فیلم‌نامه سعی کـــردیم تا در مواجهه با چالش‌های روند ساخت این فیلم صادقانه برخورد کنیم. متأسفانه از جزئیات دردناک جنگ عراق هشدارات زیادی در دست نیست و من به فیلم خود افزایش به‌ عنوان یک رپورتاژ رویدادی نگاه می‌کنم. (کاترین بیگلو)

جنگ، علی‌رغم نفرت‌انگیز بودن، جیمز را صاحب یک شغل کـــرده‌ هست و جیمز تلاش می‌کند تا به بهترین نحو به وظایفش عمل کند. جنگ به او موقعیت، شأن اجتماعی و دوستانی همدل داده هست که در این دوره‌ و زمانه به‌دشواری می‌توان به دست‌شان آورد. در‌واقع ما با شخصیتی مواجه هستیم که اتفاقی مانند جنگ که در نفس خود حادثه‌ی تلخی هست، او را به دنبالش رسانده هست؛ چیزی که جامعه آن را از او دریغ کـــرده‌ هست و این چیزی هست که فیلم بیگلو را از دیگر آثار سینمای جنگی متمایز می‌کند. حتی مرگ جیمز هم مانند آثار جنگی دیگر نه مصیبت جنگ را به ما نشان می‌دهد و نه مرگ قهرمانانه را. مرگ او نه الهام‌بخش هست و نه جذاب. او حتی تیر هم نمی‌خورد. مرگ جیمز مرگ یک خانومدگی‌ هست که هر روز و هر لحظه در التهاب ترس از انفجار هرکدام از بمب‌هایی که خنثی می‌کند، تحلیل می‌رود.

فرانسوا تروفو، تا می‌توانست «مهلکه» را به‌ عنوان فیلمی ضدجنگ ‌دیده هست. نه به این خاطر که این فیلم نقدی ساده از جنگ ارائه می‌کند، بلکه به این دلیل که به بیننده نشان می‌دهد که انسان‌ها چگونه نیازمند جنگ می‌شوند و چگونه زیاد از آنکه شیفته‌ی شهادت باشند، برای جنگیدن خانومدگی می‌کنند.

۱۱. درون لوین دیویس Inside Llewyn Davis

«درون لوین دیویس»  نویسنده و کارگردان: بردران کوئن محصول ۲۰۱۳(آمریکا)

نویسنده و کارگردان: برادران کوئن (Joel and Ethan Coen) محصول ۲۰۱۳ (آمریکا)

این‌طور که مجله‌ی تایمز می‌نویسد، نظرسنجی درباره‌ی بهترین اثر برادران کوئن با برخورد تند و پرقیل‌‌وقال طرفداران آنها شروع می‌شود و از آنجایی‌ که طرفداران این دو کارگردان به‌طور آگاهانه‌ای متعصبانه رفتار می‌کنند، به‌سرعت دچار اختلاف نظر می‌شوند. جای تعجب دارد اگر بدانید که عده‌‌ی زیادی طرفدار فیلم‌های ظلم غیرقابل تحمل (Intolerable Cruelty) و بخوان و بسوزان (Burn After Reading) هستند و عده‌ای دیگر روی فیلم ای‌ برادر کجایی؟ (O Brother, Where Art Thou) و شجاعت حقیقی (True grit) تعصب دارند، اما درنهایت، رقابت واقعی میان سه فیلم «جایی برای پیرآقا‌ها نیست»، «یک آقا جدی» و «درون لوین دیویس» هست.

منتقدان مجله‌ی نیویورک تایمز معتقدند که هرتعداد فیلم «جایی برای پیرآقاها نیست» در جشنواره‌ها و اسکار اقبال بهتری داشت و با احترام به اقتباس بی‌نظیر از رمان مک کارتی ساخته انجام گرفته بود، اما آنچه آنها را زیاد از این فیلم تحت تأثیر خود قرار داده هست، متافیزیک «یک آقا جدی» و دنیای خلسه‌واری هست که در فیلم «درون لوین دیویس» جریان دارد. درنهایت مجله‌ی تایمز به دلیل دهستان دایره‌وار و شگفت‌انگیز، موسیقی متن و حتی کاراکتر گربه‌ی فیلم، به‌ انتخاب «درون لوین دیویس» می‌رسد؛ فیلمی که روایتگر دهستان خانومدگی یک خواننده و ترانه‌سرای پیشتاز موسیقی کانتری در دهه‌ی ۱۹۶۰ آمریکهست.

۱۲. تیمبوکتو Timbuktu

تیمبوکتو نویسنده و کارگردان: عبدالرحمان سیساکو محصول ۲۰۱۴(فرانسه، موریتانی)

نویسنده و کارگردان: عبدالرحمان سیساکو (Abderrahmane Sissako) محصول ۲۰۱۴ (فرانسه، موریتانی)

«تیمبوکتو» درامی تأثیرگذار و بی‌حاشیه‌ درباره‌ی تأثیر تعصبات مذهبی بر خانومدگی افراد هست. فیلم در کشور زادگاه سیساکو یعنی مالی و منطقه تیمبوکتو شکل می‌گیرد. طبق آنچه کارگردان بیان می‌کند این کشور آداب‌ورسوم غنی و انسانی دارد و زیر فشار نیروی‌های جهادی و تعصبات مذهبی که در خارج از این کشور نشأت می‌گیرند، نابود انجام گرفته هست. در آغاز به‌ نظر نمی‌رسد که فیلم محوریت مشخص یا قهرمان اصلی (پروتاگونیست) داشته باانجام گرفت، درعوض کارگردان سعی می‌کند تا بیننده را با لحظاتی سرشار از بی‌عدالتی آشنا کند که او را به نمایش چهره‌ی تعداد تکه‌ی افرادی که تحت فشار قرار گرفته‌اند، نزدیک‌تر می‌کند.

خانومی از طول خیابان می‌گذرد که ظاهر جالبی دارد. بی‌حجاب هست و پشت لباسش پارچه‌ای بلند مانند دنباله‌ی لباس یک ملکه دارد. به‌ نظر می‌رسد او در حال مخالفت با نیروهای جهادی هست، چون آنها آن‌قدر افراطی رفتار می‌کنند که حتی قوانین شریعت را هم زیر پا می‌گذارند و سعی می‌کنند به افراد محلی حکومت کنند. آنها موسیقی را هم مانند سیگار یا فوتبال ممنوع کـــرده‌اند و جناب آقا که با قانون ممنوعیت فوتبال مخالفت می‌کند، به ۲۰ ضربه شلاق محکوم می‌شود. اما اگر هرچیزی را بتوان به‌ اسارت گرفت، تخیل آدمی مهارانجام گرفتنی نیست. کارگردان در صحنه‌ای شاعرانه پسربچه‌هایی را نشان می‌دهد که به‌ شوخی با توپی که خودشان ساخته‌اند، در حضور دو جهادی موتورسوار فوتبال گیم می‌کنند و این یعنی لحظه‌ی شکست یک باور توخالی!

در این هنگام دهستان حول‌وحوش آقا مسلمانی به نام کیدانه می‌گذرد که با همسر و دخترش در مزرعه‌‌ای کوچک نزدیک تیمبوکتو خانومدگی می‌کند. افراد فامیل و دوستان و همسایگان این خانواده پس از حمله‌ی جهادی‌ها گریخته‌اند، اما خشونت، درون کیدانه ته‌نشین انجام گرفته‌ هست تا زمانی‌ که تایم انتقام فرا برسد. او طی نزاع با جناب آقا ماهیگیر، به او شلیک می‌کند و پیش از آنکه یک دادگاه جهادی بی‌رحم بخواهد قوانین شریعت را درباره‌ی او اجرا کند، محاکمه می‌شود.

ایده‌ی ساخت «تیمبوکتو» زمانی شکل می‌گیرد که طی حادثه‌ای وحشتناک، اعضای یک گروه اسلامی افراطی، خانوم و جناب آقا مالیایی را به‌ اتهام داشتن روابط نامشروع سنگسار می‌کنند. سیساکو که یک مسلمان متولد موریتانی و بزرگ‌انجام گرفته‌ی کشور مالی هست، یک سال بعد تصمیم می‌گیرد که تیمبوکتو را براساس همین ایده بسازد. هرتعداد این فیلم یک اثر هنری واقعی هست اما به‌نوعی ادای دینی هست به پایانی مسلمانانی هست که امروزه قربانی تروریسم می‌شوند.

«اسلام‌گرایان افراطی سعی می‌کنند از اسلام تصویری موهوم بساخانومد» (سیساکو)

تیمبوکتو یک اثر سینمایی تراژیک هست که با نهیلیسم (پوچ‌گرایی) کاری ندارد. کارگردان این فیلم اِبایی از نمایش خشونت ندارد اما هیچگاه هم تحت‌تأثیر این خشونت قرار نمی‌گیرد. درعوض او به این خشونت با یک دهستان باز و به‌وسیله‌ی گیم‌های پایدار و هنرمندانه‌ی گیمگرانش پاسخ می‌دهد که حاصل همه‌ی اینها تصویر ها بصری زیبا و نمایش لحظات خوش و لذت‌بخش خانومدگی هست که در فیلم شاهد آن هستیم. از طرفی او مدام یادآور می‌شود که جهادی‌ها هم مانند دیگران، انسان‌هایی معمولی هستند. چنان‌که در صحنه‌‌ای تأثیرگذار، پیرجناب آقا را می‌بینیم که بیهوده در پی متقاعد کـــردن آقا جوانی برای ضبط یک ویدئوی تبلیغاتی برای اسلام‌گرایان افراطی هست. صحنه‌ای که در ابتدا به‌طرز عجیبی هم مضحک هست و هم باورکـــردنی! اما درنهایت یادآوری می‌کند، افرادی که این‌چنین در همه‌ جای دنیا دست به کشتار انسان‌ها و جنایات فجیع می‌خانومند، نه‌تنها هیولاهای عجیب و غریبی نیستند، بلکه مانند بقیه، انسان‌هایی معمولی هستند.

۱۳. در جکسون هایتس In Jackson Heights

«در جکسون هایتس»  کارگردان: فردریک وایزمن محصول ۲۰۱۵(آمریکا)

کارگردان: فردریک وایزمن (Frederick Wiseman) محصول ۲۰۱۵ (آمریکا)

فردریک وایزمن کارگردان مستند «در جکسون هایتس» نه‌تنها یکی از مستندسازان بزرگ عصر ما بلکه کارگردانی صاحب‌ نام هست. وایزمن در آثارش به موضوعات مرتبط با نهادهای انسانی، آقاان، خانومان و کودکان می‌پردازد و معمولا سعی می‌کند تا در فیلم‌هایش از بشریت دربرابر از دست‌ رفتن ارزش‌های انسانی در سیستم‌های معیوبِ تعلیمی، بوروکراسی و انواع تشکیلات حکومتی حمایت کند. «در جکسون هایتس» هم مستندی هست درباره‌ی جامعه‌ی جکسون هایتس در ناحیه‌ی کوئیخانومیویورک. این مستند شامل روایت‌های تصویری از مراکز مذهبی، جلسات همجنس‌گرایان، جلسات شو‌رای منطقه و سازمان‌های فعال آقامی مثل سندیکای کارگری هست که تحسین زیادی از منتقدان را به‌ همراه داشته هست. یکی از طرفداران جناب آقا وایزمن، مستندسازی به نام آوا دوورنی (Ava DuVernay) هست که پیش از ساختن مستند «سیزدهمین» در سال ۲۰۱۶ که به نژادپرستی و نقد نظام کیفری آمریکا می‌پردازد، تعدادین بار مستندهای وایزمن را بازبینی کـــرده هست و با سینمای این کارگردان بزرگ تکمیلا آشنهست. مجله‌ی نیویورک تایمز برای شناخت بهتر این کارگردان و مستند «در جکسون هایتس» مصاحبه‌ای با آوا دوورنی انجام داد که بخشی از آن را در ادامه می‌خوانیم.

آوا دوورنی: «من دبیرستان را در لس‌آنجلس کالیفرنیا به پایان رساندم و حس می‌کـــردم که فقط مدام از همه‌ چیز اشباع انجام گرفته‌ام. پس قبل از همه‌ چیز فرم روایت وایزمن به‌ نظرم جالب آمد. اینکه نخستین چیزی که به چشم ما می‌آید، چیست؟ تنها چیزی که به چشم می‌خورد، آدم‌هایی بودند که در سیستمی تکمیلا متضاد با خودشان، حل می‌شوند. به‌اجبار خودشان را با سیستم وفق می‌دهند؛ با سیستمی عاری از خانومدگی و تکمیلا ماشینی و بی‌روح؛ و شما پایان اینها را در مستند «در جکسون هایتس» به‌نیکوی مشاهده می‌کنید. حرکت دوربین و چیزهایی را که نشان‌مان می‌دهد، دوست دارم. هرچیزی تا زمانی که ندانید دقیقا ممکن هست دربرابر چه صحنه‌ای قرار بگیرید، جذاب به‌ نظر می‌رسد. همه‌ چیز تا زمانی که دوربین وایزمن به سراغش نرفته باانجام گرفت، دوست داشتنی هست، اما تایمی او واقعیت را عریان می‌کند، شما برای نخستین بار دربرابر خود واقعی هرچیز، یعنی واقعیت سرد و بی‌روح قرار می‌گیرید! حتی نمی‌توانستم تصور کنم که اگر پیش از گذراندن دبیرستان، چنین مستندی را می‌دیدم، چه تصویر‌العملی داشتم. انگار این مستند را از روی من ساخته بودند.»

۱۴. بچه (به فرانسوی: L’Enfant)

«بچه» کارگردان: برادران داردن محصول ۲۰۰۵(فرانسه و بلژیک)

کارگردان: برادران داردن (Jean-Pierre and Luc Dardenne) محصول ۲۰۰۵ (فرانسه و بلژیک)

برخی فیلم‌سازان شبیه به جهانگردانی هستند که مدام از مکانی به مکان دیگر سفر می‌کنند. اینگونه فیلم‌سازان آن‌قدر گونه‌های متفاوت فیلم‌سازی را امتحان می‌کنند تا به ژانر موردعلاقه‌ی خود برسند. اما برادران بلژیکی، ژان‌پیر و لوک داردن ترجیح می‌دهند که متداوم نزدیک خانه و اطراف منطقه صنعتیِ سرنِ (Seraing) بلژیک که به منطقه فرانسوی معروف هست، کار کنند. معمولا دهستان‌هایی که این دو برادر در این ناحیه به‌دشواری پیدا می‌کنند، دهستان‌هایی مربوط به فرهنگ عامه و واقع‌گرایانه هست که این دو برادر سعی می‌کنند تا آنها را با دیدی متفاوت روایت کنند. این دو برادر که تابه‌حال نیم‌دوجین از جوایز جشنواره‌ی کن را از آنِ خود کـــرده‌اند، منطقهت جهانی دارند و بی‌شک به همین دلیل یکی از فیلم‌هایشان در فهرست ۲۵تایی ما قرار می‌گیرد.

«بچه» اثری قدرتمند و تعلیقی- جنایی هست که حال‌وهوای روحی-روانی جنایت‌کاری جوان به نام برونو (Jérémie Renier) و همسر باردارش سونیا (Déborah François) را روایت می‌کند. هرتعداد که برونو با حضور بچه مشکل دارد و علی‌رغم میل باطنی خود می‌خواهد از شر او خلاص شود، اما فیلم‌سازان ما طوری دهستان را روایت می‌کنند که شما نمی‌توانید نتیجه بگیرید که برونو هستحقاق پدر انجام گرفتن را ندارد. برونو کودک را در بازار سیاه می‌فروانجام گرفت، اما بعد از مواجه انجام گرفتن با شوکی که به سونیا وارد می‌شود، کودک را برمی‌گرداند اما خانوم و آقا جوان مدام از هم دورتر می‌شوند. این فیلم دوست‌داشتنی شما را در خود حل می‌کند؛ به‌گونه‌ای که غرق دهستان می‌شوید و نفس‌تان برای دیدن اینکه بعدش چه می‌شود، در سینه حبس خواهد انجام گرفت. این فیلم می‌تواند چنان ذهن شما را درگیر کند که به تئوری‌های جدیدی در باب مسیحیت، فروپاشی سوسیالیسم در اروپا یا حتی حرکت دوربین برسید. حتی شاید بتوانید تعاریف جدیدی از سینمای اروپا یا روبر برسون یا هر چیز دیگری ارائه کنید.

بخشی از جذابیت سینمای برادران داردن در سادگی دهستان و درعین‌حال عمق روایت آنها خلاصه می‌شود. مثل «بچه» که موضوع آن روایت واقعیت و مرگ هست. روایت این دو برادر کارگردان، دهستان حیاتی‌ترین انتخاب‌های ناگزیر انسان‌ها، سقوط اخلاقی یا گرایش افراطی آنها به مسیحیت برای تطهیر خویش هست. اما در دنیای داردن‌ها، فضیلت به انتخاب‌های شخصی منجر می‌شود که این نوع انتخاب‌ها به فروپاشی سوسیالیسم در اروپا اشاره دارد. جامعه‌ی رو به انحطاطی که در آن فرد می‌ماند و انتخاب‌هایش!

برادران داردن فیلم‌های جذابی می‌ساخانومد که هیجان‌انگیخانومد اما بیننده را به فکر فرو می‌برند

فیلم برداران داردن غم‌انگیز هست اما ناامیدکننده نیست. درعین‌حال که دغدغه‌ی اقتصادی، بزرگ‌ترین مشکل این زوج جوان هست اما آنها به این امر واقفند که در حال ورود به جامعه‌ی دموکراتیک و هستفاده از مزایای آن هستند. هرتعداد که باز هم مشکل بزرگی وجود دارد و آن هم از بین‌رفتن دارایی‌های غیرمادی و معنویات هست. مذهب، خانواده، انسجام اقشار مختلف جامعه و وطن‌پرستی، همگی ممکن هست قدرت خود را در لوای این جامعه‌ی دموکراتیک از دست بدهند. با فرض فقدان این معیارها و آنچه نامش را تعهد شخصی می‌گذاریم -به‌ویژه مسئولیت پدربودن- شاید «بچه» به‌نوعی روایتی محافظه‌کارانه هم به‌ شمار برود.

اینکه این فیلم را اثری محافظه‌کارانه بدانیم یا درام، به‌ عهده‌ی خود تماشاچی هست. فیلم روی موضوع نگهداری از بچه متمرکز هست و ازآنجایی‌ که این تعهداتِ ما نسبت به دیگران هست که از ما یک انسان واقعی می‌سازد، پس لزومی ندارد که ما مانند برادران داردن جهت‌گیری خاصی داشته باشیم. فقط کافی هست بدانیم که بی‌تعهدی و انداختن پایان مسئولیت بر دوش دولت یا هر نهاد دیگری می‌تواند چه خطراتی را متوجه جامعه کند.

۱۵. جنس سفید White Material

«جنس سفید»  نویسنده و کارگردان: کلایر دنیس محصول ۲۰۰۹(فرانسه)

نویسنده و کارگردان: کلایر دنیس (Claire Denis) محصول ۲۰۰۹ (فرانسه)

ماریا که نقش او را ایزابل هوپر (Isabelle Huppert) بی‌نظیر ایفا می‌کند، در کشوری آفریقایی و نامعلوم خانومدگی می‌کند و برای بقای خانواده‌اش دربرابر جدال‌های داخلی بر سر کشت قهوه، در تلاش هست. دهستان فیلم «جنس سفید» درباره‌ی عشق، قدرت، ارزش به‌ ارث‌ بردن پوست سفید و ویرانی پس از دوران پساهستعماری هست. درواقع این اثر فیلمی هست که منجر به کشف مجدد‌ی کارگردانش در آفریقا می‌شود؛ جایی که کلایر دنیس افزایش کودکی خود را در یکی از مناطق این قاره و تحت هستعمار فرانسه گذراند.

شما می‌توانید در فیلم‌های دنیس هنر گیمگران را ببینید، دلیل که در پایان دوران فیلم‌برداری حس آزادی را به گیمگرانش القا می‌کند تا بتوانند در دنیای بی‌نقصی که برایشان می‌سازد، خود را شکوفا کنند. داشتن اختیار عمل کافی برای رساندن پیام اثر به بیننده لازم هست و باعث می‌شود که بتوان جزئیات افزایشی را در قالب یک روایت خطی ساده بیان کـــرد. فیلم‌های کلایر دنیس چیزی شبیه به‌ وجود آمدن امواج دریا و سپس درهم‌ شکستن آنههست.

۱۶. مونیخ Munich

«مونیخ»  نویسندگان: تونی کوشنر، اریک راس تهیه‌کننده و کارگردان: هستیون اسپیلبرگ محصول ۲۰۰۵(آمریکا)

نویسندگان: تونی کوشنر (Tony Kushner)، اریک راث (Eric Roth) تهیه‌کننده و کارگردان: هستیون اسپیلبرگ (Steven Spielberg) محصول ۲۰۰۵ (آمریکا)

شاید کمی عجیب و غریب به نظر برسد اما هستیون اسپیلبرگ یکی از قوی‌ترین کارگردانان حال حاضر آمریکهست که در قرن ۲۱ کاهش موردتوجه قرار گرفته هست. در دهه‌ی ۱۹۹۰ اسپیلبرگ توانست از یک هنرمند آقامی به نویسنده‌‌ای معتبر تبدیل شود و طی یک دهه، آثار دراماتیکِ تاریخی شاخصی همچون فهرست شیندلر (Schindler’s List) و نجات سرباز رایان (Saving Private Ryan) را خلق کند. پس از این دوفیلم اسپیلبرگ آثاری را خلق کـــرد که در گیشه فوق‌العاده بودند، اما هرگز اقبال این دوفیلم را به دست نیاوردند. هستعدادی ذاتی و نظم او باعث می‌شود تا این کارگردان شناخته‌انجام گرفته، افزایش در ژانرهای علمی-تخیلی، تاریخی، سیاسی، انیمیشن و جاسوسی کار کند. با توجه به آثار شگفتی‌ساز و متنوع این فیلمساز بزرگ، منقدان مجله‌ی نیویورک تایمز به این نتیجه رسیدند که این اثر (مونیخ) از میان تعدادین اثر دیگر او مانند « پیوندلن»، «اسب جنگی» و «پل جاسوسان» در فهرست ۲۵تایی ما قرار بگیرد.

به صورت حتم همان‌طور که گفتیم فیلم‌های دیگر اسپیلبرگ مثل «ایندیانا جونز» یا «اگه می‌تونی منو بگیر» و «جنگ دنیاها» که با اقبال عمومی نیکوی مواجه انجام گرفتند هم در فهرست فیلم‌های قرن ۲۱ام این کارگردان قرار می‌گیرند اما از نگاه منتقدان نیویورک تایمز، واجد قرار گرفتن در فهرست ۲۵تایی ما نیستند.

« مونیخ» بخشی از سه‌گانه‌ای هست که در پاسخ به حملات ۱۱سپتامبر و پیامدهای ناشی از آن ساخته انجام گرفت. این فیلم به گروهی تروریست فعال تحت تعقیب اسرائیل می‌پردازد که مسئول کشته انجام گرفتن ورزشکاران اسرائيلی در جریان گیم‌های المپیک مونیخ در سال ۱۹۷۰ هستند. «مونیخ» اثری هیجان‌انگیز و پیچیده هست که پرسش‌های اخلاقی حیاتیی را درباره‌ی عدالت، انتقام و مبارزه‌ی عادلانه با تعصبات کورکورانه، در هسته‌ی طرح دهستانی خود مطرح می‌کند. «مونیخ» اثری هست که از رویکـــرد اسرائیل دربرابر اعمال خشونت‌آمیز اعراب انتقاد می‌کند. باید این فیلم را ببینید تا ارتباط فیلم را با پایانی موضوعات عنوان‌انجام گرفته و سؤالاتی که پیرامون‌شان وجود دارد، دریابید.

۱۷. سه دوران Three Times

«سه دوران» نویسنده و کارگردان :  هو شیائو-شین محصول ۲۰۰۵(تایوان)

نویسنده و کارگردان : هو شیائو-شین (Hou Hsiao-hsien) محصول ۲۰۰۵ (تایوان)

هو شیائو-شین کارگردان و خواننده‌ای شناخته‌انجام گرفته برای جامعه‌ی فیلم‌سازان و منتقدین سرتاسر دنیهست. تصویر ها بصری او از ظرافت طبع و شکوه خاصی برخوردارند. فیلم‌های او پایانی دوران‌ها را دربر می‌گیرد از پرداختن به تاریخ چین کهن گرفته تا فیلم‌های زیرکانه‌ی امروزی‌. «سه دوران» از سه اپیزود زمانی تشکیل می‌شود؛ «زمانی برای عشق» که وقایع آن در ۱۹۶۶ می‌گذرد، «زمانی برای آزادی» که در ۱۹۱۱ اتفاق می‌افتد و «زمانی برای جوانی» که در زمان حال روی می‌دهد. هر سه‌ اپیزود، مربوط به روابط خانوم (شو-کی) و جناب آقا (شانگ چن) رومانتیک و روشن فکر هست که فراتر از معیارهای زمان خود حرکت می‌کنند.

هوشیائو-شین محبوبیت جهانی دارد و یکی از طرفدارانش هم بری جنکینز (Barry Jenkins) هست که جایزه‌ی اسکار بهترین فیلم را برای (مهتاب Moonlight) دریافت کـــرده هست. نانقل کرد نماند که «سه دوران» یکی از آثاری هست که الهام‌بخش او در ساخت فیلم مهتاب بوده هست. در ادامه نظرات بری جنکینز درباره‌ی فیلم «سه دوران» را در مصاحبه با نیویورک تایمز می‌خوانیم.

بری جنکینز: «نخستین بار «سه دوران» را در جشنواره فیلم تلوراید ۲۰۰۵ دیدم و به نظرم فوق‌العاده بود. در کن تایمی صحبت از هوشیائو-شین می‌شود فقط جمله‌ی «او فراتر از سینمهست» را می‌شنوید و این فراتر بودن ربطی به شکل فیلم‌سازی قدیمی یا سنتی ندارد. او کارگردانی هست که زیاد از هرچیز به کیفیت حس‌آمیزی در آثارش توجه می‌کند. ممکن هست که آثار او به عنوان کاری فاخر، تحریک‌کننده یا باشکوه و پرزرق‌وبرق به‌ نظر برسد اما همگی در مقام نویسنده به او احترام می‌گذاریم، دلیل که تأثیر آثار او زیاد قابل‌توجه و جذاب هست. در یک کلام خودش و فیلم‌هایش طبیعتی زیرکانه دارند.

ساختار «سه دوران» تنها الهام‌بخش من در ساخت «مهتاب» بود. منظورم ساختار سه اپیزودی فیلم نیست. منظورم چیزی فراتر از آن هست؛ ظرافت طبعی که با درآمیختن احساسات درونی کاراکترها بیان می‌شود و تصویر ها خارجی و صداهایی که جایگزین تک‌گویی‌های درونی شخصیت‌ها می‌شوند. همه‌ی اینها را در قلب و ذهنم نگه داشتم و در «مهتاب» با زبان خودم بیان کـــردم.»

۱۸. خوشه چینان و من The Gleaners and I

«خوشه چینان و من» کارگردان: آنیس واردا محصول ۲۰۰۰(فرانسه)

کارگردان: آنیس واردا ( Agnès Varda) محصول ۲۰۰۰ (فرانسه)

«خوشه‌چینان و من» نه یک فیلم مستند بلکه تألیفی سینمایی با الهام از نقاشی معروف (خوشه‌چینان ۱۸۵۷)، اثر ژان فرانسوا میلت ( Jean-François Millet) نقاش فرانسوی هست. مستندی درباره‌ی اهمیت چیزهایی که ما ممکن هست آنها را نادیده بگیریم یا از بین ببریم. خوشه‌چینانِ نقاشی میلت، خانومان روستایی در حال برداشت گندم هستند. ترکیبی از وقار و صرفه‌جویی که امروزه همه در جست‌وجوی آن هستیم. این اثر درباره‌ی فریگانس (ضدمصرف گرایان)، هنرمندان و انزواطلبانی هست که به دلایل مختلف از چرخه‌ی بی‌رحم مصرف و زوائدی که معرف خانومدگی مدرن هست، فاصله می‌گیرند.

آنیس واردا، کارگردان فیلم و «منی» که در عنوان فیلم آورده انجام گرفته هست، خود را عضو غیرحتمی از این خانواده می‌داند. حضور صمیمی و کنجکاو او روی پرده‌ی نمایش، تصویر های که انتخاب می‌کند و حکایت‌هایی که اگر او نشان‌مان ندهد ممکن هست به چشم‌مان نیایند، همگی مستندی را می‌ساخانومد که به‌دشواری قابل توصیف هست و هرگز نمی‌توانید فراموشش کنید. هرتعداد که این مستند حس متفاوت و زیبایی را القا می‌کند (حس آزادی) و سفری هست به ذهن و احساسات ساخانومده‌ی آن، اما درعین‌حال شباهت زیاد و عجیبی به موزه یا اثری هنری دارد.

آنیس وردا تنها خانومی هست که اجازه‌ی ورود به کلوپ پسران را در موج نوی فرانسه به دست می‌آورد و به مرکز بین‌رشته‌ای هنرهای بین‌المللی، بخش متفکران و منقدان خلاق، گرایش پیدا می‌کند؛ جایی که در آن دوستان و بعضی از همکاران فردا‌اش مانند کریس مارکر (Chris Marker)، رمان‌نویس و منتقد هنری جان برگر (John Berger)، پات اسمیت (Patti Smith) و دیگر هنرمندانی که قالب‌های مرسوم را نادیده می‌گیرند نیز حضور دارند. آنیس وردا مظهر مبارزه و آنارشیستِ طرفدار جنبش ضدحاکم (پانک راک) هست.

«خوشه‌چینان و من» یک بیانیه‌ی زیبایی‌شناسانه‌ی نظام‌مند هست که به افراط در هر چیزی اعتراض می‌کند. جمع‌آوری، تفسیر و کنار هم قرار دادن اشیای بی‌ربطی مثل نقاشی، سیب‌زمینی و کتاب در این اثر رویکـــردی هست که هنر را به نبض خانومدگی نزدیک می‌کند. هیچ دنبالی بالاتر از درک فردیت و خصوصیات انسان‌ها، مکان‌ها و لحظات نیست. پایان چیزهایی که ما دور و برمان جمع می‌کنیم، درواقع نماد قدردانی و درک ما از دنیای اطراف‌مان هستند. اما نوع معاشرت‌هایی که نتیجه‌ی تجربیات ما هستند مانع رسیدن ما به دنبال می‌شوند، از طرفی ما خاطرات و تجربیات‌مان را به اشیا مرتبط می‌کنیم و به مصرف‌گرایی و پرکـــردن اطراف‌مان با چیزهای غیرضروری روی می آوریم و مدام زباله تولید می‌کنیم. هرتعداد که فیلم وردا هم درباره‌ی خوشه‌چینان و هم طبقه‌ی ثروتمند جامعه هست، اما ربط آن به زباله‌ها و پرداختن هنرمندان به این زوائد نشان‌دهنده‌ی این هست که وردا سعی دارد در اثرش به هستفاده‌ی مجدد‌ی این زباله‌ها توسط برخی هنرمندان بپردازد. پس درواقع سعی دارد که بگوید باید ابتدا خود را از زوائد ذهنی که اشباع‌مان کـــرده‌اند خالی کنیم، سپس در جست‌وجوی ارزش‌های واقعی باشیم.

این موضوع حتی درباره‌ی سینما هم صدق می‌کنند. فیلم‌های زیادی ساخته می‌شوند که به همان سرعت که می‌آیند به همان سرعت هم فراموش می‌شوند، اینکه دلیل و چگونه این اتفاق می‌افتد حیاتی هست. فیلم «خوشه چینان و من» از آن بابت اثر ارزشمندی هست که مثالی واضح از برهانی هست که بیان می‌کند. فیلمی ساده که ارزشش تقریبا بی‌حد و حساب هست.

۱۹. مکس دیوانه: جاده‌ی خشم Mad Max: Fury Road

«مکس دیوانه: جاده‌ی خشم» ویسنده و کارگردان: جرج میلر محصول ۲۰۱۵(آمریکا، هسترالیا)

نویسنده و کارگردان: جرج میلر (George Miller) محصول ۲۰۱۵ (آمریکا، هسترالیا)

هنگامی که منتقدان مجله‌ی نیویورک تایمز، درتلاش برای انتخاب این فهرست ۲۵تایی بودند، نتوانستند حضور فیلم‌های وابسته به صنعت دیجیتال را در انتخاب برترین‌ها‌‌ی قرن۲۱ نادیده بگیرند. بنابراین با این پرسش مواجه انجام گرفتند که با وجود جلوه‌های ویژه‌ی دیجیتالی هایپراکتیو، کدام فیلم‌ها به معنای واقعی فیلم اکشن محسوب می‌شوند؟

هرتعداد پژوهشگران دنیای سینما اختلاف نظرهای زیادی با هم دارند اما درنهایت هستانداردهای مشخصی برای قضاوت وجود دارد. پس تنها کاری که باید کـــرد جست‌وجو و بررسی آثار مختلف هست. به هر صورت فیلمی که به عنوان بهترین فیلم اکشن قرن ۲۱ پیشاپیش آثار دیگر حرکت می‌کند؛ «مکس دیوانه: جاده‌ی خشم» یا همان «Mad Max: Fury Road» هست که گرد وخاک زیادی هم به پا کـــرده.

همان‌طور که اغلب دوست‌داران سینما می‌دانند، این فیلم چهارمین قسمت از سری فیلم‌های «مکس دیوانه» هست و کارگردان آن یعنی جرج میلر یکی از طراحان قدیمی هست که از طرفی بین سایر همکاران سینمای دیجیتال خود محبوبیت خاصی دارد. جرج میلر در این فیلم پراز کشمکش وساختارشکنی که فضاسازی جدیدی دارد به سبک تازه‌ای از این دست فیلم‌ها رسیده هست. در این فیلم چارلیز ترون با ایفای نقش امپراتور فوریوسا با یک بازوی مکانیکی و چشمی که در سایه‌ای سیاه قرار دارد که نشان از خونخواهی اوست این فیلم را از داشتن هر قهرمان دیگری بی‌نیاز می‌کند.

۲۰. مهتاب Moonlight

«مهتاب»  نویسنده و کارگردان: بری جنکینز محصول ۲۰۱۶(آمریکا)

نویسنده و کارگردان: بری جنکینز (Barry Jenkins) محصول ۲۰۱۶ (آمریکا)

طی ۱۷ سال گذشته فیلم‌های دوست‌داشتنی و قابل‌دفاعی به صنعت سینما عرضه انجام گرفته‌اند که «مهتاب» یکی از شگفت‌انگیزترین و خاص‌ترین آنههست. تایمی برای نخستین بار فیلم را می‌بینید کشش عاطفی انجام گرفتید و صمیمانه‌ای نسبت به این فیلم احساس خواهید کـــرد و به این نتیجه می‌رسید که به زحمتی که برای فیلم کشیده انجام گرفته هست، پاسخ داده هست. نانقل کرد نماند که بخشی از کشش این فیلم مربوط به شخصیت اصلی آن چرون هست. یک پسربچه، یک نوجوان و یک آقا. آقام اغلب درباره‌ی شناخت شخصیت یا ارتباطی که با کاراکتر اصلی فیلم برقرار کـــرده‌اند صحبت می‌کنند. اما آنچه در فیلم جنکینز اتفاق می‌افتد چیز متفاوت‌تری هست. شما احساس نزدیکی عمیقی با او دارید و نسبت به او احساس مسئولیت می‌کنید.

من درباره‌ی فیلم «مهتاب» کنکاش‌های زیادی کـــردم ولی هنوز نمی‌دانم بری جنکینز چگونه توانسته چنین کاراکتر تأثیرگذاری خلق کند. (اِی. او. اسکات A.O. Scott)

پرسش اصلی این هست که کارگردان چگونه می‌تواند کاراکتری با یک خانومدگی شخصی اما با ویژگی‌های فردی و اجتماعی بسازد و روی پرده‌ی نمایش به این کاراکتر جان بدهد. ‌ساخانومده‌ی این فیلم باید یا جادوگر باانجام گرفت یا کیمیاگر تا بتواند اینگونه همدلی و همفکری مخاطب خود را جلب کند. در این اثر زیبا کارگردان روند سریع خانومدگی یک پسربچه به نام چرون را از کودکی به ما نشان می‌دهد. او پسربچه ‌ای ریخانومقش هست که این خصوصیت ظاهریش با توداری، شخصیت تکمیل و چشمان حیرت‌انگیزش چنان او را آسیب‌پذیر نشان می‌دهد که ناخودآگاه دل‌تان می‌خواهد در آغوشش بگیرید.

«مهتاب» گویای این حقیقت هست که صداقت، دهستان‌پردازی زیرکانه و خلاقیت هوشمندانه همگی نشان از سیهست در انتقال مفاهیم به مخاطب دارد چنانکه پسربچه‌ی فیلمِ جنکینز نه هرگز صدایش را بلند می‌کند و نه آشکارا با کسی به مجادله می‌پردازد.

بخشی از هوشمندانه بودن این اثر در جایی مشخص می‌شود که اسکلت‌بندی روایت واقعی به‌نیکوی به خدمت ایده و پیام فیلم در می‌آید. کارگردان به اندازه‌ی کافی صبوری می‌کند و آنچه را که قصد بیان آن را دارد با بزرگ‌تر انجام گرفتن کاراکتر اصلی می‌آزماید. در فصل دومِ فیلم، چیرون به یک نوجوان مضطرب تبدیل انجام گرفته هست که علاقه‌اش به یکی از دوستانش مثل یک راز بین ما و او باقی می‌ماند. در فصل سوم او تبدیل به جناب آقا متکبر و قوی می‌شود که لباس‌های خاصی می‌پوانجام گرفت. جنکینز زیرکانه با کلیشه‌‌ها گیم می‌کند. او تصویر کلیشه‌ای آقا سیاه‌پوستی را بازسازی می‌کند که بخشی از آن زاده‌ی هالیوود هست، سیاه‌پوست کلیشه‌ای فیلم‌های هالیوودی که امروزه خود هالیوود در پی نفی آن هست. گرچه «مهتاب» فیلمی هنری هست اما پایان تلاشش را می‌کند تا با سیستمی که سعی دارد آقاان سیاه‌پوست را تحقیر و آنها را افرادی خشن و خلافکار نشان بدهد مخالفت کند.

«مهتاب» سعی می‌کند تا با بیان پیچیدگی‌های انسانی همه‌ی کاراکترهایش (حتی مادر معتاد چیرو که فروشنده‌ی مواد هست و به چیرو و دوستش خیانت می‌کند) ماهیت خانومدگی سیاه‌پوستان را به نمایش بگذارد.

۲۱. وندی و لوسی Wendy and Lucy

«وندی و لوسی»  نویسندگان: جان ریموند و کلی ریچارد کارگردان: کلی ریچارد محصول ۲۰۰۸(آمریکا)

نویسندگان: جان ریموند (Jon Raymond) و کلی ریچارد (Kelly Reichardt) کارگردان: کلی ریچارد محصول ۲۰۰۸ (آمریکا)

«وندی و لوسیِ» کلی ریچارد، درباره‌ی خانوم جوانی به نام وندی هست که تصمیم می‌گیرد به امید یافتن کار همراه با سگ خود لوسی و ماشینی که نیاز به تعمیر دارد و مقدار کمی پول به آلاسکا برود. ماشین او درطی راه به‌خاطر اتفاقاتی که می‌افتد متوقف می‌شود و سگش را گم می‌کند. «وندی و لوسی» دهستان امید و ناامیدی در شرایط دشوار هست و به نقل کرد‌‌ی ساخانومده‌ی آن دوران رکود اقتصادی آمریکا و دهستان «رکود بزرگ» ریموند کارور الهام‌بخش آن بوده هست. مجله‌ی نیویورک تایمز با ستاره‌ی این فیلم میشل ویلیامز صحبتی داشته هست و در ادامه به نظرات این گیمگر درباره‌ی فیلم خواهیم پرداخت.

میشل ویلیامز: «من و کلی ریچارد توسط دوست مشترکی که کارش انتخاب عوامل فیلم هست با هم آشنا انجام گرفتیم. من فیلم «Old Joy» را از کلی دیدم و واقعا دلم می‌خوهست در فیلم فردا‌ی او گیم کنم. کِلی به عنوان کارگردان انتظار خود را از گیمگر به‌روشنی بیان می‌کند، او همکار نیکوی هست و از آنجا که زیاد دقیق هست همه‌ چیز به‌سرعت پیش می‌رود. او فرد آسودهی هست و من به‌سرعت متوجه ایده‌ها و خوهست او می‌شوم.

من معمولا با کمی احتیاط، ریسک و درون‌نگری به کاراکتر موردنظر کِلی می‌رسم، چون شخصیت پردازی کاراکترهای او معمولا خیلی متفاوت و زیرکانه هستند. برای رسیدن به این کاراکترها بهترین راه برای من سؤالاتی هست که از خود می‌پرسم. سؤالاتی مثل: کسی دوست دارد مرا بشناسد؟ این شخصیت را باور پذیر ایفا می‌کنم؟ کسی به این کاراکتر اهمیت می‌دهد؟ شخصیت‌های فیلم کِلی برای توضیح دادن خودشان اجباری ندارند حضور آنها به دلیل زبان خاص این کارگردان و حساسیت‌های اوست. شما باید گوش و چشم خود را طوری تربیت کنید که بتوانید کم‌کم این کاراکترها را بشناسید. دیدن فیلم‌های کلی شبیه زمانی هست که برای نخستین بار می‌خواهید با کسی آشنا شوید. کمی زمان نیاز دارید تا بشناسیدش و علاقه‌تان را جلب کند.

«وندی و لوسی» فیلمی هست که اواخر سال ۲۰۰۸ و در اوج مبارزات انتخاباتی و بحران اقتصادی آمریکا منتشر انجام گرفت و هرتعداد که دهستان آن درباره‌ی یک خانوم جوان و سگش هست اما مفهومی قدرتمند و فراتر از آن را دنبال می‌کند. پایان فیلم‌های کِلی به نوعی سیاسی هستند و شما را از چیزهایی که باید بدانید آگاه می کنند، اما هیچگاه این آگاهی، کلیشه‌ای یا شعاری نیست . کارگردان این فیلم به همه‌ی ژانرهای سینمایی علاقه‌مند هست اما مبنای همه‌ی کارهایش بر این پرسش هستوار هست که چگونه می‌شود آقام در کنار هم قرار بگیرند و با هم همراه شوند؟

۲۲. من آنجا نیستم I’m Not There

«من آنجا نیستم» نویسنده و کارگردان: تاد هینز محصول ۲۰۰۷(آمریکا، آلمان)

نویسنده و کارگردان: تاد هینز(Todd Haynes) محصول ۲۰۰۷ (آمریکا، آلمان)

«من آنجا نیستم» فیلمی درباره‌ی باب دیلن هست اما خانومدگینامه‌‌ی او نیست بلکه با الهام از خانومدگی باب دیلن، ۶ پرسونا (هویت) از باب دیلن را به نمایش می‌گذارد. تجسمی از شخصیت فردی که پتانسیل دریافت جایزه‌ی نوبل ادبیات را دارد. شاعر، پیامبر، یاغی، مقلد، ستاره و گرایش مجدد‌اش به مسیحیت که هر کدام از قسمت‌ها را گیمگری جداگانه (مانند ریچارد گیر، هیث لِجر و کیت بلانشت) اجرا می‌کنند. این ۶ هویت در کنار هم بیننده را بدون آنکه در فیلم نامی از باب دیلن برده شود، به یاد این شخصیت هنری می‌اندازد .

ممکن هست روی زمین بخوابید، ممکن هست روی تختخواب‌تان بخوابید

اما به هرحال شما باید به کسی خدمت کنید (قسمتی از یکی از ترانه‌های دیلن)

در ابتدای فیلم نریشنی وجود دارد که می‌گوید: ارواح زیاد از یک شخصیت دارند و درواقع این ترفند کارگردان برای جلب‌توجه بیننده و کلید درهم آمیختن ۶ هویتی هست که در ادامه‌ی فیلم می‌بینیم؛ و با توجه به شرایطی که دیلن در آن به سر می‌برد و ویژگی‌های دوران خانومدگیش، با او منطبق می‌شوند تا ما را به یاد این شاعر و خواننده‌ی مشهور بینداخانومد.

۲۳. نور خاموش Silent Light

«نور خاموش» نویسنده و کارگردان: کارلوس ریگاداس محصول ۲۰۰۷(مکزیک)

نویسنده و کارگردان: کارلوس ریگاداس (Carlos Reygadas) محصول ۲۰۰۷ (مکزیک)

کارلوس ریگاداس در «نورخاموش» قصد روایت یک دهستان معناگرا را دارد به صورت حتم نه آنگونه که فکر می‌کنید. ابتدای فیلم با سکانس طلوع خورشید و طی انجام گرفتن سیاهی شب همراه با صدای حشرات و پرندگان در محیطی روستایی آغاز می‌شود. او شما را به یک دنیای زیبا و عجیب دعوت می‌کند؛ پس جای تعجب ندارد که فیلم شروعی زیبا و روحانی داشته باانجام گرفت. دهستانی مینیمال و اثری ژرف که در جامعه‌‌ای منونایت(گروهی از مسیحیان) مستقل در مکزیک اتفاق می‌افتد و دهستان خانومدگی یک خانوم وشوهر روستایی را تعریف می‌کند. با درگیر انجام گرفتن احساسات آقا با خانومی دیگر، خانومدگی خانوماشویی این خانوم و آقا دچار چالش انجام گرفته و درگیر مثلثی عشقی می‌شوند. در وهله‌ی نخست ممکن هست موضوع فیلم خیلی ساده و پیش پا افتاده باانجام گرفت، اما درواقع این فقط لایه‌ی بیرونی فیلم هست.

«نورخاموش» اثری هست درباره‌‌ی همه‌ چیز؛ درباره‌ی معنای عشق و حضور ایمان در خانومدگی دنیوی.

از آنجایی که دهستان فیلم در یک محیط روستایی می‌گذرد، حضور دائمی طبیعت و ناگیمگرانی که با لهجه‌ی خاصی از منونایت‌ها (لهجه‌ی پلات‌دیچ، متعلق به جنوب شرقی آلمان در قرن ۱۶ام) صحبت می‌کنند، باعث می‌شود تا پی به حضور در جامعه‌ای مستقل و دورافتاده از دیگران ببریم. اما در‌عین‌حال لباس‌های ساده و ریاضت و تقوای آنها کیفیتی روحانی به خانومدگی‌شان داده هست . شاید خالی از لطف نباانجام گرفت که بدانید این شاخه از پروتستان‌های صلح طلب، خانواده‌ایی بودند که در قرن ۱۶میلادی از اروپا گریختند و به روسیه و از آنجا به مکزیک رفتند. شخصیت اصلی فیلم ما هم متعلق به یکی از همین خانواده‌ههست.

هرتعداد که در جریان فیلم، ازدواج یوهان و هستر به مخاطره می‌افتد و لبریز از نزاع و کشمکش می‌شود اما علاقه‌ی آقا به همسر و فرخانومدانش حس با هم بودن و صمیمیت این خانواده را به ما هم منتقل می‌کند. ظاهرا کارگردان چه با روایت و چه با تصویر آنچنان شما را به کاراکتر‌های فیلمش نزدیک می‌کند که می‌توانید درون شخصیت‌های فیلم را ببینید. انزوای نسبیِ اعضای این خانواده بدان معنهست که ما اغلب با یوهان و خانواده‌اش تنها هستیم و همین امر موجب نزدیکی زیاد از پیش ما به آنها می‌شود.

از طرفی کیفیت نگاه مخاطب نقش حیاتیی در تأثیرگذاری این اثر ایفا می‌کند دلیل که کارگردان این فیلم نشانه‌های سینمایی معمول را ارائه نمی‌دهد و اشک ریختن یا نقل کردرانی کاراکترهای فیلم ملاک نیست. کاراکترها به جای شعار دادن عمل می‌کنند و دیالوگ‌هایشان گفت‌وگوهای روزمره‌ی آقام عادی هست و این واقع‌گرایی محض با صحنه‌های خانومدگی عادی این خانواده تانجام گرفتید می‌شود.

در یکی از سکانس‌ها تایمی هستر شروع به گریه می‌کند و یوهان سعی می‌کند تا او را آرام کند، تصویر به‌آرامی فلو (تار) انجام گرفته و سپس روی تصویر یک ارکیده‌ی سیاه فوکوس (واضح) می‌شود. کارگردان اصرار دارد که ما این ارکیده را ببینیم و به صورت حتم عمیق هم ببینیم و زیبایی شکننده و بی‌دوام آن را درک کنیم. این تصویر یادآور ناپایداری خانومدگی هست و به دو لحظه‌ی مستقل در فیلم ارجاع دارد؛ یکی ابتدای فیلم که یک نفر تیک‌تاک ساعت را متوقف می‌کند و صحنه‌ای در انتهای فیلم که فردی مجدد آن را کوک می‌کند. با توقف ساعت، ریگاداس می‌خواهد بگوید که ریتم خانومدگی با عوامل دیگری غیر از تیک‌تاک یک ساعت هم تداوم پیدا می‌کند. عوامل دیگری مانند طلوع خورشید یا بالا آمدن آن. چیزی بی‌وقفه و ابدی مانند عشق سرتاسر این فیلم را پر کـــرده هست و درنهایت منجر به شگفتی و رستاخیز در آخرین دقایق می‌شود.

۲۴. درخشش ابدی یک ذهن پاک Eternal Sunshine of the Spotless Mind

 

«درخشش ابدی یک ذهن پاک» نویسندگان: چارلی کافمن، میشل گوندری کارگردان: میشل گوندری محصول ۲۰۰۴(آمریکا)

نویسندگان: چارلی کافمن ( Charlie Kaufman)، میشل گوندری ( Michel Gondry) کارگردان: میشل گوندری محصول ۲۰۰۴ (آمریکا)

ظاهرا منتقدان مجله‌ی نیویورک تایمز برای انتخاب بهترین فیلم رمانس (رومانتیک) قرن ۲۱، ترجیح می‌دهند که به جای نظرسنجی علمی، در فضای مجازی و در روز عشق (ولنتاین) در این مورد رأی‌گیری کنند که به صورت حتم عجیب نخواهد بود اگر حال و هوای مخاطبین و روزی که برای نظرسنجی انتخاب انجام گرفت هم در نتیجه‌ی آن مؤثر بوده باانجام گرفت.

بنابراین نظرسنجی؛ غیر از تعداد مورد هستثنا مانند خاطرات بریجیت جونز (Bridget Jones)، دیوانه، احمق، عاشق (Crazy, Stupid, Love) و عشق حقیقی (Love Actually) اکثر خوانندگان به ملودرام تمایل افزایشی نشان دادند تا کارهای کمدی-رمانتیک و به‌جای علاقه به دهستان‌های پایان خوش، به ماجراهای عشق و فراق علاقه‌مند بودند و این نشان از این واقعیت دارد که اکثر روابط عاشقانه‌ی عصر ما دوام زیادی ندارند. حتی قشنگ‌ترین اثر عاشقانه، فیلم «لالالند» هم به رابطه‌ای پرداخته می‌شود که از گخانومد بلندپروازی و اتفاقات و گیم‌های روانی مصون نمی‌ماند. حتی فیلم «۵۰۰ روزِ سامر» هم که از طرف برخی خوانندگان ذکر انجام گرفته بود دهستان رمانتیک بغرنجی دارد. همین مسئله درباره‌ی فیلم‌هایی مانند او (Her) یا آبی گرم‌ترین رنگ هست (Blue Is the Warmest Color) هم صدق می‌کند. ظاهرا در زمانه‌ای به سر می‌بریم که ناامیدی رضایت‌بخش‌تر از تحقق خوهسته‌ههست. انگار مخاطب افزایش طالب عاشقانه‌هایی هست که هرگز به سرانجام نمی‌رسند.

درنهایت برنده‌ی نظرسنجی ما فیلمی هست که به صورت حتم از نگاه منتقدین هم شایسته‌ی عنوان برترین فیلم رمانتیک شناخته انجام گرفته هست. این فیلم ترکیبی هست از خنده، خیال‌پردازی، نوستالژی و امید. «درخشش ابدی یک ذهن پاک» درباره‌ی نخستین عشق هست که هرگز فراموش نخواهد انجام گرفت، مگر آنکه یک دانشمند دیوانه بتواند به‌طور اتفاقی با وسیله‌‌ای دست‌ساز به کمک‌تان بیاید. از طرفی این فیلم درباره‌ی میل و خوهسته و تاوان اجتناب‌ناپذیر آن هست. درباره‌ی اینکه چگونه سعی می‌کنیم تا شکستی را فراموش کـــرده و مجدد از نو شروع کنیم.

«درخشش ابدی یک ذهن پاک» فیلمی هست که شاید دل‌تان بخواهد با وجود این همه گیمگر حرفه‌ای مثل جیم کری یا کیت وینسلت آن را مجدد در فرمی بهتر باخانومویسی کنید، چون کافمن نویسنده‌ای هست که ذاتا تلخ و با حساسیت و بدبینی خاصی می‌نویسد و وابستگی عمیقی به نبوغ وسواس‌گونه‌ی میشل گوندری دارد. چیزی که حتی بهتر از مجدد دیدن این فیلم پاسخ می‌دهد این هست که مانند کاراکتر اصلیش آن را از ذهن‌تان پاک کنید و فیلم را مجدد ببینید و کشفش کنید.

۲۵. باکره‌ی ۴۰ساله The 40-Year-Old Virgin

«باکره‌ی ۴۰ساله» نویسندگان : هستیو کارل، جاد اپتاو تهیه کننده و کارگردان: جاد اپتاو محصول ۲۰۰۵(آمریکا)

نویسندگان : هستیو کارل ( Steve Carell) جاد اپتاو(Judd Apatow) تهیه کننده و کارگردان: جاد اپتاو محصول ۲۰۰۵ (آمریکا)

هنگامی که «باکره‌ی ۴۰ساله» ساخته انجام گرفت کسی فکر نمی‌کـــرد که شخصیت اصلی این فیلم آقا باانجام گرفت یا کارگردان آن جاد اپتاو، این‌قدر زود به یکی از نیرومندترین کارگردانان کمدی تبدیل شود. هرتعداد که به عنوان یک فیلم کمدی، همه منتظر شوخی‌های فیلم بودند و کسی انتظارسکانس‌های جدی یا خشن فیلم را نداشت اما همه‌ی آنها هم در کنار ساده‌لوحی جذاب کاراکتر اصلی فیلم اندی (هستیو کارل) به جذابیت اثر افزوده هست.

«اندی» آقا آرامی هست که در یک مغازه وسایل الکترونیکی کار می‌کند، همکارانش او را دوست دارند، اما تایمی بارویداد می‌شوند که او در ۴۰سالگی هنوز مجرد هست، تصمیم می‌گیرند که به او کمک کنند . درنهایت اندی به خانومی همسن خود که در نزدیکی محل کار او مغازه‌ی تجارت اینترنتی دارد علاقه‌مند می‌شود.

منتقدان فرانسوی معتقدند که سینمای آمریکا درحال‌حاضر در عصرطلایی کمدی خود قرار دارد و موضوع فوق‌العاده‌ای که کارگردان این فیلم درباره‌ی یک آقا به آن می‌پردازد (شاید متداوم جامعه با این موضوع درباره‌ی خانم‌ها درگیر بوده هست) می‌تواند پیشگام این نوع کمدی باانجام گرفت، موضوعی که هرکسی ممکن هست بعد از دوران بلوغ با آن مواجه شود. این مبارزه‌ی درون افراد برای گذر از دوران بلوغ و تشکیل خانواده گاهی اوقات تند و خانومنده و گاهی شیرین هست. ویژگی این فیلم این هست که به‌نیکوی به هر دو جنبه‌ی این ستیز درونی می‌پردازد. هرتعداد که ممکن هست کمی علیه آقاان به نظر برسد اما درواقع این‌طور نیست!

برخلاف آنچه که ممکن هست جامعه‌ی آقاان نسبت به آن تصویر‌العمل نشان دهد، معضل کاراکتر اصلی فیلم «اندی» وابسته به موقعیت اوست و افزایش از آنکه هانجام گرفتاردهنده باانجام گرفت طنز گخانومده‌ای را می‌طلبد. شاید بخشی از طنز این فیلم به آسیب‌شناسی کلیشه‌ای درباره‌ی مشکل شخصیت اصلی (آنچه افراد به عنوان ارزش‌های سنتی درگیر آن هستند) مربوط باانجام گرفت اما او نه فردی منحرف هست و نه یک قاتل یا جنایتکار، او کنار یک خانوم و آقا مسن خانومدگی می‌کند و در یک فروشگاه لوازم الکترونیکی با جوانان سروکار دارد. محل کار، باشگاه و تقریبا پایان مکان‌هایی که او افزایش تایمش را می‌گذراند محیط‌هایی آقاانه هستند و تنها خانومی که با او سروکار دارد خانومی مسن‌تر از خودش هست که اتفاقا زیاد درباره‌ی وحشت آقاها از خانم‌ها حرف می‌خانومد وپایان اینها می‌تواند هستعاره‌ای از شرایط ذهنی این آقا باانجام گرفت که باعث عدم ارتباط معقول او با جنس مخالف می‌شود.

ترس از خانومان معمولا یکی از عناصر کمدی آقاِکودک (آقاانی که به لحاظ جسمی بالغ اما به لحاظ ذهنی هنوز کودک هستند) هست. مسئله‌ای که گاه فرد آن را عنوان و گاه در پس ذهن خود نگاه داشته و انکار می‌کند. ویژگی «باکره‌ی ۴۰ساله» این هست که به‌نیکوی نشان می‌دهد که رفتار همکاران اندی چگونه روی بیان معضلی که درگیر آن هست، تأثیر می‌گذارد و شاید ترس اندی از بیان مشکلش در برقراری ارتباط با خانم‌ها به این خاطر باانجام گرفت که از نوع رفتار و گفتار سایر آقاان درباره‌ی خانوم‌ها متنفر هست.

درنهایت شخصیت اصلیِ خانوم دهستان که به اندی کمک می‌کند و موفق می‌شود تا تابوی ذهنی اندی را بشکند، به‌عنوان نماد رانجام گرفت و بلوغ در فیلم معرفی می‌شود. به صورت حتم که دهه‌ها طول خواهد کشید تا خانومان کمدین یا نویسنده بتوانند میخ خود را در سینما کمدی بکوبند و تابوهای این عرصه را هم بشکنند.

بعضی‌ها فیلم های سینمایی الهام بخش و خانوادگی دوست دارند و بعضی‌ها فیلم های انگیزشی در حوزه کارآفرینی و کسب‌وکار را ترجیح می‌دهند. شما کدام‌یک از فیلم‌های این فهرست را دیده‌اید و کدام‌ها را دوست دارید ببینید؟

معامله فضولی به معامله‌ای نقل کرد می‌شود که در آن، شخصی بدون اینکه مالک مالی باانجام گرفت یا از طرف صاحب آن مال، وکالت یا نمایندگی داشته باانجام گرفت، نسبت به آن مال اقدام حقوقی (از قبیل فروش، رهن و ….) انجام دهد.

در معامله فضولی ۳ شخص وجود دارد:

  1. اصیل: کسی که مالک اصلی و واقعی مال هست و درواقع رضایت این شخص برای انجام معامله ضرورت دارد.
  2. فضول: کسی هست که بدون نمایندگی و رضایت اصیل اقدام به انجام معامله می‌نماید. (شخصی غیراز اصیل).
  3. طرف معامله با فضول.

برای نمونه فرض کنید که علی مالک یک خودروی سواری هست. رضا، بدون آنکه وکیل علی باانجام گرفت، اقدام به فروش خودروی او به محمد می‌کند. در این مثال، علی اصیل، رضا فضول و محمد طرف معامله با فضول هست.

امکان دارد که شخص فضول، با سوءنیت (قصد و انگیزه‌ی بد) یا حتی بدون سوءنیت مال دیگری را مورد معامله قرار دهد یا حتی به گمان اینکه از طرف صاحب مال، وکالت یا نمایندگی دارد، اقدام به انعقاد معامله نماید که در هر حال نیازمند رضایت مالک هست و علاوه‌بر تبعات حقوقی درصورت وجود سوء‌نیت، آثار کیفری هم دارد.

برای نمونه در مثال بالا، فرقی نمی‌کند که رضا از روی خیر‌خواهی (مثلا به دلیل اینکه علی نیازمند پول هست) مبادرت به فروش خودروی او کـــرده باانجام گرفت یا با نیت بد (مثل درآوردن خودرو از چنگ علی) دست به چنین کاری زده باانجام گرفت. در هر حال معامله فضولی هست. حال اگر رضا سوءنیت داشته باانجام گرفت، می‌توان علیه او طرح دعوای کیفری نیز نمود. حتی اگر رضا فکر کـــرده باانجام گرفت که وکیل علی هست، و درواقع وکیل نبوده باانجام گرفت، باز هم معامله از نوع فضولی هست.

حکم معامله فضولی

معامله فضولی

به‌طور کلی معاملات به سه دسته تقسیم می‌شوند:

  1. معامله‌ی صحیح؛
  2. معامله‌ی باطل؛
  3. معامله‌ی غیرنافذ؛

معامله‌ی غیرنافذ به این معنهست که در یکی از ارکان عقد یا معامله‌ای که قانون ذکر کـــرده هست، نقص و خللی وجود دارد و به همین دلیل، هرتعداد که معامله کلا باطل نیست، ولی نمی‌تواند صحیح هم قلمداد شود. به عبارت دیگر، در معامله‌ فضولی، هرگاه نقص و خلل موجود برطرف شود، معامله صحیح و تکمیل می‌شود. یکی از ارکانی که قانون برای صحت معامله ذکر کـــرده هست، وجود رضایت مالک هست. از آنجا که در معامله‌ فضولی این رضایت وجود نداشته هست و فضول، بدون هشدار یا رضایت مالک اقدام به انجام معامله می‌کند، معامله‌ی مذکور غیرنافذ هست و تنها درصورت اخذ رضایت متعاقب مالک، صحیح و تکمیل می‌شود. این رضایت متعاقب می‌تواند به‌صورت صریح یا ضمنی باانجام گرفت.

اجازه‌ی صریح به این شکل هست که اصیل به‌صآسوده و به‌وسیله‌ی لفظ، معامله را اجازه می‌نماید. (درواقع معامله‌ی انجام‌انجام گرفته توسط فضول با طرف مقابل را با همه‌ی شرایطی که دارد، قبول می‌کند.) اجازه‌ی ضمنی به این شکل هست که اصیل پس از آگاهی از معامله به‌صورت ضمنی، مانند اعطای وکالت به فضول، این اقدام وی را تجویز می‌کند.

در قانون مدنی برای اجازه یا رد معامله توسط اصیل مهلتی مشخص نانجام گرفته هست. بنابراین شخص طرف معامله با فضول، تا زمان مشخص نانجام گرفتن وضعیت معامله (قبول یا رد) توسط اصیل، حق فسخ قرارداد را ندارد و باید به شرایط معامله پایبند و وفادار بماند (حتی اگر از فضولی بودن معامله بی‌هشدار باانجام گرفت). به صورت حتم در مدتی که اصیل اعلام وضعیت می‌کند، نباید باعث ورود ضرر به طرف مقابل معامله شود.

رد یا قبول معامله‌ فضولی به ارث می‌رسد. بدین معنی که درصورتی که اصیل در فاصله‌ی انعقاد معامله و اعلام وضعیت فوت کند، ورثه‌ی وی (کسانی که پس از فوت از وی ارث می‌برند) جانشین او می‌شوند و اختیار فسخ یا قبول معامله را دارند.

همه‌ی ما روزهای بد را تجربه کـــرده‌ایم؛ صبح‌هایی که با یک اتفاق بد و اعصاب‌خردکن شروع می‌شوند و هرچه جلوتر می‌رویم، اوضاع افزایش به‌هم می‌ریزد. انگار زمین و زمان دست‌به‌دست هم داده‌اند تا یک روز افتضاح داشته باشیم. اما تعداد لحظه صبر کنید؛ لزومی ندارد که یک صبح بد به یک روز وحشتناک تبدیل شود، مگر آنکه شما این اجازه را بدهید! بله، همه‌چیز به خود شما بستگی دارد. چگونه؟ ما در این مکان تعداد راهکار ساده و تکمیلا کاربردی در اختیارتان قرار می‌دهیم که به شما کمک می‌کنند به حس بدتان پایان دهید و بقیه‌ی روز انرژی مثبت داشته باشید. آنها را امتحان کنید و تأثیر معجزه‌‌آسایشان را ببینید. موفق باشید!

گاهی اوقات چیزهای کوچکی مانند بحث با هم‌اتاقی‌تان، گیرکـــردن در ترافیک یا فقط بیدارانجام گرفتن از دنده‌ی چپ می‌تواند روزتان را خراب کند.

حتما تابه‌حال برای شما هم پیش آمده هست که یک نفر از شما انتقاد کند و اعصاب‌تان را بهم بریزد؛ مثلا در مورد دست‌پخت، لباس، مدل مو، دکور خانه‌تان و … چیزهایی به شما بگوید که حس بدی پیدا کنید. احتمالا در چنین شرایطی ساعت‌ها حرص خورده‌اید تا تایمی که متوجه انجام گرفتید بقیه، برتصویر او نظر مثبتی در مورد شما دارند و در نتیجه آرام‌تر انجام گرفتید. اما متداوم نمی‌توانید منتظر بمانید که دیگران حال‌تان را نیکو کنند. باید خودتان نیز قدمی برای بهترانجام گرفتن حال‌تان بردارید. چیزی که باید به‌خاطر داشته باشید آن هست که اجازه ندهید یک انتقاد یا نظر منفی، روز فوق‌العاده‌تان را خراب کند.

رویداد نیکو این هست که شما می‌توانید یک روز بد را به همان سرعتی که شروع انجام گرفته هست، به یک روز نیکو تبدیل کنید.

نخستین کاری که باید انجام دهید، آن هست که حال‌و‌هوایتان را عوض کنید. هنگامی که از درون احساس نیکوی داشته باشید، تغییردادن دیدتان نسبت به روز و خداحافظی با احساسات منفی و ناخوشایند برای‌تان زیاد آسان‌تر خواهد انجام گرفت.

اگر یک اتفاق بد باعث ناآسودهی شما انجام گرفته هست، یکی از این ۱۰ مورد را امتحان کنید تا در ۱۰ دقیقه یا کاهش، احساس بهتری داشته باشید:

۱. به موزیک مورد علاقه‌تان گوش دهید و همراه آن بخوانید

گوش دادن به موزیک

فکر می‌کنید تأثیر موسیقی روی عملکـــرد افراد به چه صورت هست؟ مطالعات نشان داده‌اند که گوش دادن به موزیک مورد علاقه‌تان می‌تواند حس‌و‌حال شما را عوض کند و حتی در کاهش افسردگی مؤثر باانجام گرفت. در گوشی یا آی‌پادتان فهرستی از موزیک‌هایی که حال‌تان را بهتر می‌کنند، درست کنید. سعی کنید موزیک‌های مثبت و روحیه‌بخشی را انتخاب کنید که می‌توانید همراه آنها بخوانید.

۲. دوش بگیرید

مشخص نیست که دوش‌گرفتن چگونه می‌تواند به بهبود حال روحی کمک کند اما به‌نظر می‌رسد که به‌طور هستعاری (مجازی) به پاک کـــردن افکار و احساسات منفی کمک می‌کند. یک دوش کوتاه بگیرید. دوشی که در آن به‌طور متناوب از آب گرم و سرد هستفاده کنید، می‌تواند به افزایش گردش خون و خلاصی از شر انرژی منفی کمک کند.

با دوش آب گرم شروع کنید و سپس به‌آرامی دمای آب را تا جایی سرد کنید که بتوانید آن را ۲۰ ثانیه تحمل کنید. سپس درجه‌ی آب را مجدد بالا ببرید. در ابتدا این چرخه را به‌مدت ۳ تا ۵ دقیقه به‌طور متناوب انجام دهید تا به‌تدریج بتوانید مدت زمان افزایشی تحمل کنید.

۳. ویدئوی خنده‌دار تماشا کنید

در مطالعه‌ای که دانشگاه اُنتاریوی غربی انجام داد، شرکت‌کنندگانی که قطعه‌ی موسیقی شاد گوش کـــردند و کیلیپ ویدئویی خنده‌دار دیدند، نسبت‌به گروهی که به موسیقی و کلیپ‌های ویدئویی غمگین گوش کـــرده بودند، کارآمدتر بودند و توانایی افزایشی در حل مسائل داشتند.

از نظر تئوری، تماشای کلیپ‌های ویدئویی خنده‌دار می‌تواند در افزایش بهره وری مؤثر باانجام گرفت.

۴. حیوانی را نوازش کنید

نوازش یک حیوان اهلی می‌تواند حال‌وهوای شما را به‌طرز چشمگیری بهتر کند. این کار چنان اثرات مثبتی دارد که درمان‌گران رفتاری برای کمک به بهبودی افراد از حیوانات هستفاده می‌کنند؛ به‌عنوان مثال روان‌درمانی به کمک اسب. با آنکه ثابت انجام گرفته هست داشتن حیوان خانگی باعث بهبود عزت نفس و تندرستی می‌شود اما برای بهره‌مندی از مزایای آن لازم نیست که حتما خودتان یک حیوان خانگی داشته باشید.

اگر در مزرعه و روستا خانومدگی نمی‌کنید و حیوان خانگی هم ندارید، نگران نشوید. احتمالا در همسایگی یا ساختمان شما کسی هست که یک حیوان خانگی داشته باانجام گرفت. همچنین پناهگاه‌های حیوانات نیز متداوم به‌دنبال افراد داوطلب برای رسیدگی به این موجودات بی‌پناه هستند. یادتان باانجام گرفت حیوانات به ما نیاز دارند، همان‌قدر که ما به آنها نیاز داریم.

۵. یک نفر را بغل کنید

ما اغلب فراموش می‌کنیم که تماس انسانی، یکی از روش‌های درمان هست. برخی پزشکان در بیمارستان‌ها و آسایشگاه‌ها از لمس‌درمانی به‌عنوان شکلی از انرژی‌‌درمانی برای کمک به بهبودی بیماران پس از جراحی هستفاده می‌کنند.

دفعه‌ی بعد که کمی احساس ناآسودهی کـــردید، نزد همسر، یک دوست نزدیک یا یکی از اعضای خانواده‌تان بروید و او را در آغوش بگیرید.

۶. از تنفس عمیق کمک بگیرید

تنفس عمیق

تمرین‌های تنفس عمیق دارای نوعی خاصیت درمانی و کاهنده‌ی هسترس هست که می‌تواند به شما کمک کند هورمون‌های هسترس ناشی از یک روز بد را سرکوب کنید.

تعداد لحظه چشم‌هایتان را ببندید و به‌مدت ۲ ثانیه یک دم عمیق انجام دهید (هوا را از بینی به داخل بکشید). سپس ۲ ثانیه مکث کنید و سپس در ۲ ثانیه‌ی بعد هوا را بیرون بدهید. این کار به تحریک سیستم عصبی سمپاتیک شما کمک خواهد کـــرد و بنابراین باعث می‌شود که نسبت به هسترس، واکنش آرام‌تری از خودتان نشان دهید.

۷. در مورد چیزی که شما را آزار می‌دهد و چیزهایی را که به‌خاطرشان سپاسگزار هستید بنویسید

نوشتن وقایع روزانه یکی از راه‌های عالی برای رهایی از هسترس و اضطراب هست، چون به شما کمک می‌کند احساسات سرکوب‌انجام گرفته‌تان را به روش درستی ابراز کنید. حتی اگر قرار نباانجام گرفت کسی آن را بخواند، نوشتن آنها مقابله با هسترس را کمی آسان‌تر خواهد کـــرد.

در یک دفترچه‌ی یادداشت بنویسید که دقیقا چه چیزی شما را ناآسوده می‌کند و چه احساسی در مورد آن دارید. سپس تعداد مورد از چیزهایی را نام ببرید که به‌خاطرشان سپاسگزار هستید. این کار، شما را در یک چهارچوب ذهنی مثبت قرار می‌دهد که به بیرون‌آمدن از حال‌و‌هوای گرفته و منفی‌تان کمک خواهد کـــرد.

۸. تعداد تمرین سبک ورزشی انجام دهید

حتی اگر از ورزش خوش‌تان نمی‌آید، باید بدانید که بلندانجام گرفتن و حرکت‌دادن بدن‌تان به تحریک جریان خون و ترشح اندورفین‌ها – هورمون احساس نیکو – کمک خواهد کـــرد. خوشبختانه برای بهره‌مندی از فواید ورزش مجبور نیستید که یک دوی طولانی انجام دهید؛ حتی انجام یک روال ورزشی ۵ دقیقه‌ای در کنار میز کارتان به بهبودی حال روحی‌تان کمک خواهد کـــرد.

تمرینات ساده‌ای مانند اسکات، شنای سوئدی و حرکات کششی آسان را انجام دهید. این کار نه‌تنها میزان تحرک شما را افزایش می‌دهد بلکه باعث افزایش تولید انواع هورمون های شادی می‌شود، جریان خون را افزایش می‌کند و حس‌و‌حال‌تان را بهتر خواهد کـــرد.

۹. از شبکه‌های اجتماعی فاصله بگیرید

شبکه‌های اجتماعی، گام‌های مثبتی در جهت نزدیکی آقام به‌هم برداشته‌اند اما یک جنبه‌ی منفی نیز دارند.

مطالعات زیادی نشان داده‌اند که کنترل و حضور مداوم در رسانه‌های اجتماعی درواقع می‌تواند باعث افسردگی شود، چون ما اغلب خودمان را با دوستان و آشنایان‌مان مقایسه می‌کنیم و این مسئله، نوعی احساس بی‌کفایتی و تردید در ما ایجاد می‌کند.

تا حد ممکن از فیس‌بوک یا توئیتر فاصله بگیرید. در سر کار فقط مواقعی که مجبور هستید، آنها را ببینید. به‌یاد داشته باشید که اکثر افراد متداوم شادترین و بهترین لحظات‌شان را در شبکه‌های اجتماعی به‌اشتراک می‌گذارند، بنابراین باطن خانومدگی‌تان را با ظاهر خانومدگی دیگران مقایسه نکنید.

۱۰. پابرهنه روی چمن راه بروید

تماس با زمین

ماندن در فضای بسته در پایان روز، آن هم بدون قرارگیری مستقیم در معرض نور خورشید و بدون اتصال به انرژی طبیعت می‌تواند یک روز بد را بدتر و وحشتناک‌تر کند.

گراندینگ یا اتصال به زمین، عبارت هست از تماس بدن با زمین که معمولا با پای برهنه انجام می‌شود. این کار به تحریک انرژی، بهبود عملکـــرد سیستم ایمنی و افزایش شادی کمک می‌کند. با توجه به این نظریه، میدان مغناطیسی زمین می‌تواند هورمون‌های هسترس را کاهش دهد. در تایم هستآسوده ناهارتان، فضای پوشیده از چمن پیدا کنید که بتوانید در آن بنشینید، برای تعداد دقیقه خودتان را آرام کنید و اجازه دهید پاهایتان در چمن هستآسوده کنند. می‌توانید روی چمن ناهارتان را میل کنید یا فقط بنشینید و تعداد دقیقه کتاب بخوانید و به کاهش ضربان قلب و کنترل هسترس خود کمک کنید.

اینها فقط تعداد مورد از ایده‌هایی هستند که می‌توانند یک روز بد را به یک روز نیکو تبدیل کنند. برای ما بنویسید که انجام چه کارهایی به شما کمک می‌کنند از حس ناآسودهی و افسردگی بیرون بیایید؟

۹ کاری که نباید با معده‌ خالی انجام دهید

دسته بندی : اخبار هنرمندان تاریخ : دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶

زیادی از ما با فواید ورزش برای سلامتی آشناییم و می‌دانیم بدن‌مان به غذاهای سالم نیاز دارد. همه‌ی ما باور داریم «چیزی که می‌خوریم ما را می‌سازد» اما جالب هست بدانید کارهایی که قبل از غذاخوردن انجام می‌دهیم هم تأثیر زیادی بر سلامتی ما دارند. در ادامه، به ۹ کاری اشاره می‌کنیم که نباید با شکم خالی (افزایش از دو ساعت از آخرین وعده‌ی غذایی‌تان) انجام دهید. در آخر این مطلب هم به شما خواهیم گفت بهتر هست چه کارهایی را تایم گرسنگی انجام دهید.

۱. داروهای مسکن نخورید

آسپرین، پارهستامول و سایر مسکن‌های غیرهستروئیدی (NSAIDS) نباید با شکم خالی خورده شوند. این کار نه‌تنها تأثیر آنها را کم می‌کند، بلکه می‌تواند باعث عوارض جدی (مانند خونریزی گوارشی) شود.

توصیه: شیر اثر منفی داروهای ضدالتهاب غیرهستروئیدی (NSAIDs) را کم می‌کند، بنابراین بهتر هست به‌جای آب با آنها شیر بنوشید. درصورتی‌که شیر در دسترس نداشتید، دارو را با مقدار زیادی آب مصرف کنید.

۲. قهوه نخورید

خرید با معده خالی

حتی قهوه‌ی بدون کافئین هم تولید اسید را تانجام گرفتید می‌کند و اگر با شکم خالی خورده شود، می‌تواند باعث سوزش معده و سایر عوارض گوارشی شود. نخوردن صبحانه، حتی بعد از مصرف قهوه می‌تواند باعث کاهش سروتونین (یکی از انواع هورمون‌های شادی) شود و کل روز شما را غمگین و افسرده کند.

توصیه: اگر نمی‌توانید عادت نوشیدن قهوه‌ی نخست صبح را کنار بگذارید، آن را با شیر یا خامه مخلوط کنید. چربی شیر تأثیرات منفی را کاهش می‌دهد. قهوه‌ی طبیعی را به‌جای قهوه‌ی فریزدرای (قهوه را به‌سرعت منجمد و در خلأ و حرارت بالا خشک می‌کنند. با این کار، قهوه در دمای ‌معمولی ماندگاری افزایشی پیدا می‌کند) انتخاب کنید.

۳. آدامس نجوید

اسید معده‌ای که زمان جویدن آدامس ترشح می‌شود، پوشش معده‌ی خالی را تخریب می‌کند. زیاده‌روی در مصرف آدامس می‌تواند باعث گهستریت (ورم معده) شود. تحقیقات نشان داده‌اند افرادی که آدامس می‌جوند، به‌جای میوه و سبزیجات تمایل افزایشی به غذاهای ناسالم دارند.

توصیه: آدامس‌هایی که به‌جای شکر، سیکلامات و آسپارتام، حاوی شیرین‌کننده‌های طبیعی مانند زایلیتول و سوربیتول هستند، آسیب کاهشی به بدن وارد می‌کنند. حتی اگر معده‌یتان پر هست، افزایش از ده دقیقه مداوم آدامس نجوید.

۴. به رختخواب نروید

گرسنگی و سطح گلوکز پایین مانع از خواب نیکو می‌شود و از خواب عمیق جلوگیری می‌کند. جالب اینجهست که کم خوابی هم به‌نوبه‌ی خود سطح هورمون‌های گرسنگی را افزایش می‌دهد. به همین علت هست که فردای روزی که شام نمی‌خوریم، گرسنه‌تر هستیم و افزایش می‌خوریم.

توصیه: پرخوری قبل از خواب هم انتخاب نیکوی نیست. بهترین انتخاب مصرف محصولات لبنی هست، زیرا این محصولات از جمله منابع نیکو کلسیم و منیزیم هستند. این عناصر یک خواب سالم را برای شما تضمین می‌کنند. می‌توانید یک لیوان شیر به همراه عسل میل کنید.

۵. تمرینات ورزشی دشوار انجام ندهید

این تصور وجود دارد که ورزش‌کـــردن با شکم خالی کالری افزایشی می‌سوزاند. در واقعیت این کار تأثیری بر چربی سوزی ندارد، اما از طرف دیگر، از دست‌دادن ماهیچه‌ها مسئله‌ای جدی هست. همچنین با کاهش انرژی بدن، انجام گرفتت تمرینات کاهش می‌شود.

توصیه: تمرینات ایروبیک را جایگزین تمرینات ورزشی سنگین کنید. بهتر هست قبل از هر نوع تمرین ورزشی کمی تنقلات مصرف کنید، چون فعالیت فیزیکی ترشح شیره‌ی معده را تحریک می‌کند که می‌تواند به معده‌ی خالی آسیب بخانومد.

۶. خرید نکنید

خرید با معده خالی

همه‌ی ما می‌دانیم گرسنگی باعث می‌شود افزایش از مقدار نیازمان خوراکی بخریم. درواقع، شکم گرسنه باعث می‌شود در مغازه‌های مواد غیرخوراکی هم افزایش از نیازمان خرید کنیم. تحقیقات نشان داده‌اند که پیام درونی «من غذا می‌خواهم» به پیام «من می‌خواهم» تبدیل می‌شود و فرد با پیروی از این پیام، افزایش خرید می‌کند.

توصیه: تهیه‌ی فهرست خرید و پرداخت پول نقد، از راه‌های جلوگیری از ول‌خرجی هستند. تحقیقات نشان داده‌اند که تایمی افراد پول نقد می‌پرداخانومد، نسبت به تایمی که از کارت اعتباری هستفاده می‌کنند، کاهش خرج می‌کنند.

۷. آب مرکبات ننوشید

اسید و فیبرهای دشوار که در مرکبات وجود دارد، به معده‌ی خالی آسیب می‌خانومند. این مورد به‌ویژه برای افرادی که مبتلا به گهستریت یا در معرض ابتلا هستند، خطرناک هست.

توصیه: آب مرکبات تازه اگر به‌نسبت ۲ به ۱ (برای افراد معمولی) و ۱ به ۱ (برای افرادی که معده‌ی هایپراسیدی دارند) با آب رقیق شود،برای بدن‌تان مفید هست.

تحقیقات ثابت کـــرده‌اند که گرسنگی باعث می‌شود خونسردی‌مان را از دست بدهیم، زیرا ما برای کنترل خودمان به انرژی احتیاج داریم که با معده‌ی خالی، این مقدار انرژی برای کنترل‌مان وجود ندارد.

توصیه: اگر قبل از شروع بحث فرصت غذاخوردن ندارید، یک نوشیدنی گرم بنوشید و به طرف مقابل‌تان هم تعارف کنید. این کار، بحث را دوستانه‌تر خواهد کـــرد.

و در آخر: با شکم خالی چه کارهایی می‌توانید انجام دهید؟

احتمالا حدس می‌خانومید محتمل‌ترین کاری که بهتر هست با شکم گرسنه انجام بدهید، خوردن غذهست! اما کارهایی هستند که حتی فکرش را نمی‌کنید که بهتر هست در گرسنگی انجام شوند.

حل‌کـــردن مسائل

تایمی گرسنه هستید، توانایی‌تان برای دقت و تمرکز افزایش می‌شود. به‌نقل کرد‌ی محققان، این میراثی از اجداد نخستیه‌ی مهست که باید کل تمرکزشان را برای به‌دست‌آوردن غذا می‌گذاشتند. هورمون گرسنگی «گرِلین» با تحریک فعالیت مغز، به ما کمک می‌کند تا کارهای مختلفی را هم‌زمان انجام دهیم.

انتخاب‌کـــردن

اگر برای انتخاب بین تعداد چیز گیر افتاده‌اید -مثلا نمی‌دانید پیراهن قرمزی که حاشیه‌های طلایی دارد، افزایش به شلوار جین جدیدتان می‌آید یا بلوز آبی و سفید با یقه‌ی توردار- سعی کنید با شکم خالی انتخاب کنید. تحقیقات نشان می‌دهد، تصمیماتی که فرد در زمان گرسنگی می‌گیرد با اینکه بدون فکر قبلی و ناگهانی هستند، اغلب افزایش به موفقیت می‌رسند. به صورت حتم واضح هست که نباید در مورد تصمیمات حیاتیی که مسائل اقتصادی، ارتباطی یا سلامتی را به‌خطر می‌اندازد، این روش را به‌کار ببندید.

شناسنامه‌ی کتاب

عنوان اصلی: Food Rules: An Eater’s Manual

عنوان فارسی: قوانین غذا؛ راهنمایی برای سالم غذا خوردن

نویسنده: مایکل پولن

سال انتشار: ۲۰۰۹

درباره‌ی کتاب قوانین غذا

غذاخوردن حتما نباید پیچیده باانجام گرفت. امروزه دنیا پر از رژیم‌های پیچیده و توصیه‌های سلامتی متناقض هست. کتاب قوانین غذا تصمیمات روزانه‌ی ما را در مورد غذا ساده‌تر می‌کند. این کتاب ساده، دقیق و هوشمندانه نوشته انجام گرفته هست. این شاهکار پرفروش مایکل پولن قوانین ساده و فراموش‌نانجام گرفتنی را برای غذا‌‌خوردنِ عاقلانه ارائه می‌کند. هر صفحه یک قانون دارد که توضیح کوتاهی در مورد آن آمده هست. این راهنما خیلی ساده هست و از قوانین سنتی سرچشمه می‌گیرد.

این کتاب نشان می‌دهد که چگونه قوانین سنتی فرهنگ‌های مختلف در طول سال‌ها به نتیجه‌های مشابه در مورد غذا رسیده‌اند. ۶۴ قانون در این کتاب آمده‌اند که خیلی از آنها تفکر برانگیز و بعضی خنده‌دارند. این کتاب در سه بخش نوشته انجام گرفته: غذا بخورید، افزایش سبزیجات بخورید، و زیادی نخورید. در واقع این کتاب شما را از رژیم غربی و غذاهای فراوری انجام گرفته دور می‌کند و قوانینی را ارائه می‌دهد که مشکل شما را با غذا حل می‌کنند.

آیا این کتاب برای شمهست؟

اگر تا به حال از خود پرسیده‌اید چه باید بخورم، این کتاب راهنمای ارزشمندی برای شما خواهد بود. این در واقع ساده‌ترین سؤالی هست که می‌توانید در مورد غذا از خود بپرسید. و دنبال نویسنده از ابتدا همین بوده که به پاسخ این سؤال برسد. اگر اعتقاد دارید دانشِ امروزه هشدار زیادی در مورد تغذیه و تأثیر آن روی سلامتی ندارد و نتایج متناقضی که هر روز منتشر می‌کند فقط باعث سردرگمی می‌شود این کتاب برای شمهست. این کتاب در واقع به آغاز بازمی‌گردد و به غذا به ساده‌ترین نحو ممکن می‌نگرد.

در حاشیه

کتاب قوانین غذا یکی از کتاب‌های پرفروش نیویورک تایمز هست و مجلاتی مانند هیوستون کرونیکل و لس‌آنجلس تایمز در مورد آن معرفی‌های خیلی مثبتی نوشته‌اند. در این معرفی‌ها تأکید انجام گرفته که این کتاب زیاد ساده و مفید هست. این کتاب می‌تواند جای همه‌ی‌ کتاب‌های رژیم و تغذیه‌ در کتابخانه‌ی شما را بگیرد.

مایکل پولن کتاب‌های دیگری هم در این مورد نوشته هست. از جمله می‌توان به «در دفاع از غذا: مانیفستی برای غذاخوردن»، «مشکل همه‌چیزخوارها: تاریخ طبیعی وعده‌های غذایی» و «سفره‌ی خانواده‌ی پولن: بهترین دستور‌های غذا و توصیه‌ها برای غذاهایی خوشمزه، سالم و خانوادگی» اشاره کـــرد.

مایکل پولن کارشناسی ادبیات انگلیسی را از دانشگاه بنینگتون در سال ۱۹۷۷ دریافت کـــرد. و در سال ۱۹۸۱ از دانشگاه کلمبیا کارشناسی ارانجام گرفت را در همان رشته گرفت. او اکنون در دانشکده‌ی روخانومامه‌نگاری دانشگاه برکلی به دانشجویان کارشناسی ارانجام گرفت روخانومامه‌نگاری درس می‌دهد. او تعدادین کتاب در مورد غذا، تاریخچه‌ی آن و سنت‌های غذاخوردن در فرهنگ‌های مختلف نوشته که همه‌ی آنها از پرفروش‌ترین کتاب‌ها هستند. در سال ۲۰۱۰ مجله‌ی تایمز از او به عنوان یکی از صد انسان تأثیرگذار دنیا یاد کـــرد.